دعوی خلع ید علیه خریدار بنا بر ادعای فساد بیع

عنوان
دعوی خلع ید علیه خریدار بنا بر ادعای فساد بیع
شماره دادنامه
۹۲۰۹۹۷۰۲۲۰۳۰۰۰۴۵
تاریخ دادنامه
۱۳۹۲/۰۱/۲۱
گروه رای
حقوقی
پیام
دعوای خلع ید از ملکی که در اثر عقد بیع به تصرف داده شده، قبل از صدور حکم بطلان بیع مسموع نیست.

رأی دادگاه بدوی

به حکایت محتویات پرونده های کلاسه ۹۱/۱۷۸/۳۳۰-۶۳۵ شعبه یک صد و هفتاد و هشت دادگاه عمومی حقوقی تهران آقایان الف.ب. و ع.ج. به وکالت از آقایان ج.م. و ع.ر. و بانو ز.ج. دادخواستی به خواسته خلع ید از یک دستگاه آپارتمان واقع در پلاک ثبتی تجمیعی ۱۳۲۰۲فرعی از ۲۳۹۸ اصلی و۱۳۲۸۰ فرعی از ۲۳۹۸ اصلی در بخش ۱۰ تهران با لحاظ جملگی خسارات حاصله مقوم به ۰۰۰/۰۰۰/۵۱ ریال به طرفیت جناب ح.ع. با وکالت لاحق بانوان م.ح. و ف.ع. اقامه نموده به گونه ای که تصرف خوانده را بالذات بلا اذن و تهی از هرگونه قرارداد تبیین می نمایند. متعاقب مردود انگاشتن ادعای مرقوم و اظهار جلب اشخاص ثالث معنون از سوی وکیل خوانده در جلسه نخست دادرسی و تقدیم دادخواست قانونی که به غایت توجیه تصرفات موکل جناب ح.ع. تجلی یافته، بعد از حضور مجلوبان ثالث جناب ع.م. و نیز بانو الف.م به وکالت از آقایان الف.الف. و ر.غ.، عقد شرکت در ساخت ۷۱۰۰۱-۲۱/۵/۸۹ و متمم شماره ۵ تنظیمی فی مابین خواهان ها و مجلوبین ثالث اخیرالذکر، بیع نامه ۱۰۲۹۸۲-۲۶/۸/۹۰ مشعر بر انتقال رقبه مابه النزاع از آقایان الف.الف. و ر.غ. به آقای ع.م. و ایضاً سند عادی انتقال ۹۹۰۳۲۷-۱۰/۱۲/۹۰ حاکی از تملیک پلاک مزبور از سوی نفر اخیر به خوانده دعوی جناب ح.ع. که اصالت جملگی اسناد مسطوره را وکیل خواهان آقای الف.ب. هکذا صحه نهاده، ابراز می گردد. تامل وتعمق در جامع مدارک تقدیمی و علی الخصوص شق «توضیحات»; ذیل ماده ۱۲ متمم شماره ۵ قرارداد محرره فی مابین خواهان ها و مجریان پروژه احداث بنای مسکونی که همانا آقایان م.الف. و غ. بوده، استحقاق مشارالیهما در طریق انتقال بعض از واحدها و من جمله آپارتمان مبحوث آشکار گشته ولیکن مع هذا وکیل خواهان ها جواباً به اتکای عدم استحضار و تراضی موکلین به امر و نیز رأی ۲۰ دی ماه ۱۳۹۰ داور منتخب خواهان ها آقای ع.م. متضمن بر فسخ قرارداد مشارکت مارالذکر، استیلای خوانده بر رقبه امر را همچنان من غیر حق تلقی نموده و بر خلع ید ابرام می ورزد. بنا علی هذا المقدمات دادگاه دعوی خلع ید را من حیث المجموع مستظهر به ادله متقن نیافته چه اولاً: تصرف خوانده در پلاک مزبور متلقی و منبعث از عقود پیش گفته محسوب بوده و بالتبع مشروعیت امر مستصحب است ثانیاً: با مفروض دانستن صحت ادعای وکیل خواهان ها از حیث مستحضر نگردیدن موکلان از انتقال حاصله و عدم رضایت ایشان به امر، علی الاصول خللی به مفاد عقد بیع واقعه که استیلای بر آپارتمان منظور در پی آن حاصل آمده، وارد نخواهد گشت و ثالثاً: رأی داوری مورخ ۲۰/۱۰/۱۳۹۰، افزون بر آنکه موخر به بیع نامه ۱۰۲۹۸۲-۲۶/۸/۹۰ به منصه ظهور رسیده، وفق فحوای شق اخیر ماده ۷ متمم شماره ۵ قرارداد مشارکت در ساخت منعقده با وصف عدم التفات متعاقدین بدان، هکذاء منشا اثر و مخل حقوق مکتسبه ثالث نمی نماید، بدینسان با تمسک جستن به قواعد فقهیه اصاله اللزوم واصاله الصحه، مادتین ۲۱۹-۲۲۳ قانون مدنی و مستفاد از ماده ۳۰۸ قانون اخیر الذکر و ماده ۱۹۷ قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی مصوب سال ۷۹ دادگاه با غاصبانه قلمداد ننمودن تصرفات تکوین یافته خوانده حکم بر بطلان دعوی اصدار و اعلام می نماید. رأی صدور یافته حضوری تلقی شده و در خلال بیست روز از هنگام ابلاغ قابلیت تجدیدنظرخواهد داشت.
دادرس شعبه ۱۷۸ دادگاه عمومی تهران ـ احمدی شهربابک

رأی دادگاه تجدیدنظر استان

تجدیدنظرخواهی ۱-الف.ب. ۲- ع.ج. نسبت به دادنامه شماره ۸۰۶ مورخ ۲۸/۹/۹۱ صادره از شعبه ۱۷۸ دادگاه عمومی تهران که به موجب آن حکم به بطلان دعوی خلع ید از یک واحد آپارتمان مسکونی و مطالبه خسارت صادر شده است، وارد و موجه می باشد، زیرا صرف نظر از جهات اعلام شده از سوی وکلای تجدیدنظرخواهان با عنایت به اینکه تصرف تجدیدنظرخوانده مسبوق به عقد بیع می باشد و ادعای خلع ید مستلزم ادعای بطلان آن می باشد و بودن انحلال عقد مذکور طرح دعوی خلع ید قانونی نمی باشد، دادگاه مستنداً به مواد ۳۵۸ و ۲ قانون آیین دادرسی مدنی ضمن نقض دادنامه تجدیدنظرخواسته قرار عدم استماع دعوی نخستین را صادر می کند. این رأی قطعی است.
رئیس شعبه ۳ محاکم تجدیدنظر استان تهران ـ مستشار دادگاه
ذکائی ـ حمیدی راد
میانگین امتیاز: ۵.۰ از ۰ رای

دیدگاه‌ها

۰ + ۰ =