ادعای وقفیت در مورد گورستان های قدیمی
- عنوان
- ادعای وقفیت در مورد گورستان های قدیمی
- شماره دادنامه
- ۸۸۰۹۹۸۳۶۴۷۱۰۰۰۷۲
- تاریخ دادنامه
- ۱۳۹۴/۰۵/۲۷
- گروه رای
- کیفری
- پیام
- در جایی که مالک ملک معلوم نبوده و دلیلی هم بر وقفیت محل ارائه نشده است، صرف سابقه گورستان بودن یک زمین را نمی توان دلیل بر موقوفه بودن آن دانست.
رأی خلاصه جریان پرونده
محتویات پرونده کلاسه ۷۲-۸۸ شعبه اول دادگاه عمومی حقوقی شهرستان ش. حاکی است که اداره اوقاف و امور خیریه شهرستان مذکور در تاریخ ۱۳۸۸/۹/۱۰ دادخواستی به خواسته رسیدگی و صدور حکم به اثبات وقفیت یک باب قبرستان متروکه موسوم به قبرستان امام زاده ش. (ع) و محل فعلی پارک م. به طرفیت شهرداری تقدیم و در توضیح دعوی بیان گردیده خوانده مبادرت به احداث پارکی موسوم به پارک م. در بلوار مدرس ش. نموده حال آنکه محل احداث این پارک قبلاً به صورت قبرستان بوده موسوم به قبرستان امام زاده ش. که به مرور به حالت متروکه درآمده است. بقایای مربوط به قبور قبرستان هنوز در محل یافت میشود. به موجب بند ۵ ماده اوّل قانون تشکیلات و اختیارات سازمان اوقاف و امور خیریه. انجام امور مربوط به گورستانهای متروکۀ موقوفهای که متولی معینی ندارد و اتخاذ تصمیم لازم در مورد آنها بر عهده سازمان اوقاف و امور خیریه است. از طرف دیگر طبق مسئله ۳ کتاب تحریر الوسیله حضرت امام خمینی (ره) گورستانهای عمومی که جهت دفن اموات اختصاص یافته و وقف معاطاتی تلقی میگردد. همچنین بر طبق نظریۀ شماره ۵۹۱۷-۱۳۷۳/۴/۱۸ شورای نگهبان از زمان لازم الاجرا شدن قانون تشکیلات و اختیارات سازمان اوقاف و امور خیریه اطلاق تبصره ۶ ماده ۹۶ قانون شهرداریها و ماده ۴۵ آئیننامه مالی شهرداریها که اداره امور مربوط به قبرستانها را بر عهده شهرداری گذشته است لغو گردیده. به پیوست استشهادیه محلی تنظیمی در خصوص این امر که پارک م. قبلاً به صورت قبرستان مورد استفاده قرار میگرفته تقدیم میگردد. تقاضای صدور قرار تحقیق و معاینه محل با جلب نظر کارشناس و سپس صدور حکم به شرح خواسته مورد استدعاست. وقت دادرسی به تاریخ ۱۳۸۹/۲/۲۹ تعیین و طرفین دعوت شدهاند –شهرداری لایحهای تقدیم و به شرح آن اعلام داشته است ۱- به استناد تبصره ۶ ماده ۹۶ قانون شهرداریها مصوب ۱۳۳۴/۴/۱۱ با اصلاحات و الحاقات بعدی (اراضی کوچههای عمومی و میدانها و پیادهروها و به طور کلی معابر و بستر رودخانهها و نهرها و مجاری فاضلاب شهرها و باغهای عمومی و گورستانهای عمومی و درختهای معابر عمومی واقع در محدوده شهر که مورد استفاده عموم است. ملک عمومی محسوب و در مالکیت شهرداری است) همچنین به استناد ماده ۴۵ آئیننامه شهرداریها مصوب ۱۳۴۶/۴/۱۲ با اصلاحیههای بعدی (.... اموال عمومی شهرداریها اموالی است که متعلق به شهر بوده و برای استفاده عموم اختصاص یافته است مانند معابر عمومی-خیابانها-میادین-گورستانها. سیل برگردان و...) و بر طبق ماده ۴۶ همین قانون (حفاظت از اموال عمومی شهرداریها و آماده و مهیا ساختن آن برای استفاده عموم و جلوگیری از تجاوز و تصرف اشخاص نسبت به آنها بر عهده شهرداری است) بدین لحاظ گورستانها ملک عمومی محسوب و جزء اموال عمومی شهرداری بوده و حفاظت از آنها بر عهده شهرداری است. ۲- طبق ماده ۲۲ قانون ثبت اسناد و املاک مصوب ۱۳۱۰ با اصلاحات و الحاقات بعدی. همین که ملک مطابق قانون در دفتر املاک به ثبت رسید. دولت فقط کسی که ملک به نام او ثبت شده و یا کسی که ملک مذکور به او منتقل گردیده و این انتقال نیز در دفتر املاک به ثبت رسیده و یا اینکه ملک مذکور از مالک رسمی ارثاً به او رسیده مالک خواهد شناخت بر این اساس شهرداری طبق برگ معاملات به شماره ... و صورتمجلس مورخ ۱۳۸۰/۹/۲۸ پارک م. متعلق به شهرداری بوده و به نام شهرداری به ثبت رسیده است. ۳- به استناد ماده ۳۵ قانون مدنی (تصرف به عنوان مالکیت دلیل بر مالکیت است مگر اینکه خلاف آن ثابت شود) لذا نظر به اینکه خواهان در دادخواست تقدیمی اقرار نموده که پارک م. در تصرف شهرداری است و بیش از ۳۰ الی ۴۰ سال است که حفظ و نگهداری آن بر عهده شهرداری بوده و به نام شهرداری به ثبت رسیده تقاضای رد دعوی خواهان را استدعا دارد. در وقت تعیین شده جلسه دادرسی با حضور نمایندگان طرفین تشکیل گردیده است. نماینده اداره خواهان به شرح مفاد دادخواست رسیدگی و صدور حکم را خواستار شده است. نماینده اداره خوانده نیز با تکرار مطالب لایحه تقدیمی به شرح فوق و تکیه به اینکه سند مالکیت ملک به نام شهرداری است و به صورت پارک عمومی مورد استفاده عموم است. و با وجود ۲ الی ۳ قبر که در پارک موجود است به عنوان قبرستان متروکه محسوب نمیشود و ۳۰ الی ۴۰ سال است که در تصرف شهرداری میباشد. و خواهان به این امر اقرار دارد. تقاضای رد دعوی خواهان را دارد. سپس دادگاه دستور استعلام وضعیت ثبتی ملک را صادر نموده است. پاسخ استعلام به شرح برگ شماره ۳۰ پرونده مضموناً حاکی است که پلاک ... شه. بخش یک ثبتی واقع در دامنه ش. توسط شهرداری به موجب یک فقره اظهارنامه ثبتی به سال ۱۳۴۷ تحت عنوان یک قطعه قبرستان قدیم به شماره پلاک فوق تقاضای ثبت شده است. آگهیهای نوبتی و تحدید حدود آن صحیحاً منتشر و سپس تحدید حدود به عمل آمده است که به اصل و حدود آن اعتراض نشده طبق نقشه و صورتجلسه تحدید حدود مساحت پلاک ۶۰۰۰۰مترمربع میباشد و...) پلاک شماره ... و... به نام شهرداری در جریان ثبت میباشد. سپس با استعلام مجدد در خصوص تنظیم سند به نام شهرداری طی پاسخ شماره ۲۳۴۳۹-۱۳۸۹/۱۱/۱۷ ص۳۳ پرونده اعلام گردیده که شش دانگ پارک م. با ساختمانهای موجود در آن به شماره ... باقیمانده که پلاکهای ۱۹۷و۱۹۸ از آن مجزا شده است به مساحت ۳۶/۵۰۰ متر مربع به موجب توافقنامه شماره ۹۷۴۸۹-۱۳۸۱/۱۰/۱۶ دفتر ۴ش. در سهم شهرداری قرار گرفته است که در جریان ثبت میباشد و تاکنون سند مالکیت صادر نشده است...) سپس با توجه به تقاضای خواهان قرار تحقیق و معاینه محل صادر گردیده است. وقت اجرای آن به تاریخ ۱۳۹۰/۹/۱۳ موکول شده است. نماینده خواهان حاضر گردیده است. و سه نفر گواه حاضر مینماید. دادگاه با عدول از قرارهای مذکور قرار استماع گواهی گواهان را صادر و از شهود تعرفه شده به شرح اوراق جداگانه تحقیق هر سه نفر بر سابقه قبرستان در محل شهادت دادهاند که اینک به عنوان پارک معلم در تصرف شهرداری است. دادگاه در تاریخ ۱۳۹۱/۷/۱۲ در وقت فوق با ختم رسیدگی مبادرت به صدور رأی مینماید (توضیح اینکه از تاریخ پایان جلسه ۱۳۹۰/۹/۱۳ لغایت صدور حکم به مدت حدود ۹ ماه هیچگونه اقدام قضائی در پرونده مشاهده نمیگردد. عضو ممیز) بر اساس رأی صادره به شماره دادنامه ۰۱۹۵۰-۱۳۹۱/۷/۲۴ با این استدلال که ... نظر به صدور سند مالکیت در محل مورد ادعای خواهان که بدواً میبایست اسناد مالکیت صادره ابطال گردد. و مستلزم طرح دعوی ابطال اسناد مالکیت از طرف مدعی میباشد دعوی را به کیفیت مطروحه قابل استماع ندانسته و به استناد ماده ۲ قرار عدم استماع دعوی صادر میگردد. با اعتراض تجدیدنظرخواهی خواهان شعبه چهارم دادگاه تجدیدنظر اصفهان با این استدلال که بالعکس ابطال اسناد مالکیت مستلزم اثبات وقفیت است طی دادنامه شماره ۱۳۴۹-۱۳۹۱/۱۰/۲۵ با نقض قرار پرونده را جهت رسیدگی در ماهیت دعوی به محکمه نخستین اعاده مینماید. با اعاده پرونده دادگاه بدواً باتوجه به اینکه حسب پاسخ استعلام ثبتی قسمتی از پارک در مالکیت و تصرف ادارات آموزش و پرورش و نیروی انتظامی است. اخذ توضیح را از نماینده اداره خواهان ضروری تشخیص در جلسه مورخ ۱۳۹۱/۱۲/۹ نماینده خواهان حاضر گردیده است. توضیحات نامبرده در صورتجلسه منعکس شده است با ذکر حدود مورد ادعا به عنوان پارک م. جلب نظر کارشناس را خواستار شده است. دادگاه با صدور قرار ارجاع امر به کارشناس نظریه کارشناسی را تحصیل و به شرح اوراق شماره ۷۶ الی ۸۲ منعکس میباشد. در نظریه کارشناس سیر جریان ثبتی و کروکی محل ترسیم شده است. با ابلاغ نظریه کارشناس و سپس با ختم رسیدگی به شرح دادنامه شماره ۲۰۲۱-۱۳۹۲/۶/۳۱ با توجه به پاسخ استعلام ثبتی که ملک به عنوان قبرستان عمومی تقاضای ثبت آن شده است و اظهارات گواهان خواهان و اظهارنظر کارشناس. با احراز وقفی بودن محل و پارک م. برابر کروکی ترسیمی کارشناس) حکم به وقفیت آن صادر نموده است. با اعتراض تجدیدنظرخواهی محکومعلیه (شهرداری) شعبه چهارم تجدیدنظر استان اصفهان طی دادنامه شماره ۶۵۶-۱۳۹۳/۴/۳۰ رأی بدوی را عیناً تأیید نموده است. شهرداری با تقدیم دادخواستی در مقام فرجامخواهی برآمده است. پس از تبادل لوایح و جری تشریفات به دیوان عالی کشور ارسال و جهت رسیدگی به این شعبه ارجاع شده است. مفاد لایحه فرجامی عمدتاً تکرار مطالبی است که قبلاً در پرونده محاکماتی طی لوایح تقدیمی بیان گردیده است. و مشروح لایحه هنگام شور قرائت میگردد. هیئت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید پس از قرائت گزارش آقای عنایت حیاتی عضو ممیز و اوراق پرونده مشاوره نموده چنین رأی میدهد:رأی شعبه دیوان عالی کشور
نظر به اینکه استفهام از عنوان وقف معاطاتی قبرستان اصولاً ناظر به موردی است که شخص معینی (واقف) قطعه زمینی معلوم و متعلق به خود را برای قبرستان مسلمین تعیین کند و اذن عمومی دهد که اموات خود را در آنجا دفن نمایند و به همین منشاء و اعتبار هم امواتی در آنجا دفن شود در چنین موردی برای احراز صحت وقف معاطات کفایت کرده و جاری کردن صیغه وقف و قبول و قبض و اقباض مصطلح ضرورتی ندارد و لکن ملاحظه میگردد که در پرونده امر اساساً مالک ملک معلوم نیست و دلیلی هم بر وقف بودن محل ارائه نشده است و چون صرف سابقه گورستان و متروکه بودن در یک زمین را لزوماً نمیتوان دلیل بر موقوفه بودن زمین دانست و چنین الزامی بدون احراز مبانی شامل مالکیت مشخص یا دلیل وقفیت به دلالت التزامی و تضمنی به دست نمیآید. لذا رأی فرجامخواسته که بدون توجه به معانی و مبانی مذکور صادر گردیده است واجد اشکال و خلاف موازین قانونی میباشد. مستند به بند دوّم ماده ۳۷۱ وبند ج ماده ۴۰۱ قانون آئین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی با نقض رأی پرونده جهت رسیدگی به دادگاه همعرض صادرکننده حکم منقوض ارجاع میگردد.مستشار و عضو معاون شعبه اول دیوان عالی کشور
حمیدرضا موحدی - عنایت حیاتی
میانگین امتیاز: ۵.۰ از ۰ رای