ارزش اثباتی آزمایش دی ان ای در دعوای نفی نسب

عنوان
ارزش اثباتی آزمایش دی ان ای در دعوای نفی نسب
تاریخ دادنامه
۱۴۰۱/۰۵/۰۱
گروه رای
حقوقی
پیام
عدم انجام آزمایش DNA دلیل شرعی و قانونی کافی برای اثبات ادعای نفی نسب نیست و تاب مقاومت در بر ادله دیگر ازجمله شناسنامه واقرار و شهادت شهود را ندارد.

رأی خلاصه جریان پرونده

خلاصه جریان پرونده:
در این پرونده اقایان ا. ، س. ، ح. ه. ج. در مورخه ۱۴۰۰/۳/۲۵ با تقدیم دادخواست به خواسته نفی نسب به طرفیت ح. ج. و م. ک. ن. و سازمان *طرح دعوی نموده و اعلام کرده اند خوانده ردیف ۲ همسر برادرمان مرحوم ع. ج. ب. و فرزند ا. نداشته اند در ۷۶/۸/۵ خوانده ردیف اول اقای ح. ج. ر. ب. فرزند ی قبول و شناسنامه اخذ نموده اند بعد از فوت برادرمان خواندگان اقدام به شکایت و دعاوی متعدد علیه ما نموده و با اخذ گواهی انحصار وراثت باعث تضییع حقوق شده اند لذا در خواست نفی نسب خوانده ردیف اول و ابطال گواهی انحصار وراثت را داریم. سازمان *اعلام نموده صدور شناسنامه برای اقای ح. ج. با اعلام پدر م. ج. و دو شاهد انجام شده است.ص ۲۷ شعبه *در ۱۴۰۰/۴/۱۲ تشکیل جلسه داده است. وکیل خواهانها تقاضای ارجاع خوانده به سازمان *جهت ازمایش را نموده و اینکه شهود نیز حاضر به شهادت هستند وکیل خواندگان پاسخ داده: چه دلیلی خواهانها دارند ارائه دهند. وکیل خواهانها گفته: موکلین یکماه است.متوجه این موضوع شده اند تقاضای ازمایش و استماع شهادت شهود را دارند وکیل خوانده گفته ادعا کذب محض است. دادگاه دستور ازمایش dna داده است. وکیل خوانده اعلام کرده موکل حاضر به انجام ازمایش نیست ص ۵۰ ) دادگاه با ختم دادرسی به موجب دادنامه شماره *مورخه ۱۴۰۰/۴/۲۳ باتوجه به اینکه خوانده حاضر به پذیرش ازمایش نشده و اینکه خوانده خانم م. ک. ن. همسر مرحوم بشرح ص ۴ پرونده در پاسخ بازپرسی در سال ۹۶ اعلام کرده که این بچه ( ح. ج. ) فرزند خوانده ما می باشد. و نمی دانم شوهرم از کجا اورده است. باپذیرش دعوی حکم به نفی نسب خوانده با مرحوم ع. ج. و ابطال گواهی انحصار وراثت صادره از شورای حل اختلاف و ابطال و اصلاح شناسنامه صادر نموده است.وکیل خواندگان نسبت به دادنامه اعتراض نموده است.ص ۵۹ دادگاه تجدیدنظر ( شعبه *) از دادگاه بدوی خواسته از شهود استماع شهادت صورت گیرد. دادگاه بدوی در ۱۴۰۰/۸/۱۶ تشکیل جلسه داده و از شهود استماع شهادت نموده است. ۱- ص. ا. ا. ن. : ح. ج. پسر مرحوم ع. ج. است. وقتی ح. بدنیا امد سال ۹۰ بود در مورد بارداری خانم ع. ج. اطلاع دارم. که یکبار گفت وضع حمل کرده است.پسرم حدوا هم سن ح. ج. است. من ۶۰ سال دارم. همسر ع. ج. نامش م. بود. ۲- ر. د. س. ح. ج. فرزند ع. ج. است.من با ع. ج. همسایه بوده ام. بخاطر دارم. همسر ع. ج. بچه کوچکی در بغل داشت که به دیدن مادر بزرگش می امد ع. را با همسرش و بچه میدیدم ع. ج. می گفت رفته اند *جهت لقاح مصنوعی و موفق شده اند. می گفت سال ۷۲ حدود ۷ یا ۸ ماه *بوده و حدود ۷۴ بچه بدنیا امد مادر ع. می گفت که زن ع. حامله شده است. ۳- ف. ک. س. : ما قوم و خویش هستیم من تولدی ندیدم. مرحوم ع. ج. ب. فرزند ا. *رفت اما کارش نشد من ع. ( ح. ) را سه سال داشت که دیدم. البته ۱/۵ ساله بود که گفتند این بچه را اوردیم نگفت از کجا و من از ع. ج. شنیدم وکیل ایشان را به علت فامیلی جرح نموده است.زیرا با ع. ج. عداوت داشته اند و به مال و اموال مرحوم چشم داشتند. ۴- ر. ک. : خانم به نام ش. که همسایه ما بود گفت که خانم م. ک. به وی گفته بچه دار نمی شوم. و پسری را قبول کردم. همسرش هم هیچوقت نگفته بود که زنش باردار شده است. من نقل قول را گفتم نمی دانم خانم ش. زنده است. نماینده سازمان *اظهار داشته: ح. ج. برای سند سجلی متولد شده و اعلام کننده تولد م. ج. به عنوان پدر و دو شاهد به نام و. ی. و ج. ک. سند را امضای کرده اند. سوال: دلیل تاخیر سال تولد و زمان صدور شناسنامه با ۲/۵ سال اختلاف چیست؟ این مربوط به والدین است. خانم ک. گفته: من بچه را در خانه بدنیا اوردم. و ع. ج. دل سنگین بود و دیر رفت شناسنامه گرفت و چند شاهد بر بارداری دارم. که شهادت انها استماع نشده است. دادگاه تجدیدنظر در ۱۴۰۰/۹/۱۴ تشکیل جلسه داده است. ( ص ۱۰۰ ) خانم م. ک. توضیح داده من بچه ای به نام ح. ج. متولد نموده ام در سال ۷۴ و در *در منزل متولد شد و شهود دارم. م. ج. و غ. ا. و م. که کارگرم بود هستند دادگاه: شما در دادسرا گفتید نمی دانم شوهرم این بچه را از کجا اورده است.چه پاسخی دارید؟ پاسخ داده: من و ا. ج. و م. م. ( کارگرم ) پرونده تصرف عدوانی خانه ام را داشتم و قبل از ان در پنج کیلومتری *با ماشین چپ کردم بعد امدم دادگاه و از من سوال کردند. زاییده ای. گفتم نمی دانم از اسمان گذشته شده و من بزرگ کرده م چون ناراحت بودم گفتم نمی دانم شوهرم از کجا اورده است. نگفتم فرزند خوانده است.نمی دانم چرا دادگاه اینطور نوشته است. دادگاه تجدیدنظر مقرر نموده از اقای ح. ج. ازمایش دی ان ای گرفته شود. وکیل ح. ج. درخواست استماع شهادت دیگر شهود را نموده و ازمایش را اماره قضایی دانسته است.ص ۱۱۰ ) دادگاه تجدیدنظر به موجب دادنامه شماره *مورخه ۱۴۰۰/۱۲/۲۶ باتوجه به اظهارات خانم م. ک. ( تجدیدنظر خواه ) در پرونده شعبه *که در پاسخ بازپرس مبنی براینکه ایا ح. ج. فرزند ش. و قانونی شما است.یا اینکه فرزند خوانده است.اظهار داشته نمی دانم شوهرم این بچه را از کجا اورده و فرزند خوانده ما می باشد. واینکه اخیرا مدعی شده این مطلب از روی عصبانیت اعلام شده موجه و موثر نیست و رد می گردد. و اظهارات شهود نیز درتعارض می باشد. و علیرغم اینکه دادگاه ازمایش dna را ضروری دانسته تجدیدنظر خواهان حاضر به ازمایش نشده اند نهایتا دادنامه بدوی را تایید نموده است. خانم م. م. پ. به وکالت از م. ک. ن. و ح. ج. از دادنامه فرجامخواهی نموده و اعلام نموده ۱- در مورد ح. ج. سند رسمی شامل شناسنامه و اقرار پدر در زمان حیات وجوددارد. ۲- شهود اخیر در پرونده صرفنظر از اینکه شاهد تولد یا عدم تولد نبوده اند معارض هستند. ۳- اظهارات خانم م. ک. درپرونده بازپرسی علیه خود ایشان می تواند مورد استناد قرار گیرد که متن کامل لایحه ایشان در زمان شور قرائت می گردد.
هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش اقای س. ت. عضو ممیز اوراق پرونده درخصوص دادنامه شماره *۱۴۰۰/۱۲/۲۶ فرجامخواسته مشاوره نموده و چنین رای می دهد.

رأی شعبه دیوان عالی کشور

رای شعبه
فرجامخواهی خانم م. م. پ. به وکالت از ۱- ح. ج. ۲- م. ک. ن. نسبت به دادنامه شماره *مورخه ۱۴۰۰/۱۲/۲۶ صادره از شعبه *که به موجب ان با تایید دادنامه بدوی صادره از شعبه *حکم به نفی نسب ح. ج. نسبت به مرحوم م. ج. صادر گردیده وارد و موجه است. زیرا استناد دادگاه بدوی و تجدیدنظر در اعلام نفی نسب به ۱- اظهارات فرجامخواه م. ک. در پرونده کیفری بازپرسی شعبه *۲- عدم پذیرش ح. ج. جهت انجام ازمایش دی ان ای می باشد. که با توجه به ذیل قابل پذیرش و کافی برای نفی نسب نخواهدبود. اولا مرحوم م. ج. با حضور در سازمان *اقرار نموده ح. ج. فرزند ا. است.و به همین جهت شناسنامه برای فرجامخواه به عنوان فرزند م. صادرگردیده است.و در زمان حیات هیچوقت رابطه فرزند ی را انکار ننموده است.ثانیا دو نفر شاهد اقایان و. ی. و ج. ک. در سازمان *حاضر و رابطه پدر و فرزند ی را تاییدنموده است. و این موضوع به تایید سازمان *نیز رسیده است. ثالثا اینکه اظهارات خانم م. ک. ن. در حضور بازپرس مبنی براینکه ح. فرزند و. نیست. و نمی داند همسرش او را از کجا اورده است. الف: بعدا مورد انکار ایشان قرارگرفته و اعلام نموده مطالبی را از روی عصبانیت گفته است.و علت هم وجود پرونده تصرف عدوانی بوده است. ب: صرفنظر از مطالب ایشان در بازپرسی و با فرض صحت نیز اقرار وی صرفا می تواند علیه خود خانم نافذ باشد. و نمی تواند در نفی نسب نسبت به مرحوم پدر مورد استناد قرار گیرد. رابعا ازمایش دی ان ای در فرض نتیجه مثبت ان اماره قضایی بوده و توان و تاب مقاومت در برابر ۱- اقرار مرحوم پدر به فرزند ی ۲- شهادت دو شاهد با حضور در سازمان *در زمان تنظیم سند رسمی شناسنامه و تایید اینکه ح. ج. فرزند م. م. ج. می باشد. را ندارد. خامسا اینکه در جلسات دادرسی دو شاهد از ناحیه خواهانها و دو شاهد از ناحیه خواندگان شهادت داده اند. الف اقایان ص. ا. ا. ن. ۶۰ ساله ۲- ر. د. س. ( همسایه مرحوم ) هر دو شهادت داده اند که ح. فرزند م. م. می باشد. ب: دو شاهد اقای ف. ک. س. گفته من تولدی ندیدم. ح. را سه ساله بود که دیدم شنیدم که فرزند اورده اند و ر. ک. : من از خانمی به نام ش. شنیم که می گفت خانم ک. گفته بچه دار نمی شوم و پسری قبول کردم. ملاحظه می گردد. اظهارات دو شاهد خواهانهای بدوی که مطالبی را از دیگران شنیده اند و خود شاهد بر تولد یا عدم تولد نبوده اند فاقد ارزش بوده و قابل استناد نیست لذا باتوجه به مراتب ذکر شده مستندا به بند ۲ ماده ۳۷۱ و بند ج ماده ۴۰۱ قانون ایین دادرسی مدنی دادنامه فرجامخواسته را نقض و پرونده جهت رسیدگی مجدد به شعبه همعرض دادگاه صادر کننده رای منقوض ارجاع می گردد./ا۴۰۱/۵/۸
شعبه *
رییس شعبه: ج. ق. مستشار: س. م. ت.
میانگین امتیاز: ۵.۰ از ۰ رای

دیدگاه‌ها

۰ + ۰ =