مصداق پرداخت دیه مقتول از بیتالمال
- عنوان
- مصداق پرداخت دیه مقتول از بیتالمال
- شماره دادنامه
- ۹۳۰۹۹۷۰۹۰۹۲۰۰۴۲۶
- تاریخ دادنامه
- ۱۳۹۳/۱۲/۱۶
- گروه رای
- کیفری
- پیام
- درصورتی که بر اساس نظریه پزشکی قانونی و امارات موجود، اصل قتل محرز گردد اما قاتل شناخته نشود، دیه مقتول از بیت المال پرداخت خواهد شد.
- مستندات
- ماده ۳۱۵ماده ۴۸۷ قانون مجازات اسلامی ۱۳۹۲-
رأی خلاصه جریان پرونده
حسب گزارش نیروی انتظامی ازجمله گزارش کلانتری ... مبنی بر اینکه در ساعت ۲۰ مورخ ۱۳۹۱/۰۱/۲۴ به آن کلانتری گزارششده فردی به هویت ر. بر اثر اصابت ضربه چاقو مجروح که به بیمارستان ... اعزام شده و در آنجا فوت مینماید و دو نفر از دوستان وی به اسامی خ. و م. نیز که در منازعه همراه مقتول بودهاند مجروح گردیدند و جهت مداوا به بیمارستان منتقل شدند و در ادامه با اظهارات م. و خ. مشخص گردیده که س. نیز در جریان منازعه بوده است. اظهارات متهمین م. و خ. به شرح صفحات ۱۷ و ۳۵ پرونده حاکی از وقوع منازعه بین مرحوم و نامبردگان ازیکطرف با دو نفر دیگر که سوار بر خودروی پراید با پلاک نامشخص بودهاند صورت گرفته است و حسب اظهارات م. و خ. فردی که سرنشین خودروی پراید بوده کارد یا چاقویی در دست داشته و بهوسیله آن، آنها را مجروح نموده و مرحوم ر. را به قتل رسانده است و راننده پراید صرفاً سنگ پرتاب میکرد. با توجه به چهره ترسیمی متهم توسط م. و خ. منضم در صفحه ۴۲ پرونده با چهره متهم م.ی. شباهتهایی دارد و پزشکی قانونی به شرح صفحه ۵۰ پس از معاینه جسد مقتول اعلام نموده وجود یک بریدگی طویل و عمیق در سمت چپ سینه مقتول، اضافه کرده است که این بریدگی موجب دریدگی پرده قلب و پسازآن عضله دهلیز چپ قلب شده و درنتیجه ی خونریزی شدید ر. فوت نموده است. ف. که در محل منازعه حضورداشته اظهارات متهمان م. و خ. را تأیید نموده است(صفحه ۵۹ - ۶۱) .و متهمان م. و س. به شرح صفحات ۶۴ و ۶۶ پرونده دارای سوابق کیفری قبلی در رابطه با منازعه و ضربوجرح میباشند و حسب نظریه پزشکی قانونی جراحات وارده بر بدن خ. و م. بر اثر اصابت جسم برنده ایجاد گردیده است(ص ۶۸ ، ۶۹). م. و س. در مورخ ۱۳۹۱/۰۲/۱۹ با دیدن م.ی. اظهار داشتند: شک ندارند که ضارب مقتول، ایشان بوده است و س. گفته چهره ضارب را ندید، لیکن جثهاش با جثه م.ی. مطابقت دارد و م.ی. بزه انتسابی را انکار نموده و اظهار داشته که هیچ اطلاعی از جریان منازعه ندارد و م. و خ. و س. را نمیشناسد و تصاویری از چهره وی ضمیمه پرونده است(صفحه ۱۷۰ - ۱۷۴) که با چهرهنگاری اولیه قاتل(صفحه۴۲) مطابقت دارد. مجدداً در مورخ ۱۳۹۱/۰۲/۳۱ آقایان م. و خ. با دیدن م.ی. اظهارات سابق خود را تکرار نموده اند و م. گفت: ۸۰ درصد م.ی. با ضارب شباهت دارد و خ. نیز گفت: صد درصد نمیتوانم بگویم م.ی. همان ضارب است اما چهرهاش به ضارب شباهت دارد چپدست هم هست و ضارب هم چپدست بود(صفحه۱۷۷،۱۷۸) و نامبردگان راجع به نحوه یافتن م.ی. گفتند: در خیابان میرفتیم و اتفاقی این آقا را دیدیم، درب منزلشان نشسته بود و به چهرهاش مظنون شدیم و اسم او را پرسیدیم کاغذ به او دادیم بنویسد فهمیدیم چپدست است و بیشتر به او ظنین شدیم (صفحه ۱۷۸) که به لحاظ اظهارات همراه با تردید نامبردگان، متهم م.ی. در مورخ ۱۳۹۱/۰۳/۰۱ با صدور قرار وثیقه آزاد گردیده است. و پسازآن خانواده مقتول اظهار داشتهاند که سه نفر متهم س. و م. و خ. حقیقت را در رابطه با م.ی. بیان نکرده که مجدداً از م. راجع به نحوه شناسایی م.ی. سؤال شد که گفت: م.ز. برای همسر وی تعریف کرده که قاتل ر. برادر ب. است و م.ز. نیز اظهارات وی را تکذیب نمود و اظهار داشت: هیچ مطلب خاصی در مورد قتل مرحوم نمیداند و چیزی نیز از کسی نشنیده است (صفحه ۲۷۱،۲۷۲). م.ح. که گفته شد م.ز. این مطلب را از او شنید و تحقیق شد که اظهاراتی مشابه اظهارات م.ز. بیان داشته و موضوع را تکذیب کرده است(صفحه۲۷۳). اما ف. اظهار داشت که: از م.ز. قبل از دستگیری م.ی. شنیده که ب. با برادرش قاتل هستند و او این مطلب را برای م. بازگو کرده است(صفحه ۳۰۰ ،۳۰۱). در مواجهه حضوری بین ف. و م.ز. و م.ح.، ف. و م.ح. منکر آشنایی با م.ی. و چنان اظهاراتی شدهاند. در مورخ ۱۳۹۱/۰۴/۱۰ مجدداً از م. تحقیق شد که اظهار داشت: صددرصد مطمئن نیست که ضارب م.ی. است و در نوبت قبلی که گفته ۸۰ درصد، اشتباه کرده است. و خ. گفته: شخصی که به من و م. و مقتول چاقو زده است همین م.ی. است. نحوه شناسایی وی چنین بود که م. گفت م.ز. به ف. گفته که پسری که قتل کرده برادر ب. بوده که من و م. به سراغ م.ی. رفتیم(صفحه ۲۸۶-۲۸۸). بهموجب گواهی انحصار وراثت مندرج در صفحه ۲۹۴ پرونده خانم ب. مادر مقتول، ولیدم منحصربهفرد وی بوده و وکیل ولیدم اظهار داشته است: با عنایت به شهادت شهودی که از فاصله بسیار نزدیک ناظر صحنه قتل مرحوم بوده است، از متهم م.ی. شکایت دارم(صفحه۳۰۳). ولیدم نیز در دادسرا حاضر و اظهار داشت بهعنوان قاتل از م.ی. شاکی هستم(صفحه ۳۰۵) و متهم م.ی. مجدداً احضار گردید و در تاریخ ۱۳۹۱/۰۵/۳۱ بازپرس از وی تحقیق نمود اما نامبرده با تکرار اظهارات سابق خود بهطورکلی منکر بزه انتسابی گردید. در مورخ ۱۳۹۱/۰۶/۰۱ بین متهم(م.ی.) و خ. و م. مواجهه حضوری انجام شد که خ. و م. اظهار داشتند: صد درصد یقین دارند که م.ی. همان شخص است که مقتول را مضروب کرده و هر دو نفرشان را چاقو زده است(صفحه ۳۱۲ -۳۱۳). و بعد از صدور قرار مجرمیت از سوی بازپرس شعبه هشتم دادسرای ویژه امور جنایی ... معاون دادستان ... با صدور کیفرخواست در خصوص اتهام متهمین: ۱ـ م.ی.، متأهل، دایر بر قتل عمدی مرحوم ر. و ایراد جراحات عمدی با چاقو نسبت به خ. و م. و شرکت در منازعه منتهی به قتل ۲ـ م. ۳ـ س. ۴ـ خ. هر سه نفر(ردیفهای دوم الی چهارم) متهماند به شرکت در منازعه منتهی به قتل، با توجه به محتویات پرونده و شکایت اولیایدم و نظریه پزشکی قانونی و اقاریر صریح و مقرون بهواقع متهمین با عنایت به مطالبه قصاص از ناحیه اولیایدم با استناد به ماده ۲۰۵ و بند ب ماده ۲۰۶ و مواد ۲۰۷ و ۲۲۷ و ۲۲۸ و بندهای ۱ و ۲ ماده ۲۳۱ و مواد ۲۳۲ و ۲۳۳ و ۲۶۱ و ۲۶۴ و ۲۶۵ در خصوص متهم ردیف اول و بند یک ماده ۶۱۵ قانون مجازات اسلامی در خصوص سایر متهمین از دادگاه تقاضای تعیین کیفر نمود(صفحه۳۴۶ -۳۴۸). متعاقب آن پرونده به شعبه چهارم دادگاه کیفری استان ... ارجاع گردید و دادگاه از همه مطلعین که نام آنها در پرونده آمده، دعوت به عمل آورد و از آنها تحقیق نمود بهجز مطلع م.ح. که مجهولالمکان اعلام شده اما در دادسرا از وی تحقیق به عمل آمد که اظهار داشت از موضوع قتل اطلاعی ندارد و دادگاه با استماع اظهارات نماینده دادستان و تحقیق از متهمین و مطلعین در جلسات ۱۳۹۲/۰۲/۰۸ و ۱۳۹۲/۰۸/۰۶ و ۱۳۹۲/۱۱/۱۳ و ۱۳۹۳/۰۳/۲۵ به موضوع رسیدگی و متهم در کلیه جلسات دادگاه، منکر بزه انتسابی گردید. پس از رسیدگیهای لازم ختم رسیدگی را اعلام و طی دادنامه شماره ۰۰۵۷ ـ ۱۳۹۳/۰۳/۲۷ چنین رأی داد: در خصوص اتهام آقای م.ی. دایر بر ارتکاب قتل عمدی مرحوم ر. و ایراد جراحات عمدی نسبت به خ. و م. و شرکت در منازعه منتهی به قتل با وکالت ح.، با عنایت به اینکه متهم، منکر بزه انتسابی است و اعلام اتهام نیز حسب اظهارات آقایان م. و خ. بوده که بیان داشتهاند که از سوی خانم ف. شنیدهاند متهم مرتکب قتل و جرح شده است و خانم ف. اطلاعات خود را ناشی از شنیدههایی اعلام کرده که خانم م.ز. بهطورقطع و یقین اعلام ننموده که متهم مرتکب قتل شده است و حتی در اعلام اینکه متهم دخالت در درگیری داشته دچار تزلزل گفتار شده بهنحویکه بیان داشته وی نگفته که متهم چنین اقدامی انجام داده است و یا اسم شخص خاصی را آورده باشد و بهعلاوه مشارٌالیها نیز اطلاعات خود را ناشی از اظهارات م.ح. دانسته که مشارٌالیه برحسب اعلام اولیایدم به علت اعتیاد و سوابق کیفری متواری و مجهولالمکان است و چون اظهارات متهمین م. و خ. و س. در جهت شناسایی متهم صرفنظر از تردید اولیه آنان، به علت خصومت آنان با متهم قابل اعتبار نیست و اظهارات مطلعین دیگر نیز به نحوی است که یقین آور نبوده و ادله شرعی و قانونی بر توجه اتهام به متهم وجود ندارد. همچنین از مجموع تحقیقات بهعملآمده خصوصاً فقدان خصومت سابق بین متهم و مقتول و شاکیان، نمیتوان علم و یا ظن به ارتکاب جرم توسط متهم پیدا کرد؛ بنابراین دادگاه با توجه به ایجاد شک و شبهه در توجه اتهام و حکومت اصل برائت و نیز اعمال قاعده درأ با التفات به اینکه متهم در ردّ اتهام از خود مطابق ماده ۳۱۵ قانون مجازات اسلامی ۱۳۹۲، قسم یاد کرده است هیئت دادگاه، بزهکاری متهم را محرز ندانست و حکم بر برائت وی صادر مینماید. و در خصوص اتهام متهمین م. و خ. دایر بر شرکت در منازعه منتهی به قتل، با توجه به اینکه نامبردگان اقرار دارند که در نزاع شرکت داشتهاند و گزارش مأمورین نیز مبین همین موضوع است و بر اساس تحقیقات بهعملآمده علت درگیری ناشی از اقدامات نامبردگان بوده که سرانجام به ارتکاب قتل منجر شده است، دادگاه بزهکاری نامبردگان را محرز دانسته و مستنداً به بند یک ماده ۶۱۵ قانون مجازات اسلامی حکم بر محکومیت هر یک از متهمین به تحمل دو سال حبس صادر مینماید و س. نیز به علت عدم کفایت دلیل مستنداً به ماده ۱۷۷ قانون آئین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور کیفری تبرئه مینماید. با توجه به اینکه اصل قتل با توجه به نظریه پزشک قانونی و تحقیقات بهعملآمده توسط دادسرای عمومی و انقلاب و گزارش ضابطین دادگستری محرز بوده، لیکن قاتل شناخته نشده است، در اجرای ماده ۴۸۷ قانون مجازات اسلامی ۱۳۹۲ دیه مقتول از بیتالمال پرداخت میگردد(صفحه ۵۳۹ ،۵۴۰). رأی صادره در مورخ ۱۳۹۳/۰۷/۲۳ به خ. و م. و در مورخ ۱۳۹۳/۰۷/۲۹ به م.ر. وکیل اولیایدم مرحوم ر. و نماینده دادستان ابلاغ گردید که نام،بردگان طی لوایحی که بهوقت شور قرائت خواهد شد به رأی صادره اعتراض نمودهاند که پرونده به این شعبه ارجاع گردید و به شرح ذیل اظهارنظر میشود.رأی شعبه دیوان عالی کشور
در خصوص تجدیدنظرخواهی: ۱ـ نماینده دادستان عمومی و انقلاب .... ۲ـ م.ر. وکیل پایهیک دادگستری به وکالت از سوی اولیایدم مرحوم ر. ۳ـ متهم خ. نسبت به دادنامه معترضٌعنه که بهموجب آن متهم م.ی. از اتهام ارتکاب قتل عمدی مرحوم ر.(به استدلال مندرج در دادنامه تجدیدنظرخواسته) تبرئه گردیده و آقایان خ. و م. به اتهام شرکت در منازعه منتهی به قتل مستنداً به بند یک ماده ۶۱۵ قانون مجازات اسلامی هر یک به تحمل دو سال حبس تعزیری محکوم گردیدهاند. متهم س. از اتهام شرکت در نزاع منتهی به قتل تبرئه و مقرر نموده که در اجرای ماده ۴۸۷ قانون مجازات اسلامی ۱۳۹۲دیه مقتول از بیتالمال پرداخت شود؛ نظر به اینکه دادگاه دلایل تبرئه متهم م.ی. و متهم س. و محکومیت متهمین م. و خ. را در دادنامه معترضٌعنه مشروحاً ذکر نموده و اعتراض مؤثری از سوی تجدیدنظرخواهان به عمل نیامده که سبب نقض و گسیختگی رأی گردد و ازلحاظ رعایت تشریفات دادرسی نیز ایراد قابلذکری ملاحظه نشده است، لذا مستنداً به بند الف ماده ۲۶۵ قانون آئین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور کیفری ضمن ردّ تجدیدنظرخواهی بهعملآمده دادنامه تجدیدنظرخواسته را تأیید و ابرام مینماید.شعبه ۷ دیوان عالی کشور - رئیس و عضو معاون
حسین انتظاری- حسین طالبی
میانگین امتیاز: ۵.۰ از ۰ رای