بردن شخص از محلی به محل دیگر با رضایت وی
- عنوان
- بردن شخص از محلی به محل دیگر با رضایت وی
- شماره دادنامه
- ۹۳۰۹۹۷۰۹۱۰۰۰۰۸۳۳
- تاریخ دادنامه
- ۱۳۹۳/۱۱/۲۵
- گروه رای
- کیفری
- پیام
- درصورتی که شاکی بدواً با اختیار خود همراه متهم گردیده ولی پس ازآن، از نزد وی فرار کرده باشد و توسط او تعقیب و به محل دیگری برده شود، موضوع از مصادیق آدم ربایی تلقی می گردد.
- مستندات
- ماده ۶۲۱ قانون مجازات اسلامی ۱۳۷۵-
رأی خلاصه جریان پرونده
آقای ح. با طرح شکایتی علیه آقای م. معروف به م. دایر به شرکت در آدمربایی و ایراد صدمه بدنی عمدی و لواط، درخواست رسیدگی نموده و توضیح داده است: متهم مزبور در معیت متهمین دیگری که نسبت به آنها بهطور جداگانه رسیدگی و رأی صادر شده است و پرونده به لحاظ متواری بودن متهم فعلی مفتوح مانده شده و مورد تجاوز جنسی و آزار قرار گرفته است. پزشکی قانونی موضوع دخول و صدمات وارده به شاکی را تأیید نموده است(صفحه ۷). شاکی اعلام نمود: آنان به قصد دور زدن وی را سوار ماشین کردند ولی به طرف اتوبان بردند و از نیت آنها مطلع شدم که قصد سوء نسبت به من دارند وقتیکه نزدیک ... رسیدند و خواستند مرا وارد قلعه کنند که درب قلعه قفل بود. دنبال کلید بودند من از فرصت استفاده کردم داخل ماشین نشستم فرار کنم، ماشین را روشن کردم و دربها را قفل کردم و دندهعقب گرفتم که نتوانستم حرکت کنم ماشین خاموش شد که آنها سریعاً بهطرف من و ماشین آمدند و سروصدا کردند من هم مجبور شدم درب را باز کنم. گفتم بیایید داخل ماشین بنشینیم که آنها قبول نکردند من به بهانه قدم زدن بهطرف جاده آمدم که آنجا سگ بود، آنها با ماشین دنبالم آمدند و کنار من ایستادند من صندلی عقب وسط نشستم بردند به قلعه دیگری که قلعه بسته بود ماشین را نگه داشتند م. آمد و.... ح. که راننده بود با من کاری نکرد(صفحه۹). آقای م.ر. اعلام کرد: قبول دارم با م. کار را با شاکی انجام دادیم ولی من کاری نکردم و بعد من از روی ترس رفتم و بعد م.گ. رفت و بعد برگشتیم به سمت ...(صفحه ۲۵). آقای م.ش. نیز اظهار داشت: رفتیم دم قلعه م. شاکی را گرفت، بعد آقای ح. وارد عمل شد، ما کاری نکردیم. آزمایش DNA بگیرید اگر من کاری کردم باشد مجازات محکوم کنید(صفحه ۱۷۶). آقای م. معروف به م. اعلام نمود: آقای ح. به ح.گ. زنگ زد و آمد سوارش کردیم برویم به سمت ... بعد مرا رساندند خودشان رفتند و اظهارات شاکی و دیگر متهمین را قبول ندارم(صفحه۲۴۶). من فقط رفتم داخل قلعه گوسفند ببریم بفروشیم(صفحه ۲۵۴). آقای م.ر. در جلسه اخیر دادگاه اعلام کرد ندیدم م. با او لواط کند ولی قبول دارم که صدا زد کمک میخواست ح.گ. به کمکش رفت. متهم م.س. اظهار داشت: مطالب آقای م.ر. را قبول ندارم. دادگاه خطاب به متهم: تمام متهمین پرونده حضور شما و بحث تجاوز به عنف شما را شاهد بودند، چه میگویید؟ متهم اظهار داشت: قبول ندارم(صفحه ۲۵۳). وکیل شاکی اعلام نموده است: موکل در اثر این اتفاق کثیف و ناگوار دچار تألمات روحی شده و تحت نظر روانپزشک بوده و چندین بار اقدام به خودکشی نموده است(صفحه۲۷۱). متهم اظهار داشت: تنها اشتباه من این بود که با آنها رفتم ولی من آنجا پیاده شدم و کاری نکردم(صفحه۲۷۱). دادگاه به شرح دادنامه صادره لواط ایقابی و مشارکت در آدمربائی را احراز نکرده و رأی برائت صادر نمود و بزه لواط تفخیذی را احراز نمود و رأی به محکومیت متهم به تحمل یکصد ضربه شلاق و تبعید صادر نموده است. رأی صادره مورد اعتراض طرفین قرار گرفته، پرونده به این شعبه دیوان عالی کشور ارجاع گردید.رأی شعبه دیوان عالی کشور
با توجه به اینکه در پرونده امر، دلیل قطعی بر توجه اتهام بزه لواط ایقابی موجب اعدام به متهم وجود ندارد و حکم به تحمل یکصد ضربه شلاق منافاتی با محتویات پرونده نداشته و دادنامه تجدیدنظرخواسته شماره ۰۰۰۳۳۹-۱۴/۱۱/۱۳۹۲ صادره از شعبه اول دادگاه کیفری استان از این حیث صحیح است و مستنداً به بند الف ماده ۲۶۵ قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور کیفری تأیید میگردد. لکن با توجه به احراز تفخیذ منتسب به متهم که محول بر عنفی بودن است و محتویات پرونده نیز مؤید این امر است صدور رأی برائت از اتهام آدمربایی با محتویات پرونده و گواهی پزشکی و اظهارات سایر متهمین انطباقی ندارد و از شاکی نیز در این خصوص مطالبه دلیل نشده و امارات موجود مورد تحلیل و ارزیابی قرار نگرفته است و چنانکه حرکت و همراهی اولیه شاکی با متهم و سایر متهمین را اختیاری بدانیم، حداقل در مرحله دوم که شاکی اقدام به فرار نموده و توسط متهم و همراهانش تعقیب و بهطرف قلعه دیگری برده شده است، رد این بخش از شکایت شاکی بدون استدلال کافی موجه نیست. مضافاً به اینکه در قرار مجرمیت دادسرا(صفحه۸۷) و کیفرخواست صادره(صفحه ۹۰ ،۹۲) در کنار اتهام آدمربایی ایراد صدمه عمدی نیز آورده شد که در اظهارات نماینده دادستان(صفحه۲۶۴) و اظهارات شاکی(صفحه۲۶۷) در جلسه دادگاه مورد توجه قرار گرفت و در صدر دادنامه نیز به اتهام متهم ایراد صدمه بدنی عمدی تصریح گردید و در گواهی پزشکی نیز صدمات وارده منعکس شده است. ولی دادگاه اتهام مزبور را تفهیم نکرده و تصمیمی در این خصوص نگرفته است، لذا دادرسی در موارد فوق ناقص تشخیص مستنداً به بند ۲ شق ب ماده ۲۶۵ قانون آئین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور کیفری نقض و جهت رسیدگی مجدد به همان دادگاه ارجاع میگردد.شعبه ۲۷ دیوان عالی کشور - رئیس و مستشار
مرتضی فاضل - عزیزالله رزاقی
میانگین امتیاز: ۵.۰ از ۰ رای