رای وحدت رویه شماره ۸۱ مورخ ۱۳۸۱/۰۳/۰۵ هیات عمومی دیوان عدالت اداری
کلاسه پرونده: ۱۶/۷۸
شاکی: سازمان تامین اجتماعی
موضوع: اعلام تعارض آراء صادره از شعبه دوم تجدیدنظر دیوان عدالت اداری
تاریخ رای: یکشنبه ۵ خرداد ۱۳۸۱
شماره دادنامه: ۸۱
مقدمه: الف -۱) شعبه ۱۸ در رسیدگی به پرونده کلاسه ۷۶/۸۴۹ موضوع شکایت خضرالله دلاوری به طرفیت سازمان تامین اجتماعی به خواسته برقراری مستمری بازنشستگی به شرح دادنامه شماره ۵۶۰ مورخ ۱۳۷۷/۰۴/۲۸ چنین رای صادر نموده است، نظر به اینکه اصلاح سن شاکی بر اساس شناسنامه جدید مستند به مقررات قانونی صورت گرفته و ماده ۷۶ قانون تامین اجتماعی هم متذکر است که سن مرد به ۶۰ سال تمام رسیده باشد. لذا با توجه به اینکه منع قانونی در عدم قبول سن اصلاحی ملحوظ نظر نیست و دلیلی قانونی بر عدم قبول حکم اصلاحی در مورد سن شاکی وجود ندارد لذا امتناع اداره طرف شکایت از صدور حکم بازنشستگی با شناسنامه اصلاحی وجاهت قانونی نداشته حکم بر الزام اداره طرف شکایت به صدور حکم بازنشستگی صادر و اعلام میدارد.الف -۲) شعبه دوم هیات تجدیدنظر دیوان عدالت اداری در رسیدگی به پرونده کلاسه ت۲/۷۷/۸۵۸ موضوع تقاضای تجدیدنظر سازمان تامین اجتماعی نسبت به دادنامه شماره ۵۶ مورخ ۱۳۷۷/۰۴/۲۸ صادره از شعبه ۱۸ در پرونده کلاسه ۷۶/۸۴۹ به شرح دادنامه شماره ۱۲۹۱ مورخ ۱۳۷۷/۰۹/۰۹ با توجه به مندرجات لایحه اعتراضیه و سایر محتویات پرونده اعتراض را وارد تشخیص و با فسخ دادنامه بدوی شکایت را رد نموده است.ب -۱) شعبه پانزدهم در رسیدگی به پرونده کلاسه ۷۷/۳۶۵ موضوع شکایت آقای سجاد ملکیپناهی به طرفیت سازمان تامین اجتماعی استان تهران بیمه و بازنشستکی به خواسته اعتراض به عدم قبول تاریخ تولد ۱۳۱۷ مطابق شناسنامه اصلاحی برای استفاده از مزایای بازنشستگی بیش از موعد به شرح دادنامه شماره ۱۰۸۶ مورخ ۱۳۷۷/۰۶/۳۱ چنین رای صادر نموده است.سازمان طرف شکایت اذعان دارد که افزایش سن شاکی از طریق قانون صورت گرفته است و آن را یک حکم قضایی دانسته است.اظهار داشته است که به ذخایر سازمان لطمه وارد مینماید، و حال آنکه شاکی داوطلب شده است که مابقی بیمه را به بازنشستگی به مدت پنج سال پرداخت نماید.ماده واحده مصوب ۱۳۷۷/۱۱/۰۲ قانون حفظ اعتبار اسناد سجلی و جلوگیری از تزلزل آنها موقعی که تشخیص بدهند شناسنامه صادره مطابق واقع نمیباشد وظیفه دارد که از این تزلزل جلوگیری کند و سن واقعی را احراز و سن سجلی را اصلاح نماید و به این معنی نیست که کمیسیون تشکیل شده از ریاست دادگاه صالحه و فرمانداری یا بخشداری و رئیس اداره ثبت احوال و مدیر عامل سازمان بهداری استان و رئیس شورای شهر و یا بخش محل به ادعای اشخاص بدون اجرای واقع ترتیب اثر بدهند تا آن که هر فردی بدون احراز همه جانبه موفق به اخذ کبر سن شوند.انگیزه کبر سن چنانچه مطابق با واقع باشد مانع از آن نخواهد بود و لهذا حکم به ورود شکایت صادر و اعلام میگردد.ب -۲) شعبه دوم هیات تجدیدنظر در رسیدگی به پرونده کلاسه ت۲/۷۷/۱۰۷۸ موضوع تقاضای تجدیدنظر سازمان تامین اجتماعی نسبت به دادنامه شماره ۱۰۸۶ مورخ ۱۳۷۷/۰۶/۳۱ صادره از شعبه پانزدهم در پرونده کلاسه ۱۵/۷۷/۳۶۵ به شرح دادنامه شماره ۱۴۳۰ مورخ ۱۳۷۷/۰۹/۳۰ دادنامه بدوی را عیناً تایید نموده است.هیات عمومی دیوان عدالت اداری در تاریخ فوق به ریاست حجتالاسلاموالمسلمین درینجفآبادی و با حضور روسای شعب بدوی و روسا و مستشاران شعب تجدیدنظر تشکیل و پس از بحث و بررسی و انجام مشاوره با اکثریت آراء به شرح آتی مبادرت بهصدور رای مینماید.
رای هیات عمومی
نظر به این که در قانون تامین اجتماعی مصوب تیر ماه ۱۳۵۴ حکمی در خصوص اعتبار سن افراد بیمه شده براساس تاریخ تولد مندرج در شناسنامه تقدیمی هنگام ورود به خدمت و همچنین عدم اعتبار احکام مراجع قضایی مبنی بر اصلاح تاریخ تولد اشخاص وضع نگردیده بود و در نتیجه قبل از تصویب تبصره ۲ الحاقی به ماده ۳ قانون فوقالذکر در تاریخ ۱۳۷۹/۰۸/۰۸ احکام قطعی مراجع قضایی ذیصلاح در زمینه اصلاح تاریخ تولد اشخاص معتبر و لازمالاتباع بوده است. بنابراین دادنامه شماره ۱۴۳۰ مورخ ۱۳۷۷/۰۹/۳۰ هیات دوم تجدید نظر دیوان مشعر بر تایید دادنامه بدوی که شکایت شاکی را وارد دانسته است با عنایت به مراتب فوقالذکر و دادنامه شماره ۳۵۵ مورخ ۱۳۷۸/۱۰/۰۵ هیات عمومی دیوان موافق اصول و موازین قانونی تشخیص داده میشود. این رای به استناد قسمت اخیر ماده ۲۰ اصلاحی قانون دیوان عدالت اداری مصوب ۱۳۷۸/۰۲/۰۷ در موارد مشابه برای شعب دیوان و سایر مراجع ذیربط لازمالاتباع است.
رئیس هیات عمومی دیوان عدالت اداری - درّی نجف آبادی