بررسی تفاوت جرم سب النبی و توهین به مقدسات مذهبی
صورتجلسه نشست قضایی
تاریخ برگزاری: ۱۴۰۲/۰۱/۲۹
برگزار شده توسط: استان چهار محال و بختیاری/ شهر کیار
موضوع
بررسی تفاوت جرم سب النبی و توهین به مقدسات مذهبی
پرسش
تفاوتهای اتهام سب النبی و اهانت به مقدسات مذهبی (خاصه اهانت به معصومین علیهم السلام و انبیا عظام) چیست؟ به عبارت دیگر سب النبی و اهانت به مقدسات دو تفاوت دارند و آن این که اولاً؛ سب النبی شامل قذف هم میشود برخلاف اهانت به مقدسات مذهبی ثانیاً؛ اهانت به مقدسات مذهبی، شامل توهین به مقدسات اسلام نیز میشود برخلاف سب النبی.
اما درموردی که به معصومین علیهم السلام یا انبیا عظام توهینی شود، در چه صورت مشمول اتهام سبالنبی خواهد بود و در چه صورتی مشمول اتهام توهین به مقدسات مذهبی؟
نظر هیات عالی
قطع نظر از اینکه موضوع مطروحه اقتضای تحقیق و پژوهش را دارد اجمالاً اینکه چنانچه مرتکب اقدام به دشنام و یا قذف هریک از انبیاء عظام را بنماید سابالنبی محسوب میشود در غیر این صورت به حبس از یک تا پنج سال وفق ماده ۵۱۳ قانون تعزیرات محکوم خواهد شد.
نظر اتفاقی
با توجه به اینکه سب النبی از حدود میباشد، با اندک شبهه و ضعف ادلهای به اثبات نمیرسد فلذا مقنن درمواردی که ادله اثباتی برای اثبات این اتهام مکفی برای اثبات حدود نباشد، تعزیر را وضع کرده است.
در مورد سب النبی، لفظ دشنام به کار برده شده و در مورد اهانت به مقدسات، لفظ اهانت به کار برده شده و در عرف بین این دو تفاوت وجود دارد و استفساریه شماره ۴۰۷ که بیان داشته:
اهانت و توهین و … عبارت است از بکاربردن الفاظی که صریح یا ظاهر باشد و یا ارتکاب اعمال و انجام حرکاتی که با لحاظ عرفیات جامعه و با درنظر گرفتن شرایط زمانی و مکانی و موقعیت اشخاص موجب تخفیف و تحقیر آنان شود و با عدم ظهور الفاظ توهین تلقی نمیگردد؛ موید این معنا میباشد.
فلذا برای اینکه بررسی شود که کدام لفظ دشنام است و کدام لفظ صرف اهانت، باید به عرف مراجعه کرد (و درموارد شبهه نیز احتیاط کرد و قاعده درء جاری خواهد بود).
یکی از مهمترین عواملی که موجب پیوند افراد یک جامعه میشود، اعتقادات مذهبی آنهاست. این امر در جامعهای مانند ایران که اکثریت افراد آن، باورها و اعتقادات مشترک دارند، نمودی دوچندان دارد و توهین به مقدسات دینی میتواند منجر به جریحهدار شدن احساسات عمومی و باعث بینظمی شود. در اسناد بینالمللی و منطقهای نیز علیرغم تصریح به آزادی بیان به عنوان یک حق مسلم بشری، برای این حق محدودیتهایی در نظر گرفته شده است؛ از جمله در بند ۳ ماده ۱۸ و بندهای ۲ و ۳ ماده ۱۹ میثاق بینالمللی حقوق مدنی و سیاسی نیز محدودیت آزادی بیان و افکار، در صورت لطمه به نظم یا اخلاق عمومی و یا مغایرت آن با احترام به حقوق دیگران، به رسمیت شناخته شده است.
توهین به مقدسات در فقه امامیه دو حالت دارد؛ توهین معروف به سب النبی که مستوجب اعدام بوده و به صراحت برخی فقها از جرائم حدی محسوب میشود و توهینی که جزء جرائم تعزیری است.
مطابق ماده ۲۶۲ قانون مجازات اسلامی، رفتار مجرمانه مرتکب عبارت از نسبت دادن دشنام یا قذف به پیامبران یا معصومین و حضرت زهرا (ع) است. همانطور که ملاحظه میشود، قانونگذار برخلاف ماده ۵۱۳ قانون تعزیرات مصوب ۱۳۷۵ که رفتار مجرمانه را «توهین» دانسته است؛ در ماده ۲۶۲ قانون مجازات اسلامی از عبارت مزبور استفاده نکرده و «دشنام» یا «قذف» را موجب تحقق سب النبی و مستوجب اعدام دانسته است. بدیهی است که نمیتوان از کنار تفاوت در عبارات مزبور به سادگی گذشت و آنها را یکی دانست. برای روشن شدن این مبحث رجوع به منابع فقهی به عنوان منبع اصلی قانونگذار در جرم مزبور راهگشا خواهد بود. تفاوت در عبارات مزبور این سوال را به ذهن متبادر میکند که آیا نوع خاصی از توهین، سب النبی را محقق میسازد و یا آنکه هر نوع توهینی مشمول جرم مزبور خواهد بود؟
دقت در منابع فقهی سه دیدگاه را در این خصوص نشان میدهد؛ دیدگاه اول که در اکثر کتب فقهی به چشم میخورد، آن است که از این مطلب سخنی به میان نیامده و در واقع، به بیان حکم کلی به سنده کرده و وارد جزئیات نشدهاند و با عباراتی کم و بیش مشابه، مانند «قُتل ساب نبیاً او الائمه» یا «ساب النبی او الائمه یقتل» حکم مساله را بیان کردهاند (علامه حلی در قواعد الاحکام؛ امام خمینی (ره) در تحریر الوسیله). دسته دیگری از فقها هر نوع توهین و دشنامی را موجب تحقق سب دانستهاند؛ بدون آنکه بین انواع اهانتها تفاوتی بگذارند؛ زیرا ظاهراً الفاظ سب، دشنام و بدگویی بر یک معنا دلالت میکند که عبارت است از: تنقیص و تحقیر و کم آبرو کردن (مقدس اردبیلی در مجمع الفائده و البرهان).
بالاخره نظر سومی نیز در فقه وجود دارد که به موجب آن، فقها در این مورد قائل به تفکیک شده و هر نوع اهانتی را مشمول حکم سب النبی ندانستهاند؛ مثلاً یکی از فقهای متقدم شیعه چنین نظر داده است: «کسی که پیامبر یا یکی از امامان (ع) را دشنام دهد بر حاکم است که او را بکشد در صورتی که حاکم به مرتکب دست نیابد هر مسلمانی که مرتکب را بیابد میتواند بکشد و اگر نسبت زشتی به یکی از امامان و پیامبران بدهد مجازات شلاق به صورت تغلیظی بر او جاری میشود» (حلبی در الکافی). همسو با این نظر، برخی فقهای معاصر نیز بین سب و توهین فرق گذاشته و تنها سب یعنی دشنام دادن و ناسزاگویی را مشمول حکم ساب النبی دانستهاند. مطابق این نظر، سب اخص از اهانت بوده و هر اهانتی مشمول حکم ساب النبی قرار نمیگیرد. چنین استنباطی با معنای لغوی سب نیز همخوانی بیشتری دارد. برای نمونه، جوهری در صحاح و ابن منظور در لسان العرب سب را به معنای دشنام دادن دانستهاند و راغب اصفهانی در مفردات نیز آن را به دشنام دردناک و موجب آزار معنا کرده است؛ امری که نشان میدهد سب و توهین مترادف نیستند و تنها دشنامهای شدید مشمول عنوان سب خواهد بود.
از جمع ماده ۲۶۲ قانون مجازات اسلامی و ماده ۵۱۳ قانون تعزیرات ۷۵ میتوان چنین استنباط نمود که قانونگذار نظر اخیر را پذیرفته است؛ زیرا مقنن به جای استفاده از واژه «توهین» که در قوانین کیفری عبارتی شناختهشده است، دشنام دادن و قذف کردن را موجب تحقق جرم سب النبی دانسته است و بدیهی است که تفاوت عبارات مزبور با یکدیگر با توجه به سابقه فقهی و نیز لغوی آنها واجد بار حقوقی مشخصی خواهد بود. از طرف دیگر، قانونگذار علاوه بر دشنام در ماده ۲۶۲ قانون مجازات اسلامی، قذف را نیز موجب تحقق جرم دانسته است که از هم عرض بودن قذف و دشنام در تحقق جرم سب النبی، میتوان پی برد که دشنام باید شدید باشد. بدیهی است که در صورت بروز شک، با توجه به قاعده درا که در ماده ۱۲۰ قانون مجازات اسلامی بیان شده است و نیز تفسیر مضیق نصوص جزایی، نظر اخیر قابل تایید خواهد بود.
نتیجهگیری: عامل تفکیک توهین به مقدسات حدی و تعزیری از یکدیگر، هم به اعتبار نوع توهین انجام شده و هم اشخاصی است که به آنها توهین میگردد؛ با این توضیح که اگر توهین به پیامبران، ائمه و حضرت فاطمه (ع) به قدری شدید باشد که مشمول دشنام و یا قذف شود، جرم حدیِ توهین به مقدسات (سب النبی) محقق خواهد شد اما اگر مرتکب به پیامبر، ائمه و یا حضرت فاطمه (ع) توهین کند بدون آنکه توهین به حد دشنام یا قذف برسد و نیز توهین به دیگر مقدسات اسلامی، توهین به مقدسات تعزیری موضوع ماده ۵۱۳ ق.م.ا، تعزیرات مصوب ۱۳۷۵ خواهد بود.
همچنین، در خصوص وسیله ارتکاب جرم باید بین توهین به مقدسات حدی و تعزیری قائل به تفکیک شویم. در مورد جرم سب النبی، به نظر میرسد که با توجه به متن قانون مجازات اسلامی و همچنین روح حاکم بر جرایم مستوجب حد، میتوان گفت: سب و دشنام غیرکلامی چنانچه از طریق نوشتن یا تایپ کردن باشد، مشمول عنوان حد سبالنبی میگردد اما در خصوص استفاده از کاریکاتور و ایماء و اشاره به نظر میرسد که این موارد از صراحت و یا ظهور عرفی کافی برای انتساب برخوردار نیستند و به دلیل تردیدهایی که در این دو مورد وجود دارد و نیز حاکمیت قاعده درا، جرم سب النبی محقق نخواهد شد. اما در خصوص جرم اهانت موضوع ماده ۵۱۳ قانون تعزیرات ۱۳۷۵ وسیله ارتکاب جرم شرط نیست و ارتکاب این جرم با هر وسیلهای اعم از کتبی یا طرق دیگر هم امکانپذیر است و منحصر به لفظ نیست؛ البته صراحت رفتار در این جرم در حدی که عنوان توهین محقق گردد، لازم و ضروری است.
ملاک احراز اهانت در ماده ۵۱۳ قانون تعزیرات و نیز واژه دشنام در ماده ۲۶۲ قانون مجازات اسلامی، عرف و قضاوت نوعی است. این امر منجر به این نتیجه میشود که مصادیق توهین و دشنام از عرف یک جامعه به عرف جامعهای دیگر متفاوت شود از این رو، قاضی باید در تشخیص رفتار توهینآمیز، عرف منطقه را در نظر گیرد و تنها در صورتی که عرفاً رفتار یا گفتار مرتکب موهن باشد (و البته در صورت علم مرتکب به آن) حکم به تحقق توهین یا دشنام دهد.
موضوع جرم سب النبی مطابق ماده ۲۶۲ ق.م.ا. پیامبران الهی است و البته قانونگذار توهین به ائمه طاهرین (ع) و حضرت صدیقه طاهره (س) را در حکم سب النبی و مشمول مجازات آن دانسته است.
همچنین، اطلاق عبارت مقدسات اسلام، تمامی اشخاص و مکانهای مقدس و قابل احترام از لحاظ موازین اسلام را دربرمیگیرد. البته مقدس بودن این موضوعات باید از نظر اسلام، مسلّم و مشخص باشد و صرف مقدس بودن امری میان مردم، لزوماً آن را در زمره مقدسات اسلامی قرار نمیدهد.
جرایم موضوع مواد ۲۶۲ و ۵۱۳ از جرائم مطلق است که برای تحقق جرم، حصول نتیجه خاصی شرط نیست و به صرف تحقق اهانت از جانب مرتکب با وجود شرایط دیگر، جرم محقق خواهد شد. در نتیجه، جریحهدار شدن احساسات مذهبی مردم و مانند آن، تاثیری در تحقق جرم ندارد.
از نظر عنصر روانی نیز لازم است مرتکب، ضمن آگاهی از موهن بودن رفتار یا گفتار خود و نیز آگاهی از موضوع جرم اعم از پیامبران و ائمه (ع) و مقدس بودن آنها از نظر اسلام، رفتار خود را اراده نماید. البته نیازی به معتقد بودن او به اسلام و مقدسات آن نیست؛ بلکه همین که وی از مقدس بودن آنها از نظر اسلام آگاه باشد، کافی خواهد بود.