تجدید نظرخواهی دادستان به محکومیت غیابی متهم و وضعیت حق واخواهی محکوم علیه در مقابل رای قطعی دادگاه تجدیدنظر

صورتجلسه نشست قضایی
تاریخ برگزاری: ۱۴۰۱/۱۲/۰۲
برگزار شده توسط: استان بوشهر/ شهر بندر کنگان

موضوع

تجدید نظرخواهی دادستان به محکومیت غیابی متهم و وضعیت حق واخواهی محکوم علیه در مقابل رای قطعی دادگاه تجدیدنظر

پرسش

در یک پرونده ی کیفری رای غیابی مبنی بر محکومیت صادر شده است دادستان نسبت به این رای اعتراض نموده اما محکوم علیه غیابی (ابلاغ قانونی رای) اعتراض ننموده و مهلت واخواهی و تجدیدنظر خواهی وی به پایان رسیده است دادگاه تجدیدنظر در مقام رسیدگی به اعتراض دادستان رای صادره را تایید می نماید: آیا در این حالت حق واخواهی نسبت به رای بدوی برای محکوم علیه کماکان وجود دارد یا خیر؟

نظر هیات عالی

با توجه به ماده ۴۶۱ قانون آیین دادرسی کیفری که حق واخواهی محکوم‌علیه را در دادگاه تجدید‌نظر به رسمیت شناخته است، رای بدوی صادر شده، در دادگاه تجدید‌نظر برغم صدور رای قبلی، با تقاضای واخواهی قابل رسیدگی است در اینجا قاعده « الغائب علی حجته » حاکم خواهد بود.

نظر اکثریت

هر چند الزام مندرج در بند « ث» ماده ۴۵۰ قانون آیین دادرسی کیفری با استجازه از مقام معظم رهبری برداشته شده است اما از آنجا که در این استجازه، تعیین رسیدگی را موکول به تشخیص قضات رسیدگی نموده است لازم است در پرونده هایی که رای بدوی آن غیابی بوده و دادگاه تجدیدنظر به منظور رعایت حقوق دفاعی محکوم علیه غیابی وقت رسیدگی و طرفین را احضار نماید و اگر با رعایت این مقدمه رای خود را صادر نماید طبق ماده ۴۶۱ قانون آیین دادرسی کیفری، محکوم علیه این حق را دارد که در دادگاه تجدیدنظر واخواهی نماید اما با توجه به ماده فوق، واخواهی وی در مرحله بدوی بدلیل متن صریح ماده فوق الذکر منتفی است. در ماده ۴۶۱ قانون آیین دادرسی کیفری مطلقاً ذکر شده است که اگر محکوم علیه یا وکیل او در هیچ یک از جلسات دادرسی نخستین و تجدیدنظر خواهی حاضر نشده و یا لایحه ایی نفرستاده باشد حق واخواهی به رای دادگاه تجدیدنظر را در همان دادگاه دارد بنابراین با توجه به اطلاق موجود، چه دادگاه تجدیدنظر طبق بند « ث» ماده ۴۵۰ قانون آ د ک وقت رسیدگی تعیین و طرفین را احضار نماید و چه با استناد به استجازه حاصله از مقام معظم رهبری بدون تعیین وقت رسیدگی، رای خود را صادر نماید چون محکوم علیه یا وکیل وی در جلسه حاضر نشده و لایحه ایی نفرستاده است، رای آن مرجع غیابی محسوب و قابل واخواهی در آن مرجع است. مبرهن است که با توجه به متن صریح قانون و تناقضات احتمالی و عالی بودن مرجع تجدیدنظر از مرجع بدوی، امکان ورود دادگاه بدوی به واخواهی از رای غیابی بدوی وجود ندارد زیرا امکان دارد در این مقام رایی صادر نماید که در تعارض با رای دادگاه تجدیدنظر به عنوان مرجع عالی باشد.

نظر اقلیت

از آنجا که سیستم حقوقی ایران، دادرسی دو مرحله ایی را مورد پذیرش قرار داده است لذا محکوم علیه غیابی این حق را دارد که در دادگاه بدوی واخواهی خود را مطرح نموده و از خود دفاع نماید و عنداللزوم از رای مجدد بدوی، تجدیدنظر خواهی نماید بنابراین نباید این حق را از محکوم علیه سلب نمود النهایه اگر تعارض بین دو حکم (بدوی و تجدیدنظر) ایجاد شد متعاقباً از طریق اعاده دادرسی مندرج در بند « ت» ماده ۴۷۴ قانون آ د ک، موضوع قابل رفع می‌باشد.

میانگین امتیاز: ۵.۰ از ۰ رای

دیدگاه‌ها

۰ + ۰ =