درخواست طلاق به دلیل ارتکاب جرم منافی حیثیت خانوادگی توسط زوج

عنوان
درخواست طلاق به دلیل ارتکاب جرم منافی حیثیت خانوادگی توسط زوج
شماره دادنامه
۹۳۰۹۹۸۲۶۱۲۸۰۰۵۰۹
تاریخ دادنامه
۱۳۹۴/۰۷/۲۹
گروه رای
حقوقی
پیام
محکومیت زوج به جرم ایراد ضرب و جرح نسبت به یکی از بستگان زوجه که در اثر اختلاف بر سر تحویل فرزند مشترک ارتکاب یافته، مصداقی از جرم مخالف حیثیت خانوادگی نبوده و موجب تحقق شرط ضمن عقد نکاح و وکالت زوجه در طلاق نمی شود. زیرا عرفاً چنین جرمی که اقدام علیه فرد معین بوده و در مقام درگیری موجب ایجاد صدمه بدنی آن فرد شده، جنبه شخصی دارد و تعیین مجازات آن نیز از بابت بیم تجری و حفظ نظم عمومی است.

رأی خلاصه جریان پرونده

در تاریخ ۱۳۹۳/۳/۲۰ خانم س. ع. با وکالت آقای م. ز. وکیل پایه ۱ دادگستری به طرفیت ر.الف. ع. دادخواستی به خواسته صدور حکم و اذن طلاق به لحاظ محکومیت قطعی زوج به جرائم منافی با حیثیت خانوادگی و نقض شرط ضمن نکاح ناظر بر ماده ۱۱۳۰ قانون مدنی در محاکم خانواده کرج مطرح نموده که به شعبه ۲۸ خانواده ارجاع شده است وکیل خواهان با استناد به سند نکاحیه شماره ... مورخ ۱۳۸۴/۳/۱۹ که دلالت بر رابطه زوجیت موکلش یا خوانده دارد گفته است حاصل زندگی مشترک یک فرزند دختر ۸ ساله است خوانده متأسفانه برابر دادنامه ۹۲۰۸۲۳ مورخ ۱۳۹۲/۸/۲۷ صادره از شعبه ۱۱۵۳ جزائی به جرم توهین ایراد ضرب و جرح عمدی محکوم به حبس تعزیری دو سال حبس و پرداخت دیه‌های متعدد در حق شاکی گردیده است که حسب دادنامه تجدیدنظر صادره از شعبه ۴۹ تجدیدنظر استان تهران محکومیت او به ۶ ماه حبس تعزیری از لحاظ جنبه عمومی تقلیل پیدا کرده است. ( اوراق ۴ و ۵ پرونده و دادخواست) چون بند نهم عقد نکاح محقق شده است اذن استفاده از وکالت ضمن‌العقد را برای مطلقه ساختن موکل به وکالت از خوانده مستنداً به مواد ۱۱۱۹ و ۱۱۰۳ و ۱۱۳۰ قانون مدنی و ۱۹۸ قانون آئین دادرسی مدنی مورد استدعاست دادگاه وقت جهت رسیدگی تعیین نموده است آقای ع. ن. به وکالت از زوج لایحه‌ای که در اوراق ۱۳۰ الی ۱۳۲ پرونده پیوست شده است گفته است موکل پس از وقوع عقد زوجیت در طول این ۹ سال زندگی مشترک نهایت تلاش و سعی خود را برای فراهم ساختن نیازمندی‌های زندگی مشترک با همسر و فرزندش را بی وقفه ادامه داده است اکنون مدت یکسال است که بین آنان اختلافی به وجود آمده که آن‌ها جهت اقامه دعاوی متعدد به دادگاه‌های خانواده مراجعه نموده‌اند که این اختلافات بی‌شک برای خانواده طرفین بیش از خود طرفین بیشتر مشکل‌ساز بوده است زوجه پس از اقامه دعوی مطالبه مهریه در شعبه ۲۵۱ خانواده تهران و تقسیط مهریه اقدام نموده وکیل محترم به رأی شعبه ۱۱۵۳ جزائی تهران و بند ۹ از شروط ضمن عقد در سند نکاحیه استناد نموده است حال جای سوال وجود دارد که علت درگیری موکل با پسرعموی خواهان چه بوده است؟ آیا موکل تاکنون حتی یکبار درگیری لفظی با کسی داشته ؟ آیا تاکنون عمل منافی شخصیت خانوادگی زوجه باشد مرتکب شده است و حتی با همسر خود بعد از این همه طرح دعاوی متعدد بر علیه وی سخن ناروائی گفته است در ماه محرم سال گذشته هنگامی که موکل همراه مادر و برادر و فرزندش از هیأت عزاداری امام حسین برمی‌گشتند با همسر خود که آن زمان به دلیل مشکلات منزل مشترک را ترک کرده بود و همراه برادر و پسرعمه‌های خود در خیابان در حال برگشتن به منزل پدری بودند با موکل و خانواده‌اش روبرو می‌شوند که همسر موکل از ایشان می‌خواهد که فرزند مشترک را به ایشان بدهد تا همراه خود به منزل پدرش ببرد ولی موکل از آنجائی که زوجه حق ملاقات نداشته و در آن زمان اقدام به تقدیم دادخواست ملاقات نکرده بود ممانعت به عمل آورده که متعاقب آن برادر و پسرعمه‌ها زوجه اقدام به درگیری با موکل می‌نمایند که در پی همین درگیری مشتی به چشم شاکی پسرعمه‌ها خواهان موکل زده و او را از ناحیه چشم به صورت غیرعمدی ناخودآگاه مصدوم می‌کند آیا عرف می‌پذیرد که این شخص که می‌خواهند فرزندش را از او به زور بگیرند مجرم دانست و این اقوام او از بین برنده حیثیت خانوادگی همسرش باشد موادی که همکار محترم به آن استناد نموده است شامل مواردی است که زوج یا اعتیاد داشته باشد یا مشروبات الکلی استعمال نماید یا نسبت به همسر خودش دست‌بزن داشته باشد یا مواردی دیگر نظیر آن موکل خوشبختانه هیچکدام از این خصوصیات منفی را نداشته و ح. معاشرت و نیک بودن اخلاق و رفتار ایشان در بین اقدام و فامیل و همسایگان زبان زد خاص و عام بود و به موجب صورت جلسه‌ای که پیوست لایحه تقدیم می‌شود تأیید گردیده (عضو ممیز: برگ ۲۸ پرونده) لازم به ذکر است که ۶ ماه حبس تعزیری موکل به صورت تعلیق درآمده و ایشان تنها یک ماه آن را تحمل کرده‌اند درخواست رد ادعای خواهان و به منظور جلوگیری از فروپاشی زندگی مشترک و تربیت و رشد فرزند مشترک در سایه والدین با جلوگیری از طلاق و اجرای عدالت صدور حکم شایسته مورد استدعاست در جلسه دادرسی مورخ ۱۳۹۳/۶/۳۰ خواهان خواسته خود را به شرح دادخواست تکرار نموده خوانده علیرغم ابلاغ اخطاریه حضور نداشته است دادگاه قرار ارجاع امر به داوری صادر نموده است در برگ ۳۷ پرونده داور زوجه که توسط وکیل او در تاریخ ۱۳۹۳/۷/۲ معرفی شده نظریه کتبی خود را نیز ظاهراً تقدیم نموده است اخطاریه تعیین داور به زوج به وکیل او در تاریخ ۹۱۳۹ ابلاغ شده است ظاهراً وکیل زوجه در برگ ۴۲ پرونده درخواست تعیین داور برای زوج با هزینه موکلش را نموده است درحالیکه در تاریخ ۱۳۹۳/۹/۱۸ داور زوج آقای سید ح. م. معرفی شده در تاریخ ۱۳۹۳/۱۰/۷ آقای ح. ع. به عنوان داور منتخب دادگاه نظر خود را در برگ ۴۵ پرونده اعلام نموده و نظریه داور منتخب زوج نیز در برگ ۴۷ پرونده اعلام شده است وکیل زوجه در لایحه‌ای که در تاریخ ۱۳۹۳/۱۲/۶ به دادگاه تقدیم نموده است (برگ ۵۱ پرونده) درخواست صدور حکم ضمن اعلام آمادگی موکلش برای بذل کل مهریه را نموده است در جلسه دادرسی مورخ ۱۳۹۳/۱۲/۶ وکیل زوج مخالفت موکلش را با طلاق با توجه به داشتن فرزند ۹ ساله اعلام نموده است وکیل زوج با توجه به محکومیت قطعی زوج به اتهام ضرب و جرح عمدی و توهین و اینکه تمام حقوق مالی خود را مهریه و نفقه و اجرت‌المثل بذل می‌نماید دادگاه با توجه به عدم قبول بذل از ناحیه زوج قبول بذل می‌نماید زوجه باردار نمی‌باشد و جهیزیه خود را مسترد کرده زوجین فرزند ۷ ساله ندارند و نظریه داوران واصل و پیوست می‌باشد ختم جلسه را اعلام و به شرح آتی مبادرت به اتخاذ تصمیم نموده است «رأی دادگاه» با عنایت به محتویات پرونده نظر به اینکه زوجیت دائم بین متداعین حسب مدارک موجود محرز است و با عنایت به اینکه مساعی دادگاه در اصلاح ذات‌البین مثمرثمر واقع نشده و توجهاً به مراتب صدور قرار ارجاع امر به داوری و تعیین داوران سازش حاصل نگردید و طی گزارش کتبی آنان عدم امکان سازش زوجین اعلام شده لذا با وصف مذکور و با توجه به نظر قاضی و مشاور محترم ادعای زوجه مبنی بر عسر و حرج در ادامه زندگی مشترک ناشی از محکومیت قطعی طبق دادنامه ۹۲۱۴۴۹ مورخ ۱۳۹۲/۱۱/۹ مقرون به صحت تشخیص داده مستنداً به مواد ۲۶و۲۷و۲۹و۳۱و۳۳ قانون حمایت خانواده مصوب سال ۹۱ و مواد ۱۱۱۹و۱۱۲۹و۱۱۳۰ قانون مدنی حکم به اجازه اجرای صیغه طلاق برای زوجه صادر و اعلام می‌گردد مهلت اعتبار این حکم از تاریخ ابلاغ رأی قطعی ۶ ماه می‌باشد و زوجه حسب اظهارات خود باردار نمی‌باشد نامبرده می‌تواند به یکی از محاضر رسمی طلاق برای ثبت مراجعه و با وکالت در توکیل به غیر از طرف زوج خود را به طلاق بائن به علت عسروحرج مطلقه نماید زوجه در قبال اجرای صیغه طلاق کلیه حقوق مالی خود را اعم از نفقه و اجرت‌المثل و مهریه را بذل و به علت عدم قبول بذل از ناحیه زوج دادگاه قبول بذل نمود زوجه جهیزیه خود را مسترد نموده است و زوجین فرزند زیر ۷ سال ندارند.» از این رأی که مبنی بر تأیید نظر مشاور دادگاه نیز بوده است آقای ر.الف. ع. وی با تکرار مطالب و دفاعیات قبلی که به شرح فوق در گزارش درج گردیده ادعای تحقق شرط ضمن‌العقد با اتکاء به محکومیت به ۶ ماه حبس تعزیری به لحاظ ایراد ضرب و جرح و یا توهین به پسرعموی تجدیدنظرخوانده را ثبت تحقق بند ۹ موارد ۱۲ گانه مندرج در سند نکاحیه و استحقاق زوجه در استفاده از وکالت ضمن‌العقد ندانسته و نقض رأی را خواستار شده است در لایحه‌ای که زوجه (تجدیدنظرخوانده) در پاسخ به تجدیدنظرخواهی تقدیم نموده است گفته است زوج با توجه به تأیید استشهادیه‌ام که ذیل آن را شهود گواهی نموده‌اند اقدام به ازدواج دوم نموده است با شخصی به نام م. ع. فرزند و. و ازدواج ایشان نیز در دفترخانه ازدواج استان زنجان به ثبت رسیده است و علت ازدواج نیز نداشتن ح. معاشرت و بداخلاقی با همسر اول (خانم س. ع.) بوده است در برگ ۶۸ پرونده تصویر دادنامه ۱۱۱۹/۹۳ صادره از شعبه ۲۴۱ دادگاه عمومی حقوقی تهران مشعر بر تجویز اجازه ازدواج مجدد به خواسته آقای ر.الف. ع. به طرفیت خانم س. ع. که دادگاه در تاریخ ۱۳۹۳/۶/۱۷ مستنداً به عدم تمکین زوجه و اجرائیه مربوطه آن را صادر کرده است وکیل زوجه نیز در لایحه‌ای با تمسک به عسروحرج حادث بر موکلش در صورت تداوم زندگی مشترک و تخلف او از شرط ضمن عقد و اینکه موکل حاضر است برای خلاصی از این وضعیت اسفناک روحی کل مهریه و سایر حقوق مالی خود را بذل نماید درخواست ابرام رأی بدوی را خواستار شده است پرونده جهت رسیدگی به تجدیدنظرخواهی زوج به شعبه ۵ دادگاه تجدیدنظر استان البرز ارسال شده هیأت شعبه در وقت فوق‌العاده با بررسی اوراق و محتویات پرونده و ختم دادرسی به شرح دادنامه ۵۰۳/۹۴ در تاریخ ۱۳۹۴/۴/۷ بدین شرح انشاء رأی نموده‌اند (رأی دادگاه) در خصوص تجدیدنظرخواهی آقای ر.الف. ع. نسبت به دادنامه ۲۴۴۳ مورخ ۱۳۹۳/۱۲/۶ صادره از شعبه ۲۸ دادگاه خانواده کرج در پرونده کلاسه ۹۳۰۵۱۳ که به موجب آن حکم به اجازه اجرای صیغه طلاق برای تجدیدنظرخوانده صادر گردیده است من حیث‌المجموع وارد است زیرا : دلیل زوجه جهت طلاق موضوع محکومیت زوج به ایراد ضرب و جرح نسبت به یکی از بستگان زوجه بوده که دلیل بر مغایرت با حیثیت خانوادگی و شئون زوجه نمی‌باشد و موضوع مشمول هیچ یک از موارد موضوع مواد ۱۱۲۹ و ۱۱۳۰ قانون مدنی نمی‌باشد. و دلیلی بر عسروحرج زوجه ارائه نگردیده است بنابراین دادنامه صادره برابر مقررات قانونی صادر نگردیده فلذا تجدیدنظرخواهی موجه تشخیص مستنداً به بندهای الف و «ج» و «د» و «ه» ماده ۳۴۸ آئین دادرسی مدنی و صدر ماده ۳۵۸ قانون مزبور ضمن پذیرش تجدیدنظرخواهی دادنامه معترض‌عنه را نقض و حکم بر رد دعوی اصلی صادر می‌گردد اکنون از این رأی وکیل خانم س. ز. فرجام‌خواهی کرده است که هنگام شور لایحه وی با گزارش پرونده قرائت می‌شود. هیئت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید پس از قرائت گزارش آقای عبدالعلی ناصح عضو ممیز و اوراق پرونده و نظریه کتبی آقای محمد دیوسالار دادیار دیوان عالی کشور اجمالاٌ مبنی بر ابرام دادنامه شماره ۵۰۳/۹۴ تجدیدنظرخواسته مشاوره نموده چنین رأی می‌دهد.

رأی شعبه دیوان عالی کشور

نظر به اینکه دادگاه محترم صادرکننده دادنامه ۵۰۳/۹۴ که از آن توسط وکیل زوجه فرجام‌خواهی شده است مستدل و مستند به محتویات پرونده می‌باشد و با توجه به مغایرت رأی به وی با اوراق پرونده و مستندات ابرازی زوجه که دلالت بر تحقیق هیج یک از بندهای ۱۲ گانه مندرج در ذیل شروط ضمن عقد نداشته است. لیکن رأی دادگاه به وی بدون توجه به اینکه در بند ۹ شروط مذکور مبنی بر لزوم محکومیت قطعی زوج به جرم خلاف حیثیت خانوادگی زوجه بوده است، و جرم درگیری فیزیکی زوج با یکی از بستگان زوجه که در جدال بر سر عدم تحویل فرزند مشترک واقع گردیده جرمی که به حیثیت خانوادگی زوجه لطمه وارد سازد محسوب نمی‌گردد و عرفاً چنین جرمی که اقدام علیه فرد معین بوده و در مقام درگیری موجب ایجاد صدمه بدنی آن فرد شده است و جنبه شخصی داشته و تعیین مجازات آن نیز از بابت بیم تجری و جنبه عمومی بوده است به حیثیت خانوادگی و اجتماعی آنان لطمه وارد ننموده است لذا به لحاظ اینکه ایراد موجه و مدللی که موجب خدشه و نقض رأی موصوف گردد به عمل نیامده و رأی صادره منطبق با موازین شرعی و قانونی اصدار یافته و از حیث رعایت اصول و قواعد دادرسی مدنی بر رسیدگی‌های معموله خدشه به نظر نمی‌رسد. به استناد ماده ۳۷۰ قانون آئین دادرسی مدنی، با رد فرجام‌خواهی به عمل آمده، رأی فرجام‌خواسته ابرام می‌گردد.
رئیس و مستشار و عضو معاون شعبه ۱۶ دیوان عالی کشور
عبدالعلی ناصح - عباسعلی علیزاده - سعیدعالم
میانگین امتیاز: ۵.۰ از ۰ رای

دیدگاه‌ها

۰ + ۰ =