اشخاص مجاز به تقاضای اعاده دادرسی

عنوان
اشخاص مجاز به تقاضای اعاده دادرسی
شماره دادنامه
۹۱۰۹۹۷۰۹۰۷۶۰۰۸۸۳
تاریخ دادنامه
۱۳۹۱/۱۲/۲۳
گروه رای
کیفری
پیام
اگر موضوع و مستندات اتهام شرکای جرم یکسان باشد و یکی از آنان در مرحله تجدیدنظر برائت حاصل نماید و دیگری تجدیدنظرخواهی نکرده و محکوم شده باشد، وی می تواند تقاضای اعاده دادرسی نماید.

رأی خلاصه جریان پرونده

به حکایت مندرجات لایحه تقدیمی خواهان تجویز اعاده دادرسی (آقای ج.الف. فرزند م.) و ضمایم آن، به موجب رأی غیابی شماره ۸۰۱۳۶۹ مورخ ۱۷/۱۲/۸۸ و رأی واخواهی شده به شماره ۸۰۰۳۱۵ مورخ ۱۸/۳/۸۹ صادره از شعبه ۱۱۴۳ دادگاه عمومی جزایی تهران، آقای ج.الف. فرزند م. به جرم: ایراد ضرب و جرح عمدی فحاشی و تهدید به شاکی آقای الف.م. به استناد مواد ۴۷، ۶۰۸ و ۶۶۹ ق.م.ا. از باب فحاشی به ۷۴ ضربه شلاق و از باب تهدید شاکی به شش ماه حبس تعزیری محکوم، برابر گواهی مدیر دفتر شعبه ۱۱۴۳ دادگاه عمومی تهران دادنامه شماره ۸۰۰۳۱۵ مورخ ۱۸/۳/۸۹ به آقای ج.الف. ابلاغ، به لحاظ عدم تجدیدنظرخواهی دادنامه مذکور قطعیت یافته و برای اجرای حکم به اجرای احکام ارسال گردید. پس از قطعیت حکم اصداری، آقای ج.الف. طی لایحه تقدیمی به ریاست محترم دیوان عالی کشور اعلام داشته، به علت ناآگاهی و ناواردی تقاضای تجدیدنظرخواهی ننموده و حکم مذکور قطعی گردید و در پرونده هیچ دلیل بر توجه اتهام به اینجانب وجود نداشته و پدرم تقاضای تجدیدنظرخواهی نموده که به موجب دادنامه شماره ۷۷۷ مورخ ۲۵/۵/۸۹ صادره از ش. از اتهام مذکور تبرئه گردیده است. لذا به استناد بندهای ۴، ۵ و ۶ ماده ۲۷۲ ق.آ.د.ک. تقاضای تجویز اعاده دادرسی را داشته که رسیدگی موضوع به شعبه ۱۶ دیوان عالی کشور ارجاع گردیده است.

رأی شعبه دیوان عالی کشور

نظر به اینکه خواهان به شرح لایحه تقدیمی و ضمایم آن مدعی بی گناهی خود شده و در جهت صحت ادعای خویش اعلام داشته که وی و پدرش م.الف. به جرم: فحاشی و تهدید نسبت به شاکی الف.م.، به موجب رأی شماره ۸۰۰۳۱۵- مورخ ۱۸/۳/۸۹ صادره از شعبه ۱۱۴۳ تهران، به شلاق و حبس محکوم گردیده، پدرش از دادنامه مذکور تجدیدنظرخواهی و سپس به موجب رأی شماره ۷۷۷ مورخ ۲۵/۵/۸۹ صادره از شعبه ۳۱ دادگاه تجدیدنظر استان تهران، از اتهامات مذکور برائت حاصل و وی به دلیل عدم آگاهی و اطلاع از آن تجدیدنظرخواهی ننموده و رأی قطعی گردید و با عنایت به اینکه موضوع مورد ادعای شاکی نسبت به خواهان و پدرش واحد بوده و مستندات و دلایل دادگاه بدوی در محکومیت آنان نیز یکسان بوده و دادگاه تجدیدنظر استدلال دادگاه بدوی (وجود اختلاف و سابقه درگیری طرفین) را دلیلی بر محکومیت آنان ندانسته است، لذا به منظور کشف حقیقت امر که مستلزم رسیدگی مجدد می باشد، درخواست خواهان را منطبق با بند ۵ ماده ۲۷۲ ق.آ.د. دادگاه های عمومی و انقلاب در امور کیفری، تشخیص و با قبول و تجویز اعاده دادرسی، رسیدگی مجدد آن را در اجرای ماده ۲۷۴ همان قانون به دادگاه هم عرض دادگاه صادرکننده حکم قطعی ارجاع می نماید.
رئیس شعبه ۱۶ دیوان عالی کشور ـ عضو معاون
بابائی ـ رعیت
میانگین امتیاز: ۵.۰ از ۰ رای

دیدگاه‌ها

۰ + ۰ =