رابطه بلاتکلیفی زوجه و دادخواست الزام به تمکین

عنوان
رابطه بلاتکلیفی زوجه و دادخواست الزام به تمکین
تاریخ دادنامه
۱۴۰۱/۱۲/۰۲
گروه رای
حقوقی
پیام
اگر منشا مفارقت و بلاتکلیفی زوجه، زوج باشد اقدام بعدی زوج در تقدیم دادخواست مجدد الزام به تمکین نمی تواند سوء اقدامات گذشته وی نسبت به زوجه و بلاتکلیف گذاشتن چندین ساله وی را که باعث عسر و حرج گردیده است، بی اثر و بی اعتبار نماید.

رأی خلاصه جریان پرونده



در این پرونده خانم س. ز. ح. گ. دادخواست طلاق به طرفیت اقای س. ر. ف. نبه تقدیم شعبه *شهر کرد نموده و اظهار داشته در تاریخ ۱۳۸۹/۶/۲۸ با خوانده ازدواج نمودم در طول این یازده سال زندگی مشترک هیچ گونه تفاهمی با اینجانب زوج نداشته است.وی نسبت به اینجانبه سوی رفتار دارد. و مرا مورد ایراد ضرب و شتم قرار می دهد نفقه مرا پرداخت ننموده و محکومیت به ان هم حاصل نموده و مستنکف از پرداخت می باشد. لذا به دلیل عسر و حرج از دادگاه تقاضای طلاق دارم. لازم به ذکر است.زوج نیز دادخواست الزام زوجه به تمکین را تقدیم دادگاه کرده و از دادگاه تقاضای رسیدگی و صدور حکم الزام زوجه به تمکین را نموده است.هر دو پرونده لف یکدیگر شده است.دادگاه قرار داوری صادر کرده و نظریه داوری را جلب کرده است.وکیل زوج خانم ز. ا. در لایحه دفاعیه خود اظهار داشته دادخواست الزام به تمکین موکل سابق بر این رد شده این در حالی است.که پس از رد دعوی الزام به تمکین شکایت کیفری زوجه علیه زوج که مبنای صدور حکم رد تمکین بوده از طرف دادگاه رد شده چون اتهامات ضرب و جرح و توهین و تهدید و رابطه نامشروع حکم برائت موکل صادر گردیده و ادعاهای زوجه ثابت نشده است.بنابراین ادعای عسر و حرج زوجه بی پایه و اساس است.از دادگاه تقاضای رد دعوی طلاق و صدور حکم تمکین زوجه را دارم. دادگاه در تاریخ ۱۴۰۰/۷/۶ وقت رسیدگی تعیین کرده و طرفین را دعوت نموده است.خواهان درخواست خود را بشرح دادخواست تقدیمی بازگو کرده و اظهار داشته سه سال است.که زوج مرا ترک کرده و اصلا سراغ من نیامده و زندگی را ترک کرده است.و سراغی از من نگرفته است.وکیل خوانده اظهار داشته دفاعیات موکل بشرح لایحه تقدیمی است.از دادگاه تقاضای رسیدگی و رد طلاق و تمکین زوجه را نموده است.دادگاه جهت استماع شهادت شهود وقت رسیدگی در تاریخ ۱۴۰۰/۲/۱۱ تعیین کرده و طرفین و گواهان را دعوت نموده و برابر صورت جلسه مورخ مذکور اظهارات طرفین و گواهان را استماع نموده است.گواهان به صحت ادعای زوجه شهادت داده اند درنهایت دادگاه در تاریخ ۱۴۰۰/۱۲/۲۸ مبادرت به صدور حکم بطلان دعوی طلاق بلحاظ عدم احراز عسر و حرج زوجه و صدور حکم به محکومیت زوجه به تمکین صادر نموده است.سپس زوجه نسبت به رای صادره مذکور دادخواست تجدیدنظر تقدیم نموده که پرونده جهت رسیدگی به شعبه *ارجاع شده است.دادگاه تصویر رای قطعی محکومیت زوج به پرداخت نفقه توسط دادگاه و اجراییه مربوطه را پیوست پرونده نموده است.دادگاه تجدیدنظر برابر صورت جلسه مذکور خلاصه پرونده های محکومیت زوج به پرداخت نفقه را در پرونده منعکس کرده است.سپس دادگاه تجدیدنظر استان *در تاریخ ۱۴۰۱/۷/۲۷ مبادرت به صدور رای به رد درخواست تجدیدنظرخواهی و تایید دادنامه تجدیدنظرخواسته نموده است.متعاقبا زوجه بشرح لایحه وکیل خود نسبت به رای صادره مذکور معترض است.و از دیوان عالی کشور تقاضای فرجامخواهی کرده که پرونده جهت رسیدگی به شعبه *ارجاع شده و مطرح رسیدگی می باشد.
هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش اقای ح. م. ه. عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده درخصوص دادنامه شماره *فرجام خواسته مشاوره نموده چنین رای می دهد:

رأی شعبه دیوان عالی کشور


درخصوص دادخواست فرجامخواهی خانم س. ز. ح. گ. با وکالت اقای س. ح. ب. نسبت به رای شماره *مورخ ۱۴۰۱/۷/۲۷ شعبه *متضمن تایید دادنامه شماره *مورخ ۱۴۰۰/۱۲/۲۸ شعبه *شهر کرد مبنی بر صدور حکم به بطلان دعوی طلاق بلحاظ عدم احراز عسر و حرج زوجه ، با توجه به محتویات پرونده فرجامخواهی وارد است. زیرا ، اولا – زوجه علت طرح دعوای طلاق خود را سوی رفتار و معاشرت زوج نسبت به خود از جهت ایراد ضرب و شتم و توهین که منجر به مفارقت طولانی فیمابین گردیده و در طول این مدت در بلاتکلیفی بسر برده است.و همچنین زوج در طول این مدت نفقه وی را علی رغم صدور حکم به محکومیت ایشان و صدور اجراییه و حکم جلب از پرداخت ان امتناع کرده ، لذا با توجه به سوی رفتار و معاشرت زوج و عدم پرداخت نفقه و ترک زندگی وی در عسر و حرج بوده و از دادگاه تقاضای طلاق دارم. ، اعلام کرده است. ثانیا – وکیل زوج در مقام دفاع ضمن تکذیب ادعاهای زوجه اظهار داشته موکل هیچ گونه سوی رفتاری نسبت به زوجه نداشته و نفقات زوجه را برابر رسیدهای استنادی پرداخت کرده و با توجه به اینکه زوجه خود زندگی مشترک را ترک کرده و علی رغم اینکه وی را دعوت به بازگشت کرده ولی حاضر به تمکین نشده است.الان هم دادخواست الزام زوجه به تمکین را تقدیم داشته و از دادگاه تقاضای رسیدگی و صدور حکم بر الزام ایشان به تمکین بعمل امده است. با توجه به اینکه دلیلی بر طلاق زوجه وجود ندارد. لذا از دادگاه تقاضای رد دعوی طلاق مطروحه را دارم. ثالثا – با عنایت به مراتب مذکور اولا – مسلم است.زوجین حدود پنج سال است.به دلیل بروز اختلاف از یکدیگر جدا زندگی می کنند و رابطه ای با هم نداشته اند. ثانیا- مسلم است.زوج از ابتدای بروز اختلاف و مفارقت تا زمان صدور حکم محکومیت زوجه به تمکین مورخ ۱۴۰۰/۱۲/۲۸ یعنی حدود چهار سال زوجه را در بلاتکلیفی رها کرده و با توجه به احراز سوی رفتار زوج نسبت به زوجه برابر رای قطعی صدور حکم به بطلان دعوی تمکین در تاریخ ۹۷/۷/۲ که باستناد شهادت شهود ثابت و این ادعا مسجل گردیده است.و این امر ثابت می کند که منشا بروز اختلاف و مفارقت و بلاتکلیفی زوجه در طول مدت مذکور زوج بوده است. درنتیجه اقدام بعدی زوج در تقدیم دادخواست مجدد الزام زوجه به تمکین نمی تواند سوی اقدامات گذشته زوج نسبت به زوجه و بلاتکلیف گذاشتن چندین ساله وی را که باعث عسر و حرج زوجه گردیده ، بی اثر و بی اعتبار نماید. و همچنین شهادت گواهان تعرفه شده در پرونده مطروحه در صفحات ۶۸ تا ۷۰ پرونده که صراحتا به صحت ادعاهای زوجه شهادت داده اند. ولی متاسفانه دادگاههای بدوی و تجدیدنظر هیچ گونه اظهارنظری در نفی یا اثبات ان یا دلیلی بر بی اعتبار بودن ان در رای خود اعلام ننمودند و از ان گذشته اند که موید ادعاهای زوجه می باشد. رابعا- زوجه دلیل دیگر خود بر طلاق را عدم پرداخت نفقه اعلام داشته و ادعای خود را مستند به ارای صادره توسط شورای حل اختلاف قرار داده است. ولی دادگاههای بدوی و تجدیدنظر در مورد اینکه جمع محکوم به نفقات زوجه چه میزان و مبلغی است.و اینکه زوج ایا برابر ماده ۳۴ قانون اجرای احکام مدنی پس از ده روز از ابلاغ اجراییه ایا کل محکوم به را به واحد اجرای احکام تودیع نموده است.یا خیر.در صورتی که محکوم به برابر ماده قانونی مذکور پرداخت نشده باشد. ، قطعا زوج مستنکف از پرداخت تلقی گردیده و تخلف وی از پرداخت نفقه محرز می باشد. که این امر مستلزم ان است.که دادگاه محترم پرونده های اجرایی مربوطه را از واحد اجرای احکام درخواست و مطالبه نموده و در زمینه های مذکور از پرونده رفع ابهام گردد. علی هذا با عنایت به نواقص تحقیقاتی مذکور رای فرجامخواسته قابلیت ابرام ندارد. و مستندا به مواد ۳۷۱ و ۴۰۱ قانون ایین دادرسی مدنی ان را نقض کرده و پرونده را جهت رسیدگی مجدد در راستای مطالب گفته شده به شعبه *ارجاع می نماید.
رییس شعبه *: ح. ع.
مستشار: ح. م. ه. مستشار: م. ح. م.
میانگین امتیاز: ۵.۰ از ۰ رای

دیدگاه‌ها

۰ + ۰ =