(۱)- اثر پرداخت بعدی نفقه در تحقق شرط وکالت در طلاق (۲)- رابطه رجوع زوجه به دادگاه برای مطالبه نفقه و عسر و حرج (۳)- معنای ترک زندگی در بند ۸ شروط ضمن عقد نکاح
- عنوان
- (۱)- اثر پرداخت بعدی نفقه در تحقق شرط وکالت در طلاق (۲)- رابطه رجوع زوجه به دادگاه برای مطالبه نفقه و عسر و حرج (۳)- معنای ترک زندگی در بند ۸ شروط ضمن عقد نکاح
- شماره دادنامه
- ۹۳۰۹۹۸۰۲۱۶۱۰۰۲۳۱
- تاریخ دادنامه
- ۱۳۹۴/۰۴/۲۰
- گروه رای
- حقوقی
- پیام
- پرداخت بعدی نفقه متعاقب صدور حکم الزام به پرداخت آن، مانع از تحقق شرط ضمن عقد نکاح و پذیرش درخواست طلاق توسط زوجه به دلیل مذکور نیست.
رأی خلاصه جریان پرونده
خانم س. ف.م. به وکالت از خانم م. م. دادخواستی به طرفیت آقای ع. ن. به خواسته طلاق از طریق دفتر خدمات قضائی تقدیم محاکم خانواده نموده که در تاریخ ۱۳۹۳/۲/۳ به شعبه ۲۶۱ مجتمع قضائی خانواده ... ونک ارجاع شده است. وکیل خواهان در دادخواست توضیح داده است زوجه در ۱۶ اردیبهشت ۱۳۶۴ به عقد دائم آقای ع. ن. درآمده که حاصل زندگی یک فرزند مشترک بنام م. ا. ۲۶ ساله است زوج در طول این سالها با تندخوئی و پرخاشگری و انتساب القاب ناشایست به زوجه ضمن سرباز زدن از انجام وظایف شرعی و قانونی خود و تضییع حقوق زوجه موجبات عسروحرج و آزردگی خاطر و ناراحتی زوجه را فراهم آورده است. صرفنظر از عدم مشارکت و همدلی زوج در زندگی مشترک اکنون زوج بدون هیچگونه احساس مسئولیت بالغ بر ۹ ماه متوالی است از تاریخ ۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۲که بدون عذرموجه با خروج از منزل و غیبت زندگی مشترک خانه و خانواده را ترک گفته و زوجه و فرزند مشترک را تنها رها کرده و بدون پرداخت نفقه به زوجه و بجا آوردن حقوق قانونی و شرعی زوجه زیستگاه خود را از ایشان جدا نموده است. با عنایت به اینکه ترک زندگی خانوادگی زوج موجبات عسروحرج موکل و تحقق بندهای ۱-۲-۸ شرط دوم ضمن عقد نکاح گردیده است مستنداً به مواد ۲۶ و ۲۷ و ۲۸ قانون حمایت خانواده صدور حکم طلاق زوجه مورد استدعاست . پس از تعیین وقت دادرسی فقط خواهان و وکیل او در جلسه دادرسی مورخ ۱۳۹۳/۴/۱۱ حاضر شده و هر یک بر اساس مفاد دادخواست توضیحاتی ارائه نموده و متذکر شده اند که درباره مهریه حکم قطعی صادر گردیده و اجرائیه نیز صادر شده است و در خصوص نفقه پرونده در همین شعبه مطرح است . دادگاه موضوع را به داوری ارجاع نموده که پس از جری تشریفات قانونی معرفی داوران و تفهیم وظایف داوری به آنان هریک از آنها طی لوایح جداگانه اعلام نموده اند که موفق به ایجاد سازش بین زوجین نشده اند. خانم ن. الف. به وکالت از خوانده وارد دعوی شده و طی لایحه تقدیمی اعلام نموده است زوج نفقه همسر و فرزندش را پرداخت نموده است و زوجه دارای ناراحتی اعصاب و روان بوده که خواهان ارجاع نامبرده به پزشکی قانونی می باشم. و فرزند مشترک۲۷ ساله است و زوج سه دانگ منزل مشترک را به زوجه هبه نموده است. بر اساس محتویات پرونده و مستندات پیوست آن آقای ع. ن. به پرداخت مبلغ ۶۹۴/۳۶۱/۷۰۲ ریال به انضمام هزینه دادرسی بعنوان مهریه به موجب دادنامه شماره ۰۱۳۱۷-۱۳۹۲/۹/۹ شعبه ۲۷۵ دادگاه عمومی حقوقی(خانواده) تهران در حق زوجه محکوم گردیده است و به موجب دادنامه شماره ۰۰۶۵۷-۱۳۹۳/۵/۱۹ شعبه ۲۶۱ دادگاه خانواده تهران آقای ع. ن. (که پس از تجدیدنظرخواهی خانم م. م. نسبت به دادنامه شماره ۲۸۸-۱۳۹۲/۹/۱۷ شعبه ۲۴۰۳ شورای حل اختلاف دادگاه دادنامه مزبور را نقض نموده است) به پرداخت مبلغ ۶۵/۸۶۶/۶۶۶ ریال بابت نفقات ایام گذشته از تاریخ ۱۳۹۲/۱/۱ تا تاریخ ۱۳۹۳/۵/۱۵ در حق زوجه محکوم گردیده است. دادگاه وقت دیگری را جهت رسیدگی تعیین نموده و در جلسه دادرسی مورخ ۱۳۹۳/۶/۲۹ زوجین به همراه وکلایشان در دادگاه حاضر شده اند زوج اظهار نموده است که من زندگی را ترک نکردم از ترس جانم فرار کردم مهر سال ۱۳۹۲بود که از ترس جانم به منزل مادرم رفتم زیرا در زندگی با ایشان امنیت جانی ندارم. ایشان یک بار که در خواب بودم دیدم گردن مرا گرفته و نزدیک بود خفه شوم بلند شدم گفت داشتم شوخی می کردم. در مجموع مرا می زند و فحاشی می کند و من هم مجبور شدم که به منزل مادرم بروم ... در مقاطع مختلف از مهرسال گذشته تا الان نفقه به حساب ایشان ریخته ام ... دادگاه تحقیق از فرزند مشترک بنام م.ا. ن. را ضروری دانسته و مشارالیه پس از حضور در دادگاه توضیح داده است که تأیید می کنم که پدرم یکسال است زندگی را ترک کرده و من با مادرم زندگی میکنم ... و هرگز شاهد سوءرفتار مادرم نبوده ام البته تأیید می کنم که پدر و مادرم در خصوص زندگی همیشه با هم اختلاف داشتند ... پدرم تند است و کلاً آدم بداخلاقی است و با مادرم تندی می کند ... متعاقب آن دادگاه ختم رسیدگی را اعلام و طی دادنامه شماره ۰۱۱۶۶-۱۳۹۳/۸/۱۹ با این استدلال که زوجه عمده تقاضای خود مبنی بر طلاق را ترک زندگی خانوادگی از طرف زوج به مدت بیشتر از یکسال عنوان نموده است زوج اگر چه ترک زندگی خانوادگی از مهر ماه سال ۱۳۹۲ تا کنون را پذیرفته لیکن ضمن اعلام مخالفت با طلاق علت ترک زندگی خانوادگی را سوءرفتار مشارالیها در طول زندگی مشترک مطرح نموده و زوجه نیز سوء رفتار خود نسبت به زوج را مورد انکار قرار داده است. دادگاه با تحقیق از فرزند مشترک زوجین ملاحظه نمود که زوجین در طول زندگی اختلافاتی با یکدیگر داشته اند لیکن سوءرفتار زوجه نسبت به زوج بطوریکه دلیل موجهی جهت ترک زندگی خانوادگی از طرف زوج محسوب شود ثابت نگردیده و زوج در جهت اثبات ادعای خود دلیل کافی ارائه نکرده است. با احراز تحقق شرط ضمن العقد مربوط به ترک زندگی خانوادگی و تحقق بند اول ماده واحده قانون الحاق یک تبصره به ماده ۱۱۳۰ قانون مدنی با احراز عسروحرج خواهان مستنداً به مواد ۱۱۱۹ و ۱۱۴۶ و۱۱۳۰ قانون مدنی و مواد ۲۴و۲۶و۲۷و۲۹و۳۲ قانون حمایت خانواده حکم به الزام زوج به طلاق زوجه را صادر نموده است و به زوجه اجازه داده است با مراجعه به یکی از دفاتر رسمی طلاق و بذل ده هزار ریال از مهریه و قبول بذل به وکالت از زوج خود را به طلاق خلع مطلقه نمایدو متذکر شده است زوجه در خصوص حقوق مالی خود طی پرونده های جداگانه اقدام نموده و فرزند مشترک نیز به سن رشد رسیده است- پس از ابلاغ دادنامه، وکیل زوج با این ادعا که تجدیدنظر خوانده دارای بیماری اعصاب و روان است و درخواست ارجاع به پزشکی قانونی شده و فرزند مشترک آنها نیز دچار بیماری اعصاب و روان است که به همین منظور از نظام وظیفه معافیت پزشکی اعصاب و روان اخذ نموده است. و زوج تأمین جانی ندارد و والدین زوج نیز نیاز به مراقبت دارند و حکم صادره متضمن خسارت زوج بوده و مخالف با قاعده لاضرر است نسبت به دادنامه مزبور تجدیدنظرخواهی نموده است که پس از ارجاع پرونده به شعبه دوم دادگاه تجدیدنظر استان تهران طی دادنامه شماره ۰۱۹۲۴-۱۳۹۳/۱۱/۱۳ با این استدلال که مبناء ادعایی زوجه مبنی بر ترک زندگی مشترک بوده که دادگاه محترم بدوی اثبات آن را موکول به اظهارات فرزند مشترک نموده که به تنهایی نمی تواند مؤثر در مقام باشد و اصولاً وارد کردن فرزند مشترک به منازعه بین زوجین و ذکر آن در متن دادنامه چه بسا موجبات اختلافات دیگری در باب ابوت و نبوت را فراهم سازد و با توجه به اینکه در رابطه با سوءرفتار زوج در پرونده به غیر از تمسک دادگاه به اظهارات فرزند مشترک که آن هم مؤثر نیست ، دلیل دیگری برای اثبات و احراز عسروحرج به عمل نیامده و صرفنظر از اینکه دادگاه محترم وظیفه داشته در رابطه با مسائل مالی زوجین نیز تعیین تکلیف نماید که از این وظیفه نیز با بسنده نمودن به این جمله که در خصوص حقوق مالی خود طی پرونده های جداگانه اقدام نموده است عدول نموده است و با توجه به اینکه دلیل و بینه شرعی و قانونی از ناحیه زوجه در جهت اثبات سوءرفتار زوج نسبت به زوجه به عمل نیامده لذا به هیئت ظاهر و رسیدگی دادگاه محترم بدوی به شرح محتویات پرونده سوء رفتار زوج نسبت به زوجه که مصداقاً ترک منزل را به مدت ۹ ماهه اعلام گردیده برای این دادگاه احراز نگردید ضمن نقض دادنامه بدوی حکم به رد دعوی زوجه به لحاظ عدم احراز عسروحرج را صادر نموده است. این دادنامه در تاریخ ۱۳۹۳/۱۲/۱۴ به وکیل زوجه ابلاغ گردید و او طی دادخواست فرجامخواهی که به شماره و تاریخ ۲۰۰۰۷۳-۱۳۹۳/۱۲/۲۷ ثبت دفتر دادگاه شده به پیوست لایحه نسبت به دادنامه مزبور فرجامخواهی نموده است وی در قسمتی از لایحه فرجامخواهی اظهار نموده است زوج با توجه به محتویات پرونده و اظهارات خود در نشست دادرسی به صراحت ترک زندگی مشترک و عدم حضور در منزل مشترک از تاریخ ۱۳۹۲/۷/۱۲ را پذیرفته است ... پس از ارسال پرونده به دبیرخانه دیوانعالی کشور و ثبت به کلاسه فوق به این شعبه ارجاع و در نوبت رسیدگی قرار گرفته است. مفاد دادخواست فرجامخواهی و لایحه پیوست آن و همچنین مفاد لایحه وکیل فرجامخوانده که درتبادل لوایح تقدیم شده حین المشاوره قرائت می شود.هیأت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش آقای سید صالح سجادی عضوممیز و اوراق پرونده درخصوص دادنامه شماره ۰۱۹۲۴-۹۳/۱۱/۱۳ فرجامخواسته مشاوره نموده چنین رأی می دهد:رأی شعبه دیوان عالی کشور
فرجامخواهی خانم م. م. با وکالت خانم س. ف.م. به طرفیت آقای ع. ن. با وکالت خانم ن. الف. نسبت به دادنامه شماره ۰۱۹۲۴-۱۳۹۳/۱۱/۱۳ شعبه دوم دادگاه تجدیدنظر استان تهران که متضمن نقض دادنامه شماره ۰۱۱۶۶-۱۳۹۳/۸/۱۹ شعبه ۲۶۱ دادگاه خانواده تهران و صدور حکم به رد دعوی فرجامخواه به طرفیت فرجامخوانده به خواسته طلاق به لحاظ عسروحرج است. موجه و درخور پذیر است زیرا اولاً فرجامخواه در دادخواست خویش سوءرفتار و عدم پرداخت نفقه و ترک زندگی مشترک از سوی زوج را مبنا و مستند ادعای عسرو حرج خویش دانسته است و در این راستا دادنامه شماره ۰۰۶۵۷-۱۳۹۳/۵/۱۹ شعبه ۲۶۱ دادگاه خانواده که متضمن محکومیت زوج به پرداخت نفقه به مبلغ ۶۵/۸۶۶/۶۶۶ ریال از تاریخ ۱۳۹۲/۱/۱ تا تاریخ ۱۳۹۳/۵/۱۵ را که بیش از یکسال است ارائه نموده است ثانیاً اظهارات فرزند مشترک صرفنظر از درستی یا عدم درستی اقدام دادگاه در تحقیق از او دلالت به سوءرفتار زوج دارد ثالثاً زوج با ادعای سوءرفتار از سوی زوجه و عدم امنیت جانی ، اقرار به ترک منزل از مهر ماه سال ۱۳۹۲تا تاریخ جلسه دادرسی مورخ ۱۳۹۳/۶/۲۹ نموده است بنابراین با توجه به اینکه پرداخت بعدی نفقه که مورد ادعای فرجامخوانده است مؤثر در عدم تحقق شروط ضمن العقد نبوده و ترک زندگی مشترک نیز که مستند به اقرار فرجامخوانده است و دلیل موجهی به آن اقامه ننموده، زمینه تحقق شرط ضمن العقد و نهایتاً عسروحرج را فراهم نموده است و دادنامه فرجامخواسته که بدون توجه به موارد مذکور اصدار یافته، صحیحاً صادر نگردیده است از این رو و بنا به جهات و دلائل مذکور و مستنداً به مواد ۳۶۶ و بند ۲ و شق دوم بند ۵ ماده ۳۷۱ و ۳۹۶ و بند ح ماده ۴۰۱ قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی ضمن نقض دادنامه فرجامخواسته رسیدگی مجدد به شعبه دیگری از محاکم هم عرض دادگاه صادر کننده رای فرجامخواسته ارجاع می گردد.شعبه ۱۵ دیوان عالی کشور- رئیس و عضو معاون و عضو معاون
جعفر قدیانی - مرتضی شریفی - سید صالح سجادی
میانگین امتیاز: ۵.۰ از ۰ رای