بردن مال غیر از طریق ارائه چک مجعول به بانک

عنوان
بردن مال غیر از طریق ارائه چک مجعول به بانک
شماره دادنامه
۹۳۰۹۹۷۰۲۲۰۹۰۰۵۳۵
تاریخ دادنامه
۱۳۹۳/۰۴/۳۱
گروه رای
کیفری
پیام
بردن مال غیر از طریق ارائه چک مجعول به بانک، مصداق بزه کلاهبرداری نیست.

رأی دادگاه بدوی

در خصوص شکایت مدیر شرکت س. با وکالت آقای ش.ر. علیه آقای پ.الف. کارمند سابق شرکت موصوف، دایر به مشارکت در جعل و کلاهبرداری از طریق استفاده از سند مجعول، با این توضیح که نامبرده با مشارکت شخص دیگری چک صادر شده از طرف شرکت شاکی را مخدوش کرده و موفق می شوند مبلغ ۰۰۰/۰۰۰/۳۷۵ ریال از حساب شرکت خارج کند، پرونده در خصوص شناسایی دریافت کننده وجه در دادسرا مفتوح به رسیدگی است. لیکن با توجه به تحقیقات صورت گرفته و اظهارنظر کارشناس رسمی دادگستری مبنی بر چاپ مبلغ مذکور به عنوان پرفراژ در چک مورد بحث که قطعاً توسط متهم صورت گرفته دخالت و مشارکت وی را در بزه موصوف مسجل می کند. لذا دادگاه با توجه به تحقیقات صورت گرفته و رد دفاعیات بی وجه متهم در مرحله دادسرا و عدم حضورش در جلسه دادگاه، و سایر قرائن و امارات موجود در پرونده و با تطبیق کلیه اقدامات صورت گرفته توسط متهمین، عنوان بزه و کلاهبرداری وی را با استناد به ماده ۴۲ قانون مجازات اسلامی و ماده یک قانون تشدید مجازات مرتکبین ارتشاء و اختلاس و کلاهبرداری به تحمل دو سال حبس و پرداخت سیصد و هفتاد و پنج میلیون ریال جزای نقدی و رد همین مبلغ به عنوان رد مال در حق شاکی محکوم می نماید. این رأی غیابی و ظرف ۱۰ روز قابل واخواهی در این دادگاه است.
رئیس شعبه ۱۰۳۶ دادگاه عمومی جزایی تهران ـ دولت خواهی

در خصوص واخواهی آقای پ.الف. فرزند م. نسبت به دادنامه شماره ۱۱۱-۱۴/۰۲/۱۳۹۲ این دادگاه که به موجب آن راجع به شکایت مدیر شرکت س. با وکالت آقای ش.ر. دایر به کلاهبرداری به تحمل ۲ سال حبس، جزای نقدی و رد مال محکوم شده است نظر به این که در این مرحله از دادرسی نیز دفاع مؤثر و موجهی از جانب واخواه به عمل نیامده و آنچه که در لایحه اعتراضیه و توضیحات واخواه در جلسات دادرسی بیان شده در حدی نیست که موجبات نقض دادنامه را فراهم اورد، لذا دادگاه با حراز مجدد بزهکاری او و رد واخواهی دادنامه معترض عنه را به تجویز ماده ۲۱۸ قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور کیفری تأیید، لیکن با توجه به وضعیت خاص واخواه معیل بودن و فقدان سابقه کیفری وی را مستحق تخفیف دانسته و با استناد به ماده ۳۷ قانون مجازات اسلامی مجازات حبس او را از دو سال به یک سال و میزان جزای نقدی را نیز به بیست میلیون ریال تقلیل می دهد. این رأی حضوری و ظرف ۲۰ روز قابل اعتراض در دادگاه تجدیدنظر استان تهران است .
رئیس شعبه ۱۰۳۶ دادگاه عمومی جزایی تهران ـ دولت خواهی

رأی دادگاه تجدیدنظر استان

در خصوص تجدیدنظرخواهی آقای پ.الف. از دادنامه شماره ۰۱۰۵۸ مورخ ۲۴/۱۰/۹۲ شعبه ۱۰۳۶ دادگاه عمومی جزایی تهران که به موجب آن دادنامه غیابی شماره ۰۰۱۱۱ مورخ ۱۴/۰۲/۹۲ همان دادگاه موضوع محکومیت تجدیدنظرخواه به اتهام مشارکت در جعل و کلاهبرداری از طریق استفاده از سند مجعول به تحمل دو سال حبس و پرداخت مبلغ سیصد و هفتاد و پنج میلیون ریال جزای نقدی و رد معادل همین مبلغ به عنوان رد مال در حق شاکی شرکت س. تأیید گردیده است؛ با توجه به مندرجات پرونده و با این توضیح که فردی به نام ح.ح. که بعداً مشخص گردید هویت ایشان جعلی است جهت شرکت در مزایده شرکت شاکی مبلغ ۹۷۵۰۰۰ ریال واریز و به لحاظ عدم احراز شرایط شرکت در مزایده که لزوماً می بایست مبلغ ۹۷۵۰۰۰۰۰۰ ریال واریز می نمود چکی به شماره ۳۸۱۸۳۲ مورخ ۲۲/۰۳/۸۶ عهده بانک تجارت از تجدیدنظرخواه که مدیر امور مالی شرکت شاکی بوده دریافت می نماید لیکن با تغییر مبلغ مندرج در چک به مبلغ ۰۰۰/۰۰۰/۳۷۵ ریال در تاریخ ۱۹/۰۴/۸۴ با مراجعه به بانک مربوطه مبلغ مذکور را نقداً دریافت می نماید اولاً به عقیده دادگاه بزه ارتکابی از ناحیه متهم اصلی پرونده ح.ح. جعل یک فقره چک بانکی و استفاده از سند مجعول و منصرف از کلاهبرداری است زیرا لازمه تحقق بزه کلاهبرداری توسل به شیوه متقلبانه و فریب دادن اشخاص در بردن مال آن ها می باشد که در مانحن فیه صرفاً چک شرکت جعل و با ارائه به بانک مورد استفاده قرار گرفته و شاکی اطلاعی از اقدامات متهم اصلی پرونده نداشته است. ثانیاً آنچه مسلم است چک مجعول از طریق متهم اصلی که تاکنون شناسایی و دستگیر نگردیده است به بانک ارائه و با وصول وجه آن مرتکب استفاده از سند مجعول گردیده است. ثالثاً تجدیدنظرخواه در کلیه مراحل تحقیق و رسیدگی به اتهامات مذکور به شدت منکر ارتکاب بزه انتسابی بوده و متهم اصلی نیز دستگیر نشده تا از رابطه فی مابین نامبردگان بزه مشارکت در جعل اثبات گردد. رابعاً نظریه کارشناسی در رابطه با این که پرفراژ چک جعلی با پرفراژی که در اختیار تجدیدنظر خواه بوده یکی است مثبت وقوع بزه جعل از ناحیه تجدیدنظرخواه نمی باشد. علی هذا دادگاه اعتراض را وارد دانسته و مستنداً به شق یک از بند ب ماده ۲۵۷ قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور کیفری ضمن نقض دادنامه معترض عنه رأی بر برائت تجدیدنظرخواه صادر می نماید. این رأی قطعی است.
رئیس شعبه ۹ دادگاه تجدیدنظر استان تهران ـ مستشار دادگاه
موسوی ـ ظاهری
میانگین امتیاز: ۵.۰ از ۰ رای

دیدگاه‌ها

۰ + ۰ =