فسخ نکاح به دلیل ازدواج سابق زوجه

عنوان
فسخ نکاح به دلیل ازدواج سابق زوجه
شماره دادنامه
۹۳۰۹۹۸۴۴۳۰۱۰۰۳۸۴
تاریخ دادنامه
۱۳۹۴/۰۴/۲۲
گروه رای
حقوقی
پیام
در درخواست فسخ نکاح به دلیل تدلیس ناشی از عدم بکارت زوجه، آنچه مجوز فسخ نکاح است، اثبات عدم بکارت زوجه در زمان عقد است؛ زیرا اثبات عدم بکارت وی در مدت زمانی بعد از عقد لزوماً عدم بکارت حین العقد را اثبات نمی کند.

رأی خلاصه جریان پرونده

آقای الف. ز. و خانم ص. ع. در تاریخ ۱۳۹۲/۱۲/۲۵ به صورت رسمی به عقد دائم یکدیگر درآمده اند. زوج در تاریخ ۱۳۹۳/۶/۳۰ زوجه را به پزشک زنان معرفی می نماید و پزشک وی را معاینه و عدم بکارت وی را گواهی می نماید. متعاقباً در تاریخ ۱۳۹۳/۷/۲ زوج دادخواستی به خواسته فسخ نکاح به استناد ماده ۱۱۲۸ قانون معرفی و تدلیس و تخلف از شرط بکارت مندرج در متن عقدنامه به دادگستری تکاب تقدیم می نماید که رسیدگی به شعبه اول حقوقی تکاب محول می شود اولین جلسه در تاریخ ۱۳۹۳/۸/۲ با حضور خواهان تشکیل و خواهان خواسته خود را مطابق دادخواست بیان می نماید و ادعا می نماید که خوانده دارای پرونده کیفری فساد اخلاقی می باشد. لکن وکیل خوانده طی لایحه ای اعلام می نماید خوانده فاقد هرگونه سابقه کیفری هست. دادگاه خوانده را در تاریخ ۱۳۹۳/۹/۸ به پزشکی قانونی معرفی می نماید. و پزشکی قانونی در تاریخ ۱۳۹۲/۹/۸ اعلام می نماید وی مدخوله و پرده بکارت دارای پارگی قدیمی است و تشخیص زمان ازاله بکارت در صورت گذشت بیش از یک ماه امکان پذیر نیست جلسه بعدی دادگاه در تاریخ ۱۳۹۳/۹/۱۶ با حضور طرفین تشکیل می شود و زوجه ضمن اذعان به عدم بکارت اعلام می نماید با توجه به اینکه بین وقوع عقد و زمان معرفی به پزشک جهت معاینه بکارت بیش از شش ماه فاصله شده است و در این مدت به دلیل اینکه ما زن و شوهر شرعی و قانونی بودیم مکرراً به درخواست زوج رابطه جنسی داشتیم و ایشان به دفعات با من همبستر شده است ولی الآن چون مایل به ادامه زندگی مشترک نیست از طرفی می خواهد از پرداخت حق و حقوق شرعی من استنکاف کند این ادعا را مطرح نموده است. پرونده کیفری مورد ادعای ایشان نیز مربوط به من نیست بلکه مربوط به خواهرم می باشد و وی در آن پرونده تبرئه شده است علیهذا دادگاه ختم رسیدگی را اعلام و در تاریخ ۱۳۹۳/۹/۱۸ به شرح زیر مبادرت به صدور حکم می نماید:در خصوص دادخواست آقای الف. ز. با وکالت خانم الف. م. بطرفیت خانم ص. ع. بخواسته اعلام فسخ نکاح دایم بدلیل تخلف از شرط صفت ( باکره بودن ) با احتساب خسارات دادرسی با توجه به محتویات پرونده نظر به اینکه نامبردگان در مورخ ۱۳۹۲/۱۲/۲۵ عقد نکاح جاری کرده‌اند و در مورخ ۱۳۹۳/۶/۳۰ به پزشک متخصص جهت معاینه پرده بکارت مراجعه کرده‌اند و در مورخ ۱۳۹۳/۹/۸ هم خوانده به پزشکی قانونی مراجعه کرده است و چون از زمان عقد لغایت تاریخ مراجعه به پزشک متخصص بیش از شش ماه گذشته و احتمال ازاله بکارت توسط خود خواهان متصور و محتمل است و وی دلیل یا دلایلی که مثبت ازاله بکارت توسط غیر باشد نتوانسته ارائه نماید دعوی وی مقرون به صحت تشخیص نگردید با استناد به مفهوم مخالف ماده ۱۱۲۸ قانون مدنی حکم به بطلان دعوی صادر و اعلام می‌گردد رأی صادره حضوری و ظرف بیست روز پس از ابلاغ قابل اعتراض در دادگاه تجدید نظر مرکز استان آذربایجان غربی می‌باشد.رأی صادره به طرفین ابلاغ می شود و در فرجه قانونی از سوی زوج مورد اعتراض واقع شده و پرونده جهت رسیدگی مجدد به دادگاه تجدیدنظر آذربایجان شرقی ارسال و به شعبه ۵ ارجاع می شود دادگاه مزبور با ملاحظه پرونده و رأی بدوی و لوایح طرفین در تاریخ ۱۳۹۳/۱۲/۱۰ طی دادنامه شماره ۹۳۰۹۹۷۴۴۱۳۹۰۱۶۷۶ به شرح زیر اتخاذ تصمیم می کند:تجدیدنظرخواهی آقای الف. ز. با وکالت خانم الف. م. بطرفیت خانم ص. ع. نسبت به دادنامه شماره ۹۳۰۹۹۷۴۴۳۰۱۰۰۶۶۳- ۱۳۹۳/۹/۱۸ صادره از شعبه اول دادگاه عمومی (حقوقی) شهرستان تکاب موضوع پرونده کلاسه ۹۳۰۹۹۸۴۴۳۰۱۰۰۳۸۴ که به موجب آن حکم به بطلان دعوی زوج با خواسته فسخ نکاح صادرشده است با توجه به استدلال به عمل آمده از سوی دادگاه بدوی و با لحاظ محتویات پرونده وارد نمی باشد زیرا رای بر اساس مقررات و موازین قانونی صادر شده است و ایرادی از حیث شکلی یا ماهوی به آن وارد نیست و استدلال محکمه بدوی صحیح می باشد و وکیل تجدیدنظرخواه دلیل یا دلایلی که موجبات نقض و یا بی اعتباری دادنامه را فراهم کند ارایه نکرده لذا اعتراض نامبرده قابل انطباق با جهات مقرر در ماده ۳۴۸ قانون آئین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب درامور مدنی مصوب سال ۱۳۷۹ نمی باشد درنتیجه دادگاه به استناد قسمت اخیر ماده ۳۵۸ قانون مذکور ضمن ردّ اعتراض معترض حکم تجدیدنظرخواسته را تأیید می کند. رأی دادگاه تجدیدنظر به استناد مواد ۳۶۸-۳۹۷ قانون فوق الذکر ظرف مهلت بیست روز از تاریخ ابلاغ دادنامه قابل فرجام خواهی درمرجع محترم دیوان عالی کشور می باشد. دادنامه صادره در تاریخ ۱۳۹۴/۱/۶ به زوج ابلاغ می شود و در تاریخ ۱۳۹۴/۱/۲۵ از طرف وی مورد فرجام خواهی قرار گرفته و پرونده به دیوان عالی کشور ارسال و به این شعبه ارجاع شده است.هیأت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید پس از قرائت گزارش آقای علی رازینی عضوممیز و ملاحظه اوراق پرونده و نظریه کتبی آقای درخشان نیا دادیار دیوان عالی کشور اجمالاً مبنی بر صدور رأی شایسته برابر موازین قانونی مورد تقاضاست. درخصوص دادنامه شماره ۹۳۰۹۹۷۴۴۱۳۹۰۱۶۷۶ تجدیدنظرخواسته مشاوره نموده چنین رأی می دهد:

رأی شعبه دیوان عالی کشور

فرجام خواهی آقای الف. ز. به طرفیت همسرش ص. ع. در خصوص دادنامه صادره از شعبه پنجم دادگاه تجدیدنظر آذربایجان شرقی در تأیید رأی دادگاه حقوقی ت. مبنی بر ردّ دعوی وی درخصوص فسخ نکاح زوجه به دلیل عدم بکارت وارد نیست زیرا آنچه می تواند مجوز فسخ نکاح باشد عدم بکارت زوجه در زمان عقد از طریق ازاله بکارت قبل از عقد می باشد و اثبات اینکه ایشان شش ماه بعد از عقد مدخوله بوده است کافی برای فسخ نیست زیرا احتمال ازاله بکارت از سوی زوج و یا در اثر حوادث وجود دارد و در نتیجه عدم بکارت در زمان ۶ ماه بعد از عقد لزوماً عدم بکارت حین العقد را اثبات نمی کند. و موضوع تدلیس تحقق نمی شود علیهذا رأی محکمه بدوی و تجدیدنظر صحیحاً صادر شده و باستناد ماده ۳۷۰ قانون آئین دادرسی مدنی ابرام گردیده و فرجامخواهی زوج مردود اعلام می شود.
شعبه ۴۱ دیوان عالی کشور - رئیس و مستشار و عضو معاون
علی رازینی - عبدالعلی ناصح - حسینی کوه کمری
میانگین امتیاز: ۵.۰ از ۰ رای

دیدگاه‌ها

۰ + ۰ =