مطالبه خسارت قراردادی تاخیر در تخلیه تا زمان پرداخت ودیعه
- عنوان
- مطالبه خسارت قراردادی تاخیر در تخلیه تا زمان پرداخت ودیعه
- شماره دادنامه
- ۹۳۰۹۹۷۰۲۲۳۷۰۰۸۵۲
- تاریخ دادنامه
- ۱۳۹۳/۰۹/۱۵
- گروه رای
- حقوقی
- پیام
- موجر از تاریخ اتمام قرارداد اجاره تا زمان تودیع ودیعه، صرفاً مستحق دریافت اجرت المثل با جلب نظر کارشناس است و حق مطالبه خسارت ناشی از تأخیر در تخلیه طبق توافق طرفین را ندارد.
- مستندات
- ماده ۱۲۵۷ قانون مدنی-
رأی دادگاه بدوی
آقای م.ع.ح. بهطرفیت آقای ه.س. دعوی مطالبه مبلغ ۰۰۰/۰۰۰/ ۳۴۰/۴ ریال و خسارات دادرسی را با توجه به مرقومه مثبوت به شماره ۱۲۶۶ مورخ ۱۶/۵/۹۱ اقامه نمودند. وکیل خواهان آقای م.ک. میباشند و در جریان دادرسی آقای م.الف. به وکالت از خوانده تحصیل سمت نمودند. در جلسه دادگاه و با توجه به لوایح تقدیمی وکلای محترم اصحاب دعوی، مبنای طرح دعوی خواهان، مطالبه طلب ناشی از تأخیر در تخلیه ملک به همراه خسارت تأخیر تأدیه آن ذکر شد و دفاع خوانده آن است که پس از تنظیم سند عادی، طرفین سند رسمی تنظیم کردند و ودیعه پرداخت نشد تا تخلیه صورت گیرد. دادگاه پس از استماع اظهارات وکلای طرفین پرونده مربوط به تخلیه عین مستأجره موضوع اجاره نامه عادی، مستند دعوی خواهان را مطالبه نمود و در صفحه ۳۰ پرونده اجرایی مربوط به تخلیه، قاضی محترم شورای حل اختلاف اعلام نمودند که خوانده یعنی آقای ه.س. در چند مورد اعلام نمودند که قرارداد رسمی اجاره به طور صوری منعقد شده است و قرارداد اجاره عادی مورخ ۱۸/۹/۸۹ ملاک عمل است. این در حالیست که در این دعوا به تاریخ ۲۷/۹/۹۱، وکیل آقای ه.س. اظهار میدارند که پس از تنظیم سند عادی اجاره، سند رسمی تنظیم شد. بنابراین اظهارات متناقض خوانده جهت رهایی از بار مسئولیت قراردادی، به دادگاه پوشیده نیست و بدیهی است که آنچه ایجاد ماهیت حقوقی میکند، قصد انشاء است که در سند عادی تنظیمی بین طرفین محرز است و بر همان اساس نیز عملاً رابطه استیجاری استمرار یافت و تنظیم سند رسمی اجاره جهت ارائه به دوایر مالیاتی یا به هر انگیزه دیگری، اصل تعهدات طرفین را مخدوش نمیکند و با توجه به محتویات پرونده مربوط به صدور دستور تخلیه و صورت جلسه تنظیمی از سوی مراجع انتظامی و مامورین دولتی به تاریخ ۲۶/۴/۹۱، موید صدق دعوی خواهان است و بر مبنای توافق طرفین که در صفحه سوم قرارداد درج شده است، خسارت تأخیر در تخلیه تا یک ماه، روزانه سه برابر اجارهبها و پس از آن، روزانه پنج برابر مبلغ مندرج در قرارداد است و دادگاه با استناد به مواد ۱۰، ۲۱۹، ۲۳۰، ۲۳۱ قانون مدنی، حکم بر محکومیت خوانده به پرداخت مبلغ ۴/۰۰۰/۳۴۰/۰۰۰ ریال بعنوان خسارت ناشی از تأخیر تخلیه عین مستأجره بر مبنای توافق طرفین و نیز به استناد ماده ۵۱۹ قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی، حکم بر محکومیت خوانده به پرداخت مبلغ ۰۰۰/ ۹۰۶/۸۶ ریال و حقالوکاله وکیل خواهان طبق تعرفه به عنوان خسارت ناشی از طرح دعوی در حق خواهان صادر و اعلام مینماید و چون مبلغ مذکور خود خسارت میباشد، دیگر اخذ خسارت تأخیر تأدیه از آن به لحاظ فقدان رابطه سببیت و عدم تجویز اخذ خسارت از خسارت به استناد ماده ۱۹۷ قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی، محکوم به رد اعلام میگردد. حکم صادر شده حضوری و ظرف مدت بیست روز پس از ابلاغ، قابل تجدیدنظر در دادگاه تجدیدنظر تهران است.مستشار دادگاه تجدیدنظر و قاضی مأمور در شعبه ۲۷ دادگاه عمومی حقوقی تهران
کلانتریان
رأی دادگاه تجدیدنظر استان
تجدیدنظرخواهی آقای م.الف. به وکالت از آقای ه.س. به طرفیت آقای م.ع.ح. با وکالت آقای م.ک. با این توضیح که آقای الف.الف. نیز از جانب تجدیدنظرخواه اعلام وکالت کرده است از دادنامه شماره ۰۱۲۹۰- ۲۹/۱۱/۱۳۹۱ صادر شده از شعبه ۲۷ دادگاه عمومی حقوقی تهران که به موجب آن تجدیدنظرخواه به پرداخت ۴/۰۰۰/۳۴۰/۰۰۰ ریال به عنوان خسارت ناشی از تأخیر تخلیه عین مستأجره بر مبنای توافق طرفین و نیز پرداخت ۸۶۹۰۶۰۰۰ ریال بابت هزینه دادرسی و حقالوکاله وکیل در حق تجدیدنظرخوانده محکوم شده است. دادگاه با ملاحظه محتویات پرونده تجدیدنظرخوانده در تاریخ ۵/۹/۱۳۹۰ تقاضای صدور اجرائیه و اقدام جهت تخلیه به دفتر اسناد رسمی شماره ... تهران ارائه و بر این مبنا پرونده اجرایی تشکیل و حسب نامه شماره ۴۸۸- ۴/۴/۱۳۹۱ اداره اول اجرای اسناد رسمی تهران، تجدیدنظرخوانده انصراف از ادامه عملیات اجرایی پرونده طرح شده را اعلام کرده است. لیکن تجدیدنظرخواه بر مبنای قرارداد عادی اجاره در تاریخ ۲۲/۳/۱۳۹۱ تقاضای صدور دستور تخلیه به شورای حل اختلاف ارائه کرده و مبلغ ودیعه در تاریخ ۳/۴/۱۳۹۱ از سوی تجدیدنظرخوانده تودیع و تخلیه در تاریخ ۲۶/۴/۱۳۹۱ انجام شده است. با لحاظ ماده ۴ قانون روابط موجر و مستأجر مصوب سال ۱۳۷۶ که تصریح میدارد: «در صورتی که موجر مبلغی به عنوان ودیعه یا تضمین یا قرضالحسنه و یا سند تعهدآور و مشابه آن از مستأجر دریافت کرده باشد تخلیه و تحویل مورد اجاره به موجر، موکول به استرداد سند یا وجه مذکور به مستأجر و یا سپردن آن به دایره اجراست....»، با توجه به تعهدات طرفین قرارداد اجاره و آمره بودن قانون یاد شده و این که مستأجر با ارسال اظهارنامه رسمی استرداد ودیعه را خواستار شده است، با این وصف تجدیدنظرخوانده از تاریخ اتمام قرارداد اجاره تا زمان تودیع وجه قرضالحسنه (۳/۴/۱۳۹۱)، صرفاً استحقاق اجرتالمثل با جلب نظر کارشناس را داشته و استحقاقی در مطالبه خسارت ناشی از تأخیر تخلیه بر مبنای قرارداد نداشته، تجدیدنظرخواهی را در این خصوص وارد دانسته به استناد قسمت نخست ماده ۳۵۸ قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی، دادنامه تجدیدنظرخواسته را در این مورد نقض و وفق ماده ۱۲۵۷ قانون مدنی، حکم بر بیحقی تجدیدنظرخوانده (خواهان بدوی)، صادر و اعلام میدارد. لیکن تجدیدنظرخواهی راجع به آن قسمت از دادنامه که متضمن محکومیت تجدیدنظرخواه راجع به تأخیر تخلیه از ۳/۴/۱۳۹۱ تا ۲۶/۴/۱۳۹۱ میباشد، به گونهای نیست که بر اساس استحقاق تجدیدنظرخوانده خللی وارد کند و با انطباق مورد با قسمت نخست شرایط تخلیه دیر هنگام قید شده در قرارداد استنادی با رد تجدیدنظرخواهی در این باره، برگرفته از مواد ۳۵۱ و ۳۵۸ قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی، تجدیدنظرخواه مکلف به پرداخت سیصد و هفتاد و دو میلیون و ششصد هزار ریال بابت اصل خواسته و نیز پرداخت هفت میلیون و پانصد و هفت هزار ریال بابت هزینه دادرسی و پرداخت شانزده میلیون و نهصد و چهار هزار ریال بابت حقالوکاله وکیل بوده، بر این مبنا دادنامه تجدیدنظرخواسته را در این قسمت تأیید میکند. این رأی قطعی است.رئیس و مستشار شعبه ۳۷ دادگاه تجدیدنظر استان تهران
جمشیدی - حمیدی
میانگین امتیاز: ۵.۰ از ۰ رای