اعتراض به نظریه پزشکی قانونی در بزه قتل عمد

عنوان
اعتراض به نظریه پزشکی قانونی در بزه قتل عمد
شماره دادنامه
۱۴۰۰۲۱۹۲۰۰۰۱۳۲۲۱۹۷
تاریخ دادنامه
۱۴۰۱/۰۵/۰۸
گروه رای
کیفری
پیام
اعتراض به نظریه پزشکی قانونی و درخواست ارجاع به کمیسیون پزشکی بالاتر حق اولیای دم بوده و از جانب محکوم علیه قابل پذیرش نمی باشد.

رأی خلاصه جریان پرونده

در مورخه ۱۴۰۰/۰۳/۲۲ پلیس اگاهی شهرستان *گزارش وقوع قتل خانمی بنام ح. د. در *را نزد دادستان عمومی و انقلاب ان شهرستان ارسال که جهت رسیدگی به بازپرس شعبه اول ارجاع می گردد. و بازپرس در راستای شناسایی و دستگیری دو نفر مظنونین و متهمین به ارتکاب قتل به اسامی م. س. و م. س. و انجام تحقیقات محلی و اخذ نظریه پزشکی قانونی صادر می نماید. ( ص ۱۱ ) متهم م. س. متولد سال ۱۳۸۴ در تحقیقات اگاهی ضمن اقرار به قتل و اظهار اینکه مقتوله عمه اش می باشد. انگیزه خود از قتل را مداخله مقتوله در زندگی پدر و مادرش اعلام و ضمنا نحوه ارتکاب قتل با چاقو را توضیح می دهد ( ص ۱۴ و ۱۵ ) پدر مقتوله بنام ع. د. در اگاهی از هر دو مظنون فوق بخاطر قتل دخترش اعلام شکایت می کند و اظهار میدارد. قتل را مبین انجام داده ولی محرک ان و پشت صحنه م. س. بوده و شاید خودش هم همراه او بوده ما دقیق نمی دانیم چه کسی او را کشته است. ( ص ۲۴ ) پزشکی قانونی در معاینه جسد بریدگی های متعدد در ناحیه گردن ، قفسه سینه و پهلوی راست را گواهی کرده است. ( ص ۲۵ ) مادر مقتوله خانم م. د. نیز از هر دو متهم موصوف اعلام شکایت نموده و اظهار داشته م. س. نوه ام است.و م. س. پسر برادرم و نیز برادر عروسم می باشد. پسرم و همسرش اختلاف داشتند ( قاتلین ) فکر می کردند. باعث اختلاف ح. ( مقتوله است ) ( ص ۲۸ ) پزشکی قانونی علت فوت را بریدگی های متعدد شریان گردن و بطن چپ قلب و لوب چپ کبد بر اثر اصابت جسم برنده نوک تیز اعلام کرده است. ( ص ۳۰ ) م. س. پس از معرفی خود به اگاهی ( حدود ده روز بعد از وقوع قتل ) به بازپرسی اعزام می شود. و بازپرس به وی اتهام مشارکت در قتل تفهیم می نماید. و متهم ضمن انکار و رد اتهام اظهار میدارد. خ. ( مبین ) بعدازظهر جمعه به خانه من امد و گفت بیا بیرون باهات کار دارم. گفتم بیا داخل خانه امد داخل و گفت من عمه را با چاقو زدم من هم با عجله اومدم درب خانه پسرعمو ج. سالاری و به او خبر دادم… زمانی که برگشتم خواهرزاده ام را ندیدم. ( ص ۳۳ و ۳۴ ) م. س. با قرار بازداشت موقت بازداشت می شود. و بازپرس دستوراتی را خطاب به اگاهی جهت ادامه تحقیقات و نیز بررسی اینکه متهم م. س. قبلا مقتوله را تهدید به قتل کرده یا خیر صادر می نماید. و اگاهی در گزارش ارسالی در خصوص تهدید مقتوله اعلام می دارد. هیچکس اطلاعی از تهدید مقتوله توسط م. س. ندارد. ( ص ۳۹ ) مادر مقتوله ( م. د. ) در اظهارات بعدی نزد بازپرس اظهار داشته غروب بعد از قتل م. ، م. را با *بطرف اسفالت برد خودم دیدم چند نفر دیگر هم دیده اند که بخاطر خویشاوندی شهادت نمی دهند از نظر من م. قاتل است. در جلسه مورخه ۱۴۰۰/۰۴/۲۳ بازپرس پدر مقتوله اقای ع. د. اظهار میدارد. من مریض داخل خانه بودم م. س. به درب خانه ج. س. می رود و می گوید که م. س. ح. را با چاقو کشته است.ج. به ما خبر داد و با همدیگر به محل رفتیم ولی جسد را ندیدیم و مجددا ج. س. با م. تماس گرفت و م. گفت که جسد به صورت دقیق کجا می باشد.… ما به انجا رفتیم دیدیم جسد ان جا می باشد. ضمنا حدود چهار الی پنج دقیقه قبل از اینکه م. س. به درب خانه ج. س. برود و خبر قتل به ما برسد م. به خانه من امد و گفت ح. کجا است.و من گفتم به همراه گوسفندان می باشد. و دقیقا پنج دقیقه بعد خبر قتل به ما رسید بنظرم قتل انجام شده بود… زمانی که م. نزد ما امد اشفته بود و من به همسرم گفتم به دنبال م. برو ببین اتفاق خاصی نیفتد که دیگر فرصتی نشد … بنظر من م. س. قتل را انجام داده است. مادر مقتوله در ان جلسه اظهارات قبلی خود را تکرار نموده است.اقای م. س. مجددا نزد بازپرس به ارتکاب قتل اقرار و اقای م. س. منکر ارتکاب قتل شده است. ( ص ۷۰ الی ۷۴ ) اقای بازپرس از ج. س. بعنوان مطلع تحقیق که اظهار داشته عصر ساعت ۱۹ در خانه بودم که اقای م. س. درب خانه بنده امد گفت م. س. ح. د. را زده است.و داخل نخلها است.به اتفاق تعدادی از اهالی رفتیم داخل نخلها چون نتوانستیم پیدا کنیم با م. س. تماس گرفتم ادرس داد… ادرس دقیق داد من با صدای بلند ادرس را به همه اعلام کردم و چند نفر از جمله ا. د. صدا زد جسد اینجا است. ( ص ۷۹ ) در مورخه ۱۴۰۰/۰۶/۰۸ اقای ب. ح. ب. لت از اقای م. س. وارد پرونده شده است. سرانجام در مورخه ۱۴۰۰/۰۶/۳۱ اقای بازپرس قرار جلب به دادرسی متهمین ( اقای م. س. دائر به مباشرت در قتل عمدی و اقای م. س. دائر بر معاونت در بزه مذکور ) را صادر و پرونده با کیفرخواست بر همین اساس به شعبه *ارجاع می شود. در مورخه ۱۴۰۰/۰۸/۱۵ خانم م. ا. و اقای م. ک. نیز از متهم م. س. اعلام وکالت می نمایند. دادگاه کیفری یک *ضمن تعیین وکیل تسخیری برای متهم م. س. ، در مورخه ۱۴۰۰/۸/۲۲ در خصوص اقای م. س. بلحاظ اینکه سن وی زیر ۱۸ سال است.قرار عدم صلاحیت بشایستگی دادگاه کیفری یک ویژه رسیدگی به جرایم نوجوانان مستقر در مرکز *صادر و ضمنا پرونده را جهت رفع نقص ( تشکیل پرونده شخصیت در مورد م. س. ) به دادسرا عودت می دهد ( ص ۱۳۲ ) بدل پرونده در خصوص اقای م. س. به شعبه *ارجاع می شود. اصل پرونده در خصوص اتهام اقای م. س. بعد از ارسال مجدد به دادگاه کیفری یک *با درخواست احاله و موافقت دادگاه تجدیدنظر استان ، جهت رسیدگی توام به شعبه *ارجاع می شود. شعبه مذکور با تشکیل جلسات متعدد و تحقیقات مفصل از طرفین و مطلعین و بعضا از طریق اگاهی ، در جلسه مورخه ۱۴۰۱/۰۲/۰۴ بعد از تحقیق مجدد از مطلعین و استماع اظهارات طرفین و وکلای انان و با استناد به ماده ۲۸۰ قانون ایین دادرسی کیفری ضمن عدول از تفهیم اتهامات سابق به هر دو متهم ، به اقای م. س. اتهام مباشرت در قتل را تفهیم و نامبرده برای چندمین بار صراحتا به ارتکاب قتل اقرار می نماید. دادگاه به اقای م. س. اتهام معاونت در قتل عمد را تفهیم که اظهار میدارد. قبول ندارم. من کاری نکردم و بی گناه هستم. متهم م. س. در اخرین دفاع نیز ارتکاب قتل را می پذیرد ( ص ۲۳۲ الی ۲۴۸ ) دادگاه با استناد به نتایج تحقیقات و اقاریر مکرر اقای م. س. به ارتکاب قتل ، ادامه بازداشت موقت م. س. را ضروری ندانسته و با تبدیل به قرار وثیقه ( ص ۲۴۹ ) و پس از تودیع در مورخه ۱۴۰۱/۲/۶ دستور ازادی وی را صادر می نماید. ( ص ۲۶۶ ) و پس از استعلام از پزشکی قانونی در خصوص میزان رشد و کمال عقل متهم م. س. و وصول پاسخ مرجع مذکور مبنی بر اینکه رشد و کمال عقل نامبرده در زمان بزه انتسابی محرز نگردیده ( ص ۲۷۶ ) سرانجام بموجب دادنامه فرجامخواسته چنین رای می دهد: در خصوص اتهام اقای م. س. م. فرزند ج. ، ۱۷ ساله ، محصل ، شیعه ، ایرانی ، با سواد ، مجرد ، فاقد سابقه کیفری موثر ، اهل و ساکن *( فعلا" بازداشت در کانون اصلاح و تربیت ) با وکالت تسخیری خانم ح. ح. دائر به مباشرت یک فقره قتل عمدی مرحومه خانم ح. د. از طریق وارد کردن ضربات چاقو به مقتوله که عمه وی بوده ( با این توضیح که ابتدیا" حسب کیفر خواست صادره از سوی دادسرای عمومی و انقلاب شهرستان *اتهام وی دائر به معاونت در قتل عمدی بوده که بعدا" از سوی این شعبه دادگاه با توجه به انجام تحقیقات و اقاریر متهم و در راستای اعمال ماده ۲۸۰ قانون ایین دادرسی کیفری مصوب ۹۲ اتهام جدید وی دائر به مباشرت در قتل عمدی تعیین و تفهیم گردید ) موضوع شکایت اولیای دم مرحومه اقای ع. د. د. ( پدر مرحومه ) و خانم م. د. د. مرد ( مادر مرحومه ) با این توضیح که در مورخه ۱۴۰۰/۰۳/۲۱ گزارشی مبنی بر اعلام جرمی از سوی ا. از شهروندان مبنی بر وقوع قتلی در *با جسد خانمی روبه رو می شوند که با ضربات چاقو به قتل رسیده که در این اثنا فردی به هویت ج. س. به عوامل گشت نیروی انتظامی مراجعه و اظهار می دارد. که حدود ساعت ۱۹ فردی به هویت م. س. با سراسیمگی با یکدستگاه موتور سیکلت به درب منزل ایشان رفته و ادعا نموده که م. س. ، خانم د. را با ضربات چاقو به قتل رسانده که م. س. احضار و اظهار می دارد. که من ان روز در خانه بودم ساعت ۶ بعد از ظهر بود داشتم حساب و کتاب کارگرانم را انجام می دادم یکدفعه دیدم که م. س. ( خواهر زاده ام ) به درب منزل امد و گفت دایی بیا بیرون ، که همسرم و خواهرم نیز ان روز در منزل حضور داشتند به م. گفتم بیا داخل ولی نیامد من خواهرم و همسرم را بیرون فرستادم و م. را دعوت به حضور در خانه کردم او امد داخل و گفت من در باغ ، حمیرا ( عمه ام ) را با چاقو زدم من نیز بلافاصله به سمت منزل ج. س. ( پسر عموی مقتوله ) رفتم و جریان را تعریف کردم و دوباره به خانه برگشتم دیدم م. رفته و در ادامه متهم م. س. در بیان شرح ماوقع چنین بیان می کند که من ان روز در خانه پدر بزرگم بودم چاقویی که متعلق به خودم بود را برداشتم و به طرف خانه پدر بزرگ پدری ام رفتم که ببینم عمه ام ( مقتول ) کجاست او را بکشم داخل خانه با پدربزرگ و مادر بزرگم صحبت کردم گفتم عمه کجاست مادر بزرگ گفت گوسفندان را به چرا برده و من هم فهمیدم که گوسفندان را داخل باغ برده رفتم داخل باغ و او را پیدا کردم به طرف او رفتم ابتدا با او صحبت کردم در این فکر بودم که این کار را بکنم یا خیر با خودم می گفتم اگر عمه ام را بکشم ایا زندگی ما خوب می شود. یا خیر گفتم این کار را انجام نمی دهم از عمه ام خداحافظی کردم در این لحظه به یاد کارهایی که عمه ام کرده بود افتادم که برادرم فوت کرده بود اختلافاتی که او بین پدر و مادرم ایجاد کرده بود افتادم چاقو را از پشت کمرم دراوردم و به پهلوی راست او از پشت زدم بعد چرخید می گفت چرا من را می زنی من چکار کردم که سه یا چهار ضربه به شکم او زدم و بعد از اینکه چند ضربه به شکم او زدم مکث کردم یک چاقو مجددا" محکم به زیر قفسه سینه او زدم بعد او افتاد زمین در حال جان دادن بود یک چاقو به گردن او زدم و بالای سر او ایستادم تا تمام کرد بعد که مطمین شدم که مرده چاقو را در اب زیر درختی شستم دستهای خودم را هم شستم و چاقو را همانجا انداختم و بعد رفتم خانه دایی ام م. س. و جریان را تعریف کردم. و در پاسخ به این سوال که از متهم در خصوص مشخصات الت قتاله شد اظهار داشت که چاقویی بود دسته چوبی و قهوه ای رنگ که تیغه ان به اندازه کف دست تا ابتدای ساعد. ( با این توضیح که الت قتاله حسب گزارش مرجع انتظامی در صحنه جنایت کشف نمی گردد. ) .علیهذا دادگاه با توجه به مراتب مذکور و با مداقه در مجموع اوراق و محتویات پرونده و نظر به ادله و قرائن ذیل الذکر ۱-شکایت اولیای دم به شرح گواهی انحصار وراثت ۲-گزارش و تحقیقات انجام شده از سوی مرجع انتظامی ۳-گواهی پزشکی قانونی و شرح معاینه جسد به شرح صفحات ۲۲ و۲۷ پرونده که علت فوت را شوک هموراژیک به دنبال بریدگیهای متعدد ( شریان گردن ) و بطن چپ قلب و لوب چپ کبد بر اثر اصابت جسم برنده نوک تیز اعلام نموده ۴-احراز وقوع درگیری فی مابین ایشان ۵-اظهارات گواهان در محضر دادگاه ۶-تطابق اظهارات متهم با تعداد و محل ایراد ضربات چاقو به مقتول به شرح معاینه جسد وی ۷-وجود انگیزه قتل در متهم با توجه به اظهارات وی و احد از گواهان در صفحات ۱۹۹ و۲۳۷ پرونده مبنی بر ایجاد و اختلاف بین پدر و مادر متهم توسط مقتوله ۸-حضور متهم در زمان وقوع جنایت در محل با توجه به اظهار گواه در صفحات ۲۰۰ و۲۰۱ و همچنین اظهار پدر مقتوله در صفحه ۲۱۶ پرونده که اظهار داشته: من و همسرم خانم م. د. در خانه بودیم که مبین امد و گفت پدرم کجاست که من گفتم رفته بیرون و گفت ح. کجاست و من گفتم رفته داخل نخل ها گوسفندان را بچراند و رفت و حدود نیم ساعت بعد صدای مردم را شنیدم و فهمیدم دخترم به قتل رسیده ۹-اظهارات و اقاریر متعدد و صریح متهم به قتل مقتوله در مراحل تحقیق و در جلسات دادرسی در محضر هیات قضایی و با عنایت به سایر قرائن و امارات منعکس در پرونده و اینکه علم بین و نوعی در خصوص ارتکاب بزه مذکور از ناحیه وی برای دادگاه محرز گردیده النهایه با توجه به صغر سن متهم در زمان ارتکاب جنایت و در راستای اعمال ماده ۹۱ قانون مجازات اسلامی مصوب ۹۲ وارجاع امر به کمیسیون پزشکی قانونی و وصول گزارش در صفحه ۲۷۶ پرونده مبنی بر اینکه متهم م. س. م. فاقد رشد و کمال عقلی در زمان ارتکاب بزه بوده لذا دادگاه مستندا" به ماده ۶۱۲ قانون مجازات اسلامی ( تعزیرات ) مصوب ۷۵ ومواد ۱۹ و۸۹ و ۲۱۱ و بند الف ماده ۲۹۰ و ماده ۳۸۱ از قانون مجازات اسلامی مصوب ۹۲ متهم مذکور را از جهت ارتکاب بزه مذکور ضمن سقوط قصاص با رعایت تبصره ماده ۲ قانون کاهش مجازات حبس تعزیری مصوب ۹۹ به لحاظ بزه ارتکابی و شیوه ارتکاب جرم و شدت مجازات و بیم تجری متهم ، وی را به تحمل چهار سال نگهداری در کانون اصلاح و تربیت با احتساب و کسر ایام نگهداری قبلی و پرداخت یک فقره دیه زن مسلمان در حق اولیای دم مرحومه ح. د. صادر و اعلام می گردد. و در اجرای مقررات تبصره ماده ۵۵۱ قانون مذکور تفاوت دیه تا سقف دیه کامله مرد مسلمان از صندوق تامین خسارتهای بدنی به اولیای دم پرداخت می گردد.و در خصوص اتهام متهم دیگر اقای م. س. م. فرزند م. ، ۳۷ ساله ، شغل ازاد ، شیعه ، ایرانی ، با سواد ، متاهل ، فاقد سابقه کیفری موثر ، اهل و ساکن *با وکالت اقای ا. ح. ر. دائر به معاونت در قتل عمدی خانم ح. د. ( با این توضیح که اتهام اولیه وی در کیفر خواست مباشرت در قتل عمدی بوده که با توجه به انجام تحقیقات و در اجرای ماده ۲۸۰ قانون ایین دادرسی کیفری مصوب ۹۲ به معاونت در قتل عمدی تغییر و تفهیم اتهام گردید ) دادگاه با توجه به تحقیقات انجام شده از سوی مرجع انتظامی و اظهارات و دفاعیات و انکار مصرانه متهم به عدم ارتکاب بزه مذکور و توجها" به اظهارات گواهان در محضر دادگاه و عدم ارائه دلیل کافی شرعی و قانونی محکمه پسندی از سوی اولیایدم مبنی بر توجه اتهام به وی و النهایه عدم احراز وحدت قصد وتقدم یا اقتران زمانی بین رفتار وی و مباشر جرم و با عنایت به سایر اوراق و محتویات پرونده دادگاه به لحاظ ضعف ادله اثباتی بر توجه اتهام به وی و عدم احراز بزه مذکور را از ناحیه مشارالیه و با عنایت به حاکمیت اصل شرعی و قانونی برائت و همچنین حدوث شبهه و تردید و عدم حصول قطع و یقین قضایی بر ارتکاب بزه از ناحیه وی مستندا" به ماده ۴ از قانون ایین دادرسی کیفری مصوب ۹۲ و مواد ۱۲۰ و۱۲۱ قانون مجازات اسلامی مصوب ۹۲ و با التفات به اصل ۳۷ از قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران رای بر برائت وی صادر و اعلام می گردد.رای صادره حضوری و ظرف مدت بیست روز پس از ابلاغ قابل فرجام خواهی در د. محترم عالی کشور می باشد.

اقای ا. ر. ب.لت از اولیایدم از این رای فرجامخواهی نموده که به این شعبه ارجاع گردیده و توضیح داده: به ادعای موکلین و ادله ارائه شده قاتل فرزند شان م. س. است.اما نامبرده با برنامه ریزی و راهنمایی و ارشاد و اینکه اقای م. س. نوه موکلین و صغیر است.و ممکن است.اولیایدم اقدام به قصاص او نکنند باید رضایت بدهند او را به عنوان قاتل معرفی نموده است.با توجه به اظهارات اقای ج. س. که گفته اقای م. س. موقعیت قتل را بطور دقیق نشان داده واقعیت قضیه این است.که قاتل م. س. بوده است. بستگان م. س. که بعنوان مطلع اظهاراتی در جهت حمایت از وی بیان کرده اند کذب است.مراجعه م. س. قبل از قتل به منزل اولیایدم و سوال از محل و موقعیت ح. د. صرفا جهت اطمینان از اینکه شرایطی برای اقدام قتل توسط م. س. فراهم گردد. و ذهنیت اولیایدم را مورد تردید قرار دهد بوده درصورتی که امکان قتل از جانب م. س. در زمان مراجعت به منزل اولیایدم و گذشت مدت زمان بسیار کم از اطلاع مردم از قتل نمی توان م. س. را قاتل دانست وضعیت روحی م. س. که بعد از قتل شاد بوده و عدم پشیمانی در وی ملاحظه نشده و اضطرابی نداشته گویا است.که وی قاتل نبوده است. م. س. چاقویی را که ادعا کرده با ان مرتکب قتل شده ارائه نکرده و اظهارات وی در مورد تعداد ضربات و محل اصابت چاقو معارض است. گزارش مراجع انتظامی و تحقیقات دادسرا حکایت دارد. که قاتل م. س. است. اقای م. س. که سن ایشان ۱۷ سال اعلام شده می تواند بالغ باشد. و با توجه به اقدامات و برنامه ریزی که داشته در رشد و کمال عقلی وی شبهه ای وجود ندارد. نظریه پزشکی قانونی به اینجانب و اولیایدم ابلاغ نشده است.و این نظریه با نوع اقدامات مجرمانه و شیوه ان و اظهارات متهم می تواند مغایرت داشته باشد. پاسخهایی که در تحقیقات ارائه کرده و تشریح چگونگی قتل و رفتن به *بعد از قتل نشان میدهد که رشد و کمال عقلی وی در حد عالی و نرمال بوده است.بنابراین مجازات نامبرده می تواند قصاص باشد. دادگاه فقط به نظریه پزشکی قانونی استناد کرده است.در حالیکه در پزشکی قانونی با حیله و تقلب خود را فاقد رشد و کمال عقلی معرفی کرده است.چنانچه نظریه پزشکی قانونی ابلاغ می گردید.به ان اعتراض و تقاضای ارجاع به کمیسیون پزشکان متخصص و باتجربه می کردیم… لذا تقاضای نقض دادنامه را دارم. ( متن لایحه اعتراضی فرجامخواه هنگام مشاوره قرائت می شود. )
هیات شعبه در تاریخ فوق تشکیل و پس از قرائت گزارش اقای دکتر م. ح. ( عضو ممیز ) و ملاحظه نظریه اقای ا. مجدد ( دادیار دادسرای دیوانعالی کشور ) اجمالا مبنی بر اینکه: با توجه به محکومیت متهم به دیه ، مستلزم درخواست ان بوده که درخواست نشده است ، لذا دادنامه دارای ایراد است. و مشاوره به شرح اتی مبادرت به صدور رای می نماید.:




رأی شعبه دیوان عالی کشور

دادنامه فرجامخواسته بلحاظ نقص تحقیقات معد ابرام نیست اولا اعتراض به نظریه پزشکی قانونی و درخواست ارجاع به کمیسیون پزشکی بالاتر حق اولیایدم است.بویژه اینکه پاسخ پزشکی قانونی استنادی دادگاه منجز و اقناع کننده نیست. ثانیا صدور حکم به محکومیت متهم به پرداخت دیه مستلزم درخواست دیه از ناحیه اولیایدم است.که چنین درخواستی در پرونده ملاحظه نمی شود. لذا با اختیار حاصله از شق ۲ از بند ب ماده ۴۶۹ قانون ایین دادرسی کیفری رای فرجامخواسته نقض و پرونده را بمنظور رسیدگی مجدد و رفع نواقص مشروحه فوق به همان دادگاه ارجاع می نماید.
شعبه *
رییس: م. ب. عضو معاون: دکتر م. ح.
میانگین امتیاز: ۵.۰ از ۰ رای

دیدگاه‌ها

۰ + ۰ =