حکم به اعلان فسخ نکاح به دلیل فقدان وصف بکارت زوجه قبل از عقد نکاح

عنوان
حکم به اعلان فسخ نکاح به دلیل فقدان وصف بکارت زوجه قبل از عقد نکاح
تاریخ دادنامه
۱۳۹۷/۰۹/۱۳
گروه رای
حقوقی
پیام
دادگاه ضمن احراز فقدان وصف بکارت زوجه قبل از عقد نکاح فی مابین زوجین و خوانده، دلیلی بر اینکه ازاله بکارت ناشی از فعل خواهان باشد، اقامه ننموده و با التفات به اینکه خانواده خواهان از خوانده به عنوان فردی که در عرف دختر می شناسند، خواستگاری نمودند و در عرف جامعه ما در ازدواج با دوشیزه، وجود وصف بکارت شرط ضروری عقد نکاح بوده ولو که در سند نکاحیه این شرط تصریح نشده باشد و در مانحن فیه نیز عقد متبانیا بر آن واقع گردیده؛ لذا دعوی مطروحه را وارد و ثابت دانسته و مستندا به مواد ۱۱۲۰٫۱۱۲۱٫۱۱۲۸ حکم به اعلان فسخ و انحلال نکاح فی مابین طرفین صادر و اعلام می دارد.

رأی دادگاه بدوی

پرونده کلاسه *تصمیم نهایی شماره *
خواهان: اقای ع. ا. د. فرزند غ. با وکالت اقای ا. ف. فرزند ا. به نشانی *
خوانده: خانم ز. ب. فرزند ر. با وکالت اقای ح. ج. فرزند غ. به نشانی *
خواسته: فسخ نکاح
بسمه تعالی

به تاریخ ۱۳۹۷/۰۶/۲۰ در وقت فوق العاده جلسه شعبه *بتصدی امضای کننده ذیل تشکیل است. پرونده کلاسه فوق تحت نظر قرار دارد.دادگاه پس از بررسی محتویات پرونده ختم دادرسی را اعلام و با استعانت از خداوند متعال به شرح اتی مبادرت به انشا رای می نماید.

رای دادگاه

درخصوص دادخواست تقدیمی اقای ع. ا. د. فرزند غ. با وکالت اقای ا. ف. وکیل پایه یک دادگستری به طرفیت خانم ز. ب. فرزند ر. ق. با وکالت اقای ح. ج. وکیل پایه یک دادگستری به خواسته صدور حکم مبنی بر اعلان تایید فسخ نکاح دائم موضوع سند نکاحیه شماره ۵۲۷۰ تنظیمی در دفتر خانه ازدواج شماره یک اشخانه فی ما بین خواهان و خوانده و تقاضای صدور حکم بر ابطال سند نکاحیه شماره ۵۲۷۰ به انضمام کلیه خسارت دادرسی و حق الوکاله وکیل ، مخلص دعوی اینکه ، وکیل محترم خواهان بیان نموده ، موکل به دلالت سند نکاحیه فوق در مورخه ۹۶/۱/۸ به عقد دائم با خوانده محترم ازدواج نموده ، خوانده متعاقبا پس سپری شدن مدتی اندک نزد خانواده زوج اعلام داشته ، فاقد وصف دوشیزگی بوده و این امر در جریان تخلیه بار سنگین ( تخلیه کیسه جو از کامیون خاور ) عارض شده است.با عنایت به اینکه در سند نکاحیه دوشیزه بودن زوجه به صراحت اشاره شده و عرف و عادت جامعه نیز باکره بودن زوجه را ضروری می داند و عقد متبانین بر ان وصف انعقاد یافته و وجود وصف مزبور بر زوجه ، شرط اساسی وقوع عقد نکاح بوده و توجها به اینکه ، خوانده محترم در حضور شهود ، خود را فاقد وصف مزبور اعلام نموده و بدین اعتبار که ، موکل دارای حق فسخ گردیده ، وی عقد نکاح را فسخ و مراتب مزبور را نیز طی این دادخواست به خوانده اعلام نموده ، لذا درخواست رسیدگی و صدور حکم مبنی براعلان و تایید فسخ نکاح به شرح متون خواسته مورد استدعاست. در ادامه ، شهود تعرفه شده خواهان نیز در دادگاه حاضر و اظهار نموده اند: " اقای ع. ن. : از خوانده به عنوان یک دختر باکره خواستگاری کردیم.بعد از عقد ازدواج ، حسب تماس پدر خواهان به منزل ایشان رفتم.خوانده نزد من بر ازاله بکارتش در اثر تخلیه بار کیسه جو از ماشین خاور اقرار نمود … پس از این موضوع و تقریبا بیست روز بعد ، خوانده به همراه پدرش و دایی اش به منزل خواهان امدند".گواهان دیگرنیز بیان نموده ، " اقای غ. د. : خوانده به پسرم ( خواهان ) گفته بود که در اثر تخلیه بار سنگین جو این مشکل ایجاد شده است.پسرم به من اطلاع داد.و من اقای ع. ن. را مطلع کردم سپس زوجه را نزد دکتر زنان بردیم و پس از معاینه گفت که وی فاقد بکارت است.و اما ازاله بکارت نمی تواند در اثر برداشتن بار سنگین باشد. ".وکیل محترم خوانده نیز دفاعا بیان نموده ، موکل پس از وقوع عقد و از فردای ان روز به مدت تقریبی ده روز به همراه زوج به منزل پدری زوج عزیمت و در این مدت و ایام ابتدایی ( دو یا سه روز اول ) رابطه زناشویی بطور کامل بین ان دو برقرار و اثار ازاله بکارت نیز در این جریان مشاهده گردیده است.به علاوه ، ایشان از زمان ازدواج ( ۱۳۹۶/۱/۸ ) تاخرداد ماه ان سال ( ۱۳۹۶ ) ، با یکدیگر روابط صمیمانه ای داشتند و همچنین خیار فسخ نکاح فوری بوده و تاخیر در اعلام ان موجب اسقاط حق فسخ است.بنابراین دعوی مطروحه مسموع نیست.خوانده نیز بیان نموده ، ازاله بکارت من در اثر نزدیکی با خواهان بوده و اینکه من اعلام کردم که قبل از ازدواج باکره نبودم ، کذب است.وی ( خوانده ) جهت اثبات دفاعیات خویش به گواهی گواهان و اظهارات مطلعین استناد نموده و گواهان نیز در دادگاه حضور یافته و بیان نمودند ، "خانم ف. بهر اور:اقای غ. د. ( پدر زوج ) به من زنگ زد و ماجرا را اطلاع داد. من به خواهرم ( زوجه ) زنگ زدم و او گریه کرد و گفت که با شوهرم رابطه داشتیم … من در زمان مراجعه به پزشک زنان نبودم و نتیجه را از اقای د. ( پدر خواهان ) جویا شدم.او جواب داد که جایی حرف نزنید که کار خودشان است.و پس از اتمام دوره عادت ماهیانه ، می خواهیم عروسمان را ببریم … سپس من خودم در تاریخ ۹۶/۲/۶ خواهرم را نزد پزشک بردم و دکتر به او نسخه پیچید و جهت درمان عفونت او قرص داد. " یکی دیگر از گواهان "بنام خانم ل. ب. بیان داشت: … من مطلع بودم که خواهرم به شوهرش گفته ، ازاله بکارت در اثر برداشتن بار جو این اتفاق برایش افتاده است.و در مورد اینکه ازاله به سبب نزدیکی با شوهرش اتفاق افتاده باشد. ، به من چیزی نگفت. " گواه دیگر بنام اقای " ع. خ. نیز بیان داشته: … من مشکل بین انها را از زبان خواهر خوانده مطلع شدم.گفت برویم ببینیم چه شده است.نزدیک برج ۵ یا ۶ ( سال ۹۶ ) بود.از نتیجه معاینه پزشکی تا ان زمان مطلع نبودم … من در جلسه ایی که با خانواده خواهان داشتیم ، گفتم که ابروی خودتان را بخرید منظورم این بود که ابروی همدیگر را نبرید و درست نیست که ابروی دو خانواده را ببرید. "در ادامه ، گواه اقای ع. خ. ، در پاسخ سوال دادگاه مبنی بر اینکه ، ایا خوانده ( زوجه ) در ان جلسه پیرامون این موضوع که ، ازاله بکارت ناشی از روابط زناشویی با شوهرش بوده ، مطلبی بیان نمود یا خیر ، که در پاسخ دادگاه بیان داشت: گواه پاسخ را به صورت جسته و گریخته بیان داشت ( ( نگفت.البته یواشکی به همسرم گفت که این کار توسط خودمان انجام شد. اما به خواهان که انجا حضور داشت ، چیزی نگفت. من خودم این مطلب را شنیدم.خود خواهان نیز شنید اما چیزی نگفت.من هم به داماد چیز نگفتم که این عمل توسط خودشان انجام شده است.چون جلسه شلوغ شد و ناراحتی پیش امد و بلند شدیم و رفتیم ) ) .علیهذا ، دادگاه با عنایت به جمیع اوراق و محتویات پرونده اعم از دادخواست تقدیمی ، نحوه اظهارات گواهان تعرفه شده ی خواهان که بر اقرار خوانده نزد ایشان بر موضوع ازاله بکارت در اثر برداشتن بار سنگین اذعان نموده اند و نحوه اظهارات و گواهی گواهان تعرفه شده ی خوانده و وجود تعارض بین مودای گواهی ایشان ، بدین شرح که ، احدی از ایشان بیان داشته ، من اطلاع دارم. که ازاله بکارت ناشی از حمل بار سنگین جو بوده ، اما دیگر گواه ، ازاله را ناشی از مواقعه بین زوجین قلمداد نموده است. این در حالی است.که خوانده در جلسه دادرسی مورخ ( ۱۳۹۶/۱۰/۲۶ صفحه ۴۴ ) بیان نموده ، موضوع نزدیکی با خواهان ( زوج ) را به جهت حجب و حیای و خجالت به هیچ کسی از جمله خواهرش اطلاع نداده ، بنابراین منبع حصول علم گواه و اظهارات ایشان خصوصا خانم ف. ب. محل خدشه و مفید علم نمی باشد.به علاوه ، توجها به نحوه اظهارات گواه اقای ع. خ. ، مبنی براینکه ، " … من گفتم که ابروی خودشان را بخرند منظورم این بود که ابروی دو خانواده از بین نرود" و تعارض بین اظهارات وی که ابتدایا بیان نموده: " … زوجه در جلسه ایی که در منزل پدرخواهان تشکیل شده ، از اینکه ازاله در اثر نزدیکی بین زوجین بوده ، مطلبی نگفت اما گواه متعاقبا بیان نموده ، یواشکی به همسرم گفت و من همانجا موضوع نزدیکی را شنیدم.اما چون جلسه شلوغ شد ، بلند شدیم و رفتیم و از داماد موضوع را جویا نشدم. " ایضا تناقض منطقی و عقلی میان اظهارات خوانده ، بدین نحو که ، زوجه در جلسات دادرسی اول و دوم به ترتیب مورخ ۹۶/۱۰/۶ و ۹۶/۱۰/۲۶ علت ازاله بکارت را ناشی از نزدیکی با خواهان قلمداد نمود ، لیکن ، عجیب است.که زوجه ، در حضور گواهان تعرفه شده ی خواهان ( اقای ن. ) زمانی که مشکل فقدان وصف بکارت برای اولین در منزل خواهان علنی مطرح شد و گواه به منزل خواهان جهت حل اختلاف مراجعه نموده بود و در مقام اثبات ادعا و حفظ ابرو و دفع اتهام از خویش و پایان بخشیدن به شایبه های موجود ، موضوع نزدیکی با خواهان ( شوهرش ) را که مبتنی بر یک عمل شرعی و قانونی است.را مطرح ننموده و علت توجیه ان را خجالت ، حجب و حیا بیان کرده اما در همان جلسه مزبور ، نزد گواه و پدر خواهان و دیگر افراد حاضر به ازاله بکارت تفصیلا و با بیان علت ان ، همانا تخلیه بار سنگین اقرار نموده که فی نفسه وی را در مظان اتهام و موضع حدس و گمان دیگران قرار می دهد. پس اگر واقعا ازاله بکارت ناشی از روابط زناشویی با خواهان بوده بطور قطع ، خوانده در همان جلسه خانوادگی مطرح می کرد و خود را از وضعیت موجود می رهاند نه اینکه پس از سپری شدن مدت مدید و تشکیل جلسات دادرسی ، موضوع نزدیکی با خواهان را مطرح نماید. از سویی ، طبق نظریه پزشکی قانونی نیز که با وصف ابلاغ به طرفین و مضی فرجه قانونی مصون از اعتراض باقی مانده ، زوجه را فاقد وصف بکارت اعلام نموده و موضوع ازاله ناشی از حمل بار سنگین را نیز منتفی دانسته است.بر این اساس ، دادگاه ، ضمن احراز ازاله و فقدان وصف بکارت خوانده قبل از عقد نکاح فی مابین زوجین و اینکه خوانده ، دلیلی بر ازاله بکارت ناشی از فعل خواهان باشد. ، ابراز و اقامه ننموده و با التفات به اینکه ، خانواده خواهان از خوانده به عنوان فردی که در عرف دختر می شناسند ، خواستگاری نمودند و در عرف جامعه ما ، در ازدواج با دوشیزه ، وجود وصف بکارت شرط ضروری و اساسی عقد نکاح بوده ولو که در سند نکاحیه این شرط قید و تصریح نشده باشد. و در مانحن فیه نیز ، عقد متبانیا بر ان واقع گردیده و به علاوه ، به لحاظ وضعیت اجتماعی خواهان ( روستایی ) و شغل وی ( چوپانی ) که از سطح سواد نسبتا پایینی برخوردار بوده و بدین اعتبار ادعای عدم اطلاع از علت ، وجود حق فسخ و فوریت فسخ نکاح مقبول واقع و لذا دعوی مطروحه را وارد و ثابت دانسته و مستندا به مواد ۱۱۲۰٫۱۱۲۱٫۱۱۲۸ حکم به اعلان فسخ و انحلال نکاح فی مابین طرفین صادرو اعلام می دارد. اما در خصوص خواسته ی ابطال سند نکاحیه شماره ۵۲۷۰ ، نظر به اینکه ، با صدور حکم به اعلان فسخ نکاح ، مفاد و مندرجات سند نکاحیه نیز بی اعتبار می گردد. لذا خواسته مزبور قابلیت استماع نداشته و مستندا به ماده ۲ قانون ایین دادرسی مدنی قرار عدم استماع دعوی صادر و اعلام می گردد.رای صادره حضوری و ظرف مهلت بیست روز از تاریخ ابلاغ قابل تجدیدنظر خواهی در محاکم محترم تجدید نظر *می باشد.

دادرس علی البدل دادگاه عمومی بخش سملقان ع. پ.
میانگین امتیاز: ۵.۰ از ۰ رای

دیدگاه‌ها

۰ + ۰ =