تعیین سقف بازداشت متهم تحت قرار تامین کیفری در جرایم حدی (غیر از مواردی که مستوجب سلب حیات می باشد)
صورتجلسه نشست قضایی
کد نشست: ۱۳۹۹-۷۲۴۱
تاریخ برگزاری: ۱۳۹۷/۱۱/۲۵
برگزار شده توسط: استان فارس/ شهر شیراز
موضوع
تعیین سقف بازداشت متهم تحت قرار تامین کیفری در جرایم حدی (غیر از مواردی که مستوجب سلب حیات می باشد)
پرسش
با توجه به اینکه قسمت اخیر ماده ۲۴۲ قانون آیین دادرسی کیفری مقرر می دارد: به هرحال مدت بازداشت متهم نباید از حداقل مجازات حبس مقرر در قانون برای آن جرم تجاوز کند و در هر صورت در جرایم موجب مجازات سلب حیات مدت بازداشت موقت از دو سال و در سایر جرایم از یک سال تجاوز نمی کند توضیح دهید در خصوص جرایم حدی (غیر از مواردی که مستوجب سلب حیات است) سقف بازداشت متهم تحت قرار تامین کیفری چه میزان می باشد؟
نظر هیئت عالی
مستفاد از ماده ۲۴۲ قانون آیین دادرسی کیفری غیر از مواردی که مجازات حدی سلب حیات است حداکثر مجازات را باید همان یکسال فرض کرد لهذا نظریه اکثریت مورد تایید می باشد.
نظر اکثریت
در ماده ۲۴۲ قانون آیین دادرسی کیفری چند ملاک برای تعیین میزان سقف بازداشت متهم تحت قرار تامین در نظر گرفته شده است؛ اولا در خصوص جرایم مستوجب سلب حیات سقف بازداشت دو سال می باشد. ثانیا در خصوص جرایمی که حداقل حبس آنها در قانون پیش بینی شده است حداقل حبس به عنوان سقف بازداشت متهم ملاک می باشد و ثالثا در مورد سایر جرایم سقف بازداشت موقت به میزان یک سال می باشد. نظر ابرازی: تعیین سقف یک ساله برای بازداشت شخصی که متهم به یک جرم حدی است منصفانه نمی باشد و هر چند در خصوص جرایم حدی در ماده ۲۴۲ قانون آیین دادرسی کیفری به صراحت سقفی برای بازداشت متهم تحت قرار تامین در نظر گرفته نشده است ولیکن جهت حل این مشکل می توان بدین شکل عمل کرده که باید بر اساس قواعدی که در ماده ۲۷ قانون مجازات اسلامی جهت معادل سازی برخی از مجازات ها در نظر گرفته شده است مجازات حدی با حبس معادل سازی شود. (مثلا سه ضربه شلاق حدی به عنوان یک روز حبس در نظر گرفته شود) و سپس بر اساس حداقل آن سقف بازداشت متهم تعیین گردد. مثلا در جرم مصرف مسکر که مجازات آن ۸۰ ضربه شلاق حدی می باشد ۸۰ تقسیم بر ۳ شود و عدد به دست آمده که تقریبا برابر با ۱۶ روز می باشد به عنوان سقف بازداشت متهم در نظر گرفته شود. این تفسیر از قانون از آن لحاظ که مساعد به حال متهم می باشد پسندیده تر و نزدیک تر به صواب می باشد.