تاثیر عدم رضایت زوجه بر درخواست طلاق از سوی زوج

عنوان
تاثیر عدم رضایت زوجه بر درخواست طلاق از سوی زوج
تاریخ دادنامه
۱۴۰۱/۱۱/۰۵
گروه رای
حقوقی
پیام
زوج می تواند هر وقت که بخواهد با اخذ مجوز از دادگاه و پرداخت حقوق مالی همسرش او را مطلقه نماید و مخالفت و عدم رضایت زوجه موثر در مقام نبوده و قابلیت توجه و ترتیب اثر را ندارد.
مستندات
ماده ۱۱۳۳ قانون مدنی-

رأی خلاصه جریان پرونده


در تاریخ ۱۴۰۰/۷/۱۱ خانم ز. ر. ز. ب. از طرف اقای ا. ح. ز. بطرفیت خانم ل. م. ر. دادخواستی به خواسته صدور گواهی عدم امکان سازش جهت اجرای صیغه طلاق بلحاظ عدم تفاهم فیمابین زوجین تقدیم نموده که حسب الارجاع در شعبه *ثبت و مورد رسیدگی قرار می گیرد در جلسه رسیدگی مورخ ۱۴۰۰/۸/۳ که با حضور وکیل خواهان و نیز خوانده تشکیل گردیده وکیل خواهان اظهار داشت خواسته به شرح دادخواست تقدیمی است.حاصل ازدواج زوجین یک فرزند مشترک دختر ۱۲ ساله به نام ی. می باشد. خوانده اظهار داشت من با طلاق مخالفم ۱۵ سال زندگی کردیم مهریه ام بر ذمه خواهان باقی است.و در حال حاضر با هم زندگی مشترک داریم وکیل خواهان گفته است.زوجین با هم زندگی مشترک دارند و موکلم به دلیل عدم تفاهم اخلاقی قصد طلاق همسرش را دارد. دادگاه قرار ارجاع امر به داوری صادر نموده و داروان منصوب زوجین هر یک نظریه کتبی خود را که حاکی از عدم حصول سازش بین طرفین بوده تقدیم داشته اند در جلسه بعدی دادرسی به تاریخ ۱۴۰۰/۱۰/۲۶ وکیل خواهان اظهار داشت خوانده قصد سازش با موکل را ندارد. و با مراجعه موکل به منزل مشترک اجازه ورود به منزل مشترک را به ایشان نداده است.و عملا حاضر به ادامه زندگی با موکل نمی باشد. فلذا صدور حکم مقتضی را خواستارم خوانده اظهار داشت من ۱۵ سال با فقر و نداری با شوهرم ساختم و تحمل کردم الان که ارث پدری قرار است.به وی برسد می خواهد طلاقم بدهد یک قطعه زمین کشاورزی به مساحت ۲۲ هکتار و یک خانه دو *و سه دستگاه تراکتور ارث پدری دارند که سهم چهار خواهر را داده اند و ۵ برادر مانده است.و هنوز تقسیم نکرده اند من نمی خواهم طلاق بگیرم یک فرزند مشترک دختر ۱۲ ساله داریم من اجرت المثل ۱۵ سال زندگی مشترک را می خواهم هر چند قصدم اول گرفتن مزد نبود ولی حالا می خواهم من و دخترم در یک منزل استیجاری زندگی می کنیم و شوهرم به منزل پدری خود رفته است.و من با اینکه مهندس شیمی هستم صبحها با وی سر مزرعه می رفتم و انجا اشپزی می کردم. وکیل خواهان گفته است.موکل هیچگونه دارایی شخصی از جمله مسکن و خودرو و غیره ندارد. و درخصوص ماترک موکل اطلاعاتی در این خصوص بمن نداده است.و وجود ماترک جزی اموالی که در ایام زندگی حاصل شده است.نمی باشد. تا مشمول شرط تنصیف بوده باشد. تقاضای رسیدگی و صدور حکم مقتضی را دارم. خوانده مجددا اظهار داشت من مهریه ام را یکجا می خواهم البته شوهرم ۱۱ مثقال طلا برایم گرفت ولی بعدا همان را از من گرفت و فروخت و با رضایت من فروختیم و خانه خریدیم و خانه را هم بعدا فروختیم و شوهرم پول ان را حیف و میل کرد من ۴۴ سال سن دارم. و باردار نیستم در این اثنا خانم م. ا. وکیل پایه یک و مشاور حقوقی با تقدیم وکالتنامه از جانب خوانده ( زوجه ) اعلام وکالت نموده است. سرانجام دادگاه ختم رسیدگی را اعلام و پس از اظهار عقیده قاضی مشاور بموجب دادنامه شماره *مورخ ۱۴۰۰/۱۱/۳۰ با توجه به خواسته زوج خواهان و محرز بودن وجود علقه زوجیت دائم بین طرفین و موثر واقع نشدن مساعی دادگاه و داوران در اصلاح ذات البین و ترغیب انان به ادامه زندگی مشترک و اصرار خواهان بر طلاق و لحاظ نظریه قاضی مشاور و قاعده فقهی ( الطلاق بید من اخذ بالساق ) دعوی خواهان را وارد تشخیص و باستناد ماده ۱۱۳۳ قانون مدنی گواهی عدم امکان سازش جهت اجرای صیغه طلاق از نوع رجعی که عده ان سه طهر خواهد بود و ثبت رسمی ان صادر و مدت اعتبار گواهی صادره را سه ماه از تاریخ ابلاغ دادنامه قطعی به طرفین اعلام نموده و در اجرای ماده ۲۹ قانون حمایت خانواده درخصوص حقوق مالی فی مابین طرفین به شرح زیر اتخاذ تصمیم نموده است. ( مهریه زوجه به میزان ۲۱۴ عدد سکه تمام بهار ازادی و باقیمانده طلاجات شامل سه مثقال طلاجات ۱۸ عیار باید قبل از طلاق توسط زوج به زوجه پرداخت شود. توضیح اینکه زوجه اذعان داشته زوج قبلا ۱۱ مثقال از طلاجات را برایش خریداری کرده است.و با توجه به ۱۵ سال زندگی مشترک زوج باید مبلغ ۴۵ میلیون تومان بابت نحله به زوجه در زمان اجرای طلاق بپردازد و نفقه زوجه در ایام عده مبلغ چهار میلیون و پانصد هزار تومان تعیین می گردد. و با عنایت به اینکه اموالی در طول زندگی مشترک بدست نیاورده لذا تنصیف دارایی زوج منتفی است. زوجه حسب اظهار خود باردار نیست و از مراجعه به پزشکی قانونی امتناع نموده است.فرزند مشترک دختر به نام ی. ۱۱ ساله نزد زوجه به سر می برد و زوج مکلف است.ماهیانه مبلغ ۱۵ میلیون ریال بابت نفقه فرزند مشترک به زوجه بپردازد. اجرت المثل ایام زوجیت با توجه به اینکه زوجه اذعان نموده قصد تبرع داشته لذا موضوعا منتفی است. ثبت طلاق منوط به پرداخت کلیه حقوق مالی مقرر برای زوجه از سوی زوج به زوجه خواهد بود. پس از ابلاغ رای صادره وکلای زوجین هر یک با تقدیم دادخواست نسبت به ان تجدیدنظرخواهی نموده اند که پس از طی تشریفات قانونی و وصول پرونده به مرجع تجدیدنظر استان *وارد رسیدگی شده و به شرح تصمیم اتخاذی پرونده را جهت تکمیل تحقیق و رسیدگی از حیث ارجاع امر به کارشناس به منظور تعیین نحله ایام زوجیت زوجه و هم چنین تحقیق از طرفین درخصوص تحویل کامل طلاجات مورد تعهد زوج در سند نکاحیه به دادگاه بدوی ارسال نموده و دادگاه بدوی پس از وصول پرونده قرار ارجاع امر به کارشناس جهت تعیین اجرت المثل ایام زوجیت زوجه صادر نموده و کارشناس منتخب دادگاه به شرح نظریه تقدیمی میزان نحله ایام زوجیت را مبلغ یکصد و ده میلیون ریال تعیین و اعلام نموده است.وکیل زوجه به نظریه کارشناس اعتراض و ارجاع موضوع به هیات کارشناسان را خواستار شده است. دادگاه در جلسه مورخ ۱۴۰۱/۴/۲۲ که با حضور زوجین و وکلای انان تشکیل گردیده اظهارات انان را در صورتمجلس منعکس نموده که در این جلسه وکیل زوج اظهار داشت در سند نکاحیه صریحا مرقوم گردیده که ۱۴ مثقال طلا تسلیم زوجه گردیده است.و با امضای زوجه این امر تایید شده است. وکیل زوجه اظهار می دارد. موکل بیان می دارد. که صرفا ۱۱ مثقال طلا برای وی خریداری نموده اند و مابقی بر ذمه زوج باقی است. سپس به دستور دادگاه پرونده به مرجع تجدیدنظر استان اعاده گردیده و سرانجام شعبه *در وقت فوق العاده به موضوع رسیدگی و طی دادنامه شماره *مورخ ۱۴۰۱/۶/۲ با استدلال منعکس در ان اعتراض تجدیدنظرخواهان را غیروارد تشخیص و با رد تجدیدنظرخواهی تجدیدنظرخواهان دادنامه تجدیدنظرخواسته را عینا تایید نموده است. دادنامه اخیرالذکر در تاریخ ۱۴۰۱/۶/۷ به وکلای طرفین ابلاغ شد و هر یک از انان در تاریخ ۱۴۰۱/۶/۲۷ با تقدیم دادخواست نسبت به ان فرجام خواهی نموده اند که پس از طی تشریفات قانونی و وصول پرونده به دیوان عالی کشور جهت رسیدگی به این شعبه ارجاع گردیده است. دادخواست های تقدیمی و لوایح طرفین به هنگام شور قرائت می گردد.
هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش اقای ح. ع. عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده مشاوره نموده چنین رای می دهد:

رأی شعبه دیوان عالی کشور


فرجام خواهی خانم م. ا. ب. از طرف خانم ل. م. ر. و هم چنین خانم ز. ر. ز. ب. از طرف اقای ا. ح. ز. نسبت به دادنامه شماره *مورخ ۱۴۰۱/۶/۲ شعبه *متضمن تایید دادنامه شماره *مورخ ۱۴۰۰/۱۱/۳۰ صادره از شعبه *که به موجب ان به درخواست زوج ( فرجام خواه ) گواهی عدم امکان سازش جهت اجرای صیغه طلاق با لحاظ حقوق مالی متعلق به زوجه ( فرجام خواه ) صادر گردیده است. با توجه به جامع اوراق پرونده وارد و موجه نیست. زیرا ، زوج فرجام خواه که متقاضی طلاق همسرش بوده مطابق ماده ۱۱۳۳ قانون مدنی می تواند هر وقت که بخواهد با اخذ مجوز از دادگاه و پرداخت حقوق مالی همسرش او را مطلقه نماید. و مخالفت و عدم رضایت زوجه فرجام خواه به طلاق خویش موثر در مقام نبوده و قابلیت توجه و ترتیب اثر را ندارد. مضافا اینکه زوجه در جلسه دادرسی دادگاه نخستین صریحا اقرار نموده که به قصد گرفتن مزد کارهای منزل را انجام نداده است.و چون در ایام زندگی مشترک نامبرده به قصد تبرع کارهای متعارف منزل را انجام داده است ، لذا استحقاق وی نسبت به اجرت المثل منتفی خواهد بود و تشخیص دادگاه بدوی و تجدیدنظر در این خصوص و هم چنین در مورد میزان نحله ایام زوجیت زوجه و باقیمانده طلاجات مقرر در سند نکاحیه از بابت مهریه زوجه با توجه به سنوات زندگی مشترک طرفین و اوضاع و احوال موضوع و نوع کارهای متعارفی که زوجه در این ایام در منزل شوهرش انجام داده صایب و موجه بوده و مغایرتی با موازین قانونی ندارد. از این رو دادنامه های بدوی و فرجام خواسته که در اجرای ماده ۱۱۳۳ قانون مدنی و با رعایت الزامات قانونی مقرر در ماده ۲۹ قانون حمایت خانواده مصوب سال ۱۳۹۱ اصداریافته و با لحاظ مجموع اوراق و محتویات پرونده و اظهارات طرفین در مراحل دادرسی و رسیدگی های بعمل امده موجها و مطابق موازین شرعی و مقررات قانونی و با رعایت اصول و قواعد دادرسی اصدار یافته و ایراد و اشکال موثر در تخدیش بر ارای مرقوم مترتب نبوده و اعتراض فرجام خواهان در حد و کیفیتی نیست که بر استنباط و تشخیص دادگاه و مالا اساس دادنامه معترض عنه خلل و خدشه ای وارد و موجبات نقض ان را فراهم سازد. فلذا ضمن رد فرجا مخواهی فرجام خواهان باستناد مواد ۳۷۰ و ۳۹۶ قانون ایین دادرسی مدنی دادنامه فرجام خواسته ابرام می گردد.
شعبه *
رییس شعبه-ح. ع. مستشاران-ح. م. ه. م. ح. م.
میانگین امتیاز: ۵.۰ از ۰ رای

دیدگاه‌ها

۰ + ۰ =