جمع بین اجرت المثل و شرط تنصیف دارایی زوج

عنوان
جمع بین اجرت المثل و شرط تنصیف دارایی زوج
شماره دادنامه
۹۳۰۹۹۷۰۹۰۷۲۰۱۰۴۲
تاریخ دادنامه
۱۳۹۳/۱۰/۰۱
گروه رای
حقوقی
پیام
منشأ تنصیف دارایی زوج در دعوی طلاق، شرط ضمن عقد نکاح است، در حالیکه اجرت المثل ایام زوجیت، تاسیس جدیدی بوده و منشأ قانونی دارد؛ بنابراین در صورت وجود شرایط قانونی برای تحقق هرکدام، جمع این دو بلامانع است.
مستندات
تبصره ماده ۳۳۶ قانون مدنی-

رأی خلاصه جریان پرونده

در تاریخ ۱۳۸۹/۱۱/۱۶ آقای م. ب. با وکالت خانم ش. ش. وکیل پایه یک مرکز امور مشاوران حقوقی قوة قضائیه به استناد تصاویر رونوشت سند ازدواج شماره... دفتر ازدواج شماره... حوزه ثبتی تهران و شناسنامه دادخواستی به خواسته صدور حکم طلاق و مجوز اجراء و ثبت واقعه طلاق به لحاظ بداخلاقی و سوءرفتار زوجه به طرفیت خانم ف. ن تقدیم و وکیل زوج اظهار می‌دارد به‌موجب رونوشت سند ازدواج موکل در تاریخ ۱۳۷۷/۵/۲ زوجه را به عقد دائمی خود درآورده مدت یکسال است بین آن‌ها جدائی افتاده زوجه سوء معاشرت دارد ادامه این وضعیت برای موکل مقدور نیست لذا با تقدیم دادخواست تقاضای رسیدگی و صدور رأی وفق خواسته را دارم شعبه ۲۸ دادگاه عمومی خانواده کرج به موضوع رسیدگی و زوجه طی لایحه مورخ ۱۳۹۰/۳/۲۲ دفاع می‌کند ادعای زوج در مورد سوءرفتار را قبول ندارم یک فرزند مشترک ۱۲ ساله داریم برای حفظ بنیان خانواده همه نوع همکاری و وظائف زناشوئی را دارم و با طلاق موافق نیستم دادگاه در تاریخ ۱۳۹۰/۳/۲۲ با حضور طرفین دعوا و وکیل خواهان تشکیل جلسه می‌دهد خوانده پس از استماع اظهارات وکیل خواهان اظهار می‌دارد اینجانب با طلاق موافق نیستم دادگاه زوجین را برای انجام معاینه به پزشکی قانونی کرج معرفی می‌کند که حسب پاسخ واصله از مرجع مذکور توصیه می‌شود طرفین هم‌زمان به کمیسیون درمان پزشکی این مرکز مراجعه نمایند وکیل زوج طی لایحه مورخ ۱۳۹۱/۷/۲۴ به دادگاه اعلام می‌کند موکل در دادخواست خود مبنی بر معرفی زوجه به پزشکی قانونی عدول نموده و تقاضا دارد نسبت به دعوای مطروحه رسیدگی شود دادگاه در تاریخ ۱۳۹۱/۲/۲۱ با حضور طرفین و وکیل خواهان تشکیل جلسه می‌دهد وکیل خواهان خواسته موکل خود را تکرار و خوانده اظهار می‌دارد من موافق با طلاق نیستم یک فرزند پسر داریم که ۱۴ سال دارد و مهریه‌ام ۲۰۰ عدد سکه تمام بهار آزادی است که همه آن را بانضمام جهیزیه می‌خواهم و ۴۳ سال دارم و باردار نیستم فرزندم گواهی رشد دارد خودش می‌تواند در نزد چه کسی باشد تصمیم بگیرد دادگاه قرار ارجاع امر به داوری را صادر می‌نماید آقای س. ب. به‌عنوان داور آقای م. ب. (زوج) و آقای الف. ح (داور زوجه) در تاریخ ۱۳۹۱/۱۲/۶ نظرات خود را به دادگاه تقدیم می‌کنند آن‌ها در نظرات خود توضیح می‌دهند مهریه زوجه ۲۰۰ عدد سکه تمام بهار آزادی است که حسب دستور دادگاه یکصد عدد آن تقسیط شده از قرار ماهانه یکصد و هفتاد و پنج هزار تومان و مابقی منوط به رأی دادگاه می‌باشد جهیزیه مستهلک شده و در صورت باقی ماندن بعضی از آن‌ها مسترد خواهد شد زوجه حامله نمی‌باشد نفقه فرزند مشترک بر عهده زوج است و نامبرده کبیر است و با پدرش زندگی می‌کند مجدداً‌ آقای س. ب. داور زوج در تاریخ ۱۳۹۱/۱۱/۱۰ نظریه خود را تهیه و به دادگاه تقدیم می‌کند دادگاه پایان رسیدگی و اعلام و طی رأی شماره ۱۴۷۴-۱۳۹۲/۷/۱ با شرح دعوای خواهان و انعکاس اظهارات طرفین و وکیل خواهان و احراز رابطه زوجیت و نظرات داوران دعوای خواهان را ثابت دانسته و به استناد ماده ۱۱۳۳ (اصلاحی) قانون مدنی و مواد ۲۶ – ۲۷- - ۲۸-۲۹ قانون حمایت خانواده مصوب ۱۳۹۱/۱۲/۱ به زوج اجازه می‌دهد زوجه را با پرداخت مهریه‌اش و مبلغ ۷۵۰۰۰۰ تومان بابت نفقه ایام عده به طلاق رجعی طلاق بدهد جهیزیه زوجه قبل از اجرای صیغه طلاق به زوجه مسترد می‌گردد فرزند مشترک کبیر است دادگاه در مورد حضانت وی تکلیفی ندارد احراز عدم بارداری زوجه به عهده مجری صیغه طلاق می‌باشد اعتبار این گواهی حسب ماده ۳۴ قانون حمایت خانواده سه ماه پس از ابلاغ رأی قطعی است پس از ابلاغ رأی زوجه نسبت به آن تجدیدنظرخواهی می‌کند شعبه پنجم دادگاه تجدیدنظر استان البرز به موضوع رسیدگی و در تاریخ ۱۳۹۳/۳/۱۲ با حضور طرفین و وکیل تجدیدنظرخوانده تشکیل جلسه می‌دهد تجدیدنظرخواه اظهار می‌دارد دلائل تجدیدنظرخواهی اینجانب به شرح لایحه‌ای است که تقدیم کرده‌ام ۱۶ سال قبل با خوانده ازدواج کردم و یک فرزند ۱۵ ساله مشترک داریم جهیزیه در منزل است و شغل ثابت حسابداری دارم و اجرت‌المثل و کلیه حقوق خود را می‌خواهم مهریه‌ام ۲۰۰ عدد سکه تمام بهار آزادی است همسرم یک واحد آپارتمان ۹۴ متری دارد که حدود ده سال قبل آن را خریداری کرده است کپی سند تقدیم می‌شود دفتر شرکت بیمه در تهران دارند که (مربوط) به همه ورثه است و سرقفلی آن مغازه به نام پدر همسرم به نام الف. ب. بوده است که ۸ ورثه دارد بابت مهریه در مجتمع قضائی شهید باهنر به مقدار یکصد سکه طرح دعوا کردم و رأی صادر شد وکیل تجدیدنظرخوانده اظهار می‌دارد اولاً اجرت‌المثل و تنصیف دارائی قابل جمع نیست ثانیاً تا نصف دارائی زوج، زوجه باید برای مطالبه آن دادخواست بدهد و رعایت تشریفات را بکند ضمناً بدیهی است موکل از بابت نصف دارائی از اصل مال باید کسر شود و موکل ۲۰۰ عدد سکه بهار آزادی مهریه به زوجه بدهکار است دادگاه برای تعیین اجرت‌المثل ایام زندگی مشترک قرار ارجاع امر به کارشناس را صادر می‌کند کارشناس با توجه به اظهارات زوجین میزان اجرت‌المثل را جمعاً‌ به مبلغ یکصد و نودوپنج میلیون ریال برابر ۱۹۵۰۰۰۰۰ تومان تعیین و به دادگاه اعلام می‌کند لازم به توضیح است کارشناس از قول زوج اعلام می‌دارد نامبرده گفته است حقوق دریافتی‌ام ماهانه ۹۰۰۰۰۰ تومان است و ۶ سال است که در ف ک خانه خریده‌ام دادگاه پایان دادگاه پایان رسیدگی را اعلام و با شرح دعوای تجدیدنظرخوانده و اینکه در مورد مهریه و نفقه ایام عده رأی صادر شده است دادنامه تجدیدنظرخواسته را به استناد مواد ۳۴۸ و ۳۵۸ قانون آئین دادرسی مدنی ضمن رد تجدیدنظرخواهی گواهی عدم امکان سازش را تأیید می‌نماید و در مورد اعتراض تجدیدنظرخواه در مورد اجرت‌المثل ایام زندگی مشترک با توجه به نظریه کارشناس و تبصره ذیل ماده ۳۳۶ قانون مدنی و ماده ۲۹ قانون حمایت خانواده حکم بر محکومیت تجدیدنظرخواه آقای م. ب. به پرداخت مبلغ یکصد و نودوپنج میلیون ریال از بابت اجرت‌المثل ایام زندگی مشترک در حق تجدیدنظرخواه صادر می‌نماید و در خصوص مطالبه نصف دارائی از جانب تجدیدنظرخواه مبنی بر اینکه تجدیدنظرخواه دلیل و مدرکی که زوج در زمان زندگی مشترک اموالی تحصیل کرده باشد ارائه ننموده است لذا دعوی تجدیدنظرخواه را در مورد مردود اعلام می‌نماید رأی در تاریخ ۱۳۹۳/۵/۲۳ به زوجه ابلاغ و نامبرده در تاریخ ۱۳۹۳/۶/۱۱ نسبت به آن فرجام‌خواهی می‌کند و طی لایحه تقدیمی توضیح می‌دهد چون زوج متقاضی طلاق است بر اساس شرط ضمن عقد نکاح باید تا نصف دارائی خود را یا معادل آن را به من انتقال بدهد شوهرم یکدستگاه آپارتمان دارای پلاک ثبتی ... بخش س ک می‌باشد درخواست سه دانگ آن را در صورت طلاق شوهرم نمودم و آپارتمان مذکور در قبال مهریه‌ام بازداشت شده است پرونده پس از تبادل لوایح به دیوان عالی کشور ارسال و برای رسیدگی به این شعبه ارجاع می‌گردد. هیئت شعبه در تاریخ بالا تشکیل است پس از قرائت گزارش آقای قدرت اله طیبی عضو ممیز و اوراق پرونده مشاوره نموده چنین رأی می‌دهد:

رأی شعبه دیوان عالی کشور

بر قسمتی از دادنامه فرجام‌خواسته در مورد مردود بودن دعوای فرجام‌خواه تا نصف دارائی زوج به هنگام اجرای صیغه طلاق ایراد وارد است زیرا: اولاً ضمن عقد نکاح (عقد لازم) زوجه شرط نمود چنانچه هرگاه طلاق به درخواست زوجه نباشد و طبق تشخیص دادگاه طلاق ناشی از تخلف زن از وظایف همسری یا سوء رفتار و اخلاق وی نبوده زوج موظف است تا نصف دارائی موجود خود که در ایام زناشوئی با او به دست آورده یا معادل آن را طبق نظریه دادگاه بلاعوض به زوجه منتقل نماید ذیل شرط مذکور به امضاء زوجین رسیده است. شرط مذکور در ضمن عقد لازم (نکاح) با موافقت زوج با پیشنهاد زوجه برقرار شده و خلاف قانون و شرع نیست و براساس مندرجات پرونده متقاضی طلاق زوج می‌باشد و از سوی نامبرده تخلف زوجه از وظائف همسری یا سوء اخلاق وی به اثبات نرسیده است از طرفی مدافعات وکیل زوج در مرحله تجدیدنظر مبنی بر اینکه مبلغ اجرت‌المثل، تا نصف دارائی زوج قابل جمع نیست توجیه قانونی ندارد چه: شرط مذکور در مورد تا نصف دارائی زوج بر اساس عقد لازم (نکاح) برقرار شده که خلاف شرع و قانون نیست و اجرت‌المثل ایام زندگی مشترک بر اساس تبصره ماده ۳۳۶ قانون مدنی از سوی قانون‌گذار برقرار شده که یک تأسیس جدیدی است. ثانیاً بر اساس نظریه کارشناس مورخ ۱۳۹۳/۳/۲۱ پیوست پرونده از سوی زوج اعلام شده حدود ۶ سال قبل در ف ک زوج خانه‌ای را خریداری نموده است و در پرونده از سوی فرجام‌خواه دلائل مالکیت آپارتمان مذکور تقدیم دادگاه شده است لذا اقتضاء داشت دادگاه محترم تجدیدنظر استان البرز با تعیین وقت دادرسی و دعوت اصحاب دعوا در خصوص مورد مذکور از زوجین تحقیق و سپس توافق ثبتی آن از مرجع ذیصلاح استعلام و پس از وصول پاسخ و استماع اظهارات طرفین در مورد تا نصف دارائی موجود زوج مبادرت به صدور رأی مقتضی نماید فلذا به استناد بند الف ماده ۴۰۱ قانون آئین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور مدنی مصوب سال ۱۳۷۹ دادنامه فرجام‌خواسته در قسمتی از آن بر اساس جهات فوق نقض و پرونده برای رسیدگی مجدد به شعبه پنجم دادگاه تجدیدنظر استان البرز ارجاع می‌گردد.
رئیس و مستشار شعبه ۱۲ دیوان عالی کشور
قدرت اله طیبی - مهدی اسلامی
میانگین امتیاز: ۵.۰ از ۰ رای

دیدگاه‌ها

۰ + ۰ =