شرط تحقق بزه آدم ربایی
- عنوان
- شرط تحقق بزه آدم ربایی
- شماره دادنامه
- ۹۴۰۹۹۸۳۶۶۱۰۰۰۸۴۵
- تاریخ دادنامه
- ۱۳۹۵/۰۴/۲۹
- گروه رای
- کیفری
- پیام
- تحقق بزه آدم ربایی منوط به جابجایی بزه دیده از مکانی به مکان دیگر است.
رأی خلاصه جریان پرونده
گزارش این پرنده در دو بخش تنظیم می شود بخش اول قبلاً به موجب دادنامه شماره ۰۰۲۳۰ مورخ ۹۵/۴/۲۹ تهیه و تنظیم شده و مشروح آن بشرح ذیل است الف : از این قرار است که آقای س. ص.م. ولی قهری طفل هشت ساله بنام ح.ص. در تاریخ ۹۴/۹/۷ از راننده ایسوز و باری قرمز رنگ باتهام ربودن فرزندش و اذیت و آزار شکایت کرده و اعلام کرده راننده خودرو موصوف پس از ربودن دخترش وی را به داخل خودرو برده و با او رابطه جنسی برقرار کرده است و تقاضای بررسی و بازبینی دوربینهای منطقه را کرده است از آقای ن.ط. مغازه دار و خانم ف.ب. ساکنین محل بعنوان مطلع تحقیق هیچیک اعمال مجرمانه را مشاهده نکرده اند ولی پرسه زنی و توقف بی جهت راننده کامیون قرمزرنگ با بار چادری را تأیید کرده اند و در طول مسیر عبور ح.ص. از منزل تا محل ارتکاب جرم هیچگونه دوربینی وجود ندارد گواهی پزشکی قانونی در مورد معاینه ح.ص. حکایت از سلامت پرده بکارت و مقعد دارد.ح.ص. در حضور پدر و ماردش گفته ساعت ۳۰-۷ می رفتم مدرسه هوا روشن بود یک مردی که چشمهای زاغ داشت گفت بیا ماشین مرا نگهدار رفتم تو ماشینش جلوی ماشین قرمز بود گفت برو پشت ماشین که یک جای خواب داشت من رفتم توی جای خوابش گفت بخواب من خوابیدم گفت چرا بغل مانتوی شما کثیف است بخواب برایت تمیز کنم بعد شلوارم را کشید پایین به او گفتم مرا ول کن گفت بگذار پاک کنم بعد برو بعد می خواستم بزنم تو گوشش گفت حالا برو اگر او را ببینم او را می شناسم هیچکس تو کوچه نبود از بازبینی دوربینهای مغازه ها نتیجه ای حاصل نشد. در تاریخ ۹۴/۹/۲۸ حسب گزارش مردمی مبنی بر پرسه زنی بی جهت یکدستگاه کامیونت قرمزرنگ بشماره انتظامی ... در شهر خصوصاً مدرسه های دخترانه ، عوامل انتظامی به وی نزدیک شده و او خود را م. غ. معرفی کرده و قصد مخفی کردن مقدار کمی مواد مخدر شیشه و آلات مصرف را داشت با دیدن چهره ایشان با مشخصات مجرم پرونده آدم ربایی ح.ص. انطباق داشته با پد ردختر بچه تماس حاصل تا جهت شناسایی متهم با فرزندش مراجعه نماید با ورود به کلانتری دختر بچه اظهار داشت این همان شخص مرتکب است از م. غ. بازجویی اظهار داشت دو هفته قبل ساعت ۱۲ شب آمدم ابتدای شهر م. از خستگی خوابیدم صبح ساعت ۶ از خواب بیدار شدم متوجه شدم آب جنابت از من خارج شده و شلوارم خیس است آمدم پایین دختر بچه را تنها دیدم به او گفتم ماشین من خراب است بیا با دستت گاز بده و من از بغل ماشین استارت زدم من مقداری از پشت به او مالیده شدم و احتمالاً شلوار من خیس بوده به شلوار او مالیده شده و بعداً محل را ترک کردم حمل و نگهداری مواد مخدر مکشوفه را قبول دارم صورتجلسه توزین مواد مخدر پنج سانتیگرم مواد مخدر شیشه را گواهی می کند پدر و مادر ح.ص. بدلیل مسائل روحی و روانی حاضر به مواجهه فرزندشان با متهم نشده اند متهم در بازپرسی نیز مدافعات قبلی خود را تکرار کرده و گفته ماشین ایراد داشت خراب شد از بالا استارت نمی زد کسی هم نبود رفتم پایین استارت زدم این دختر خانم از بالا یعنی بغل پله ایستاد با دست گاز را نگه داشت نمی دانم لباس این دختر چطور کثیف شده است شاید لباس من به لباسش خورده است مواد مخدر شیشه در ماشین مال من نیست ولی من شیشه مصرف می کنم این دختر داشت از بغل ماشین رد می شد به او گفتم بیا گاز را یک لحظه نگهدار تا من استارت بزنم آمد گاز را نگه داشت آن روز یک هفته ای بود که هیچی نکشیده بودم برای متهم قرار بازداشت موقت صادر می گردد و با اعتراض متهم قرار صادره تأیید می شود. گواهی پزشکی قانونی حکایت از مشاهده لکه های سفید روی شلوار ح.ص. دارد که از نظر تست اسید فسفاتاز مثبت بسیار ضعیف بوده و تست پی ۳۰ نیز مثبت بوده بدلیل ناچیز بودن مقدا رلکه ها تعیین گروه خونی مقدور نیست متهم در تاریخ ۹۴/۱۱/۱۴ از زندان اعزام و در شعبه چهارم بازپرسی دادسرای عمومی کاشان در آخرین دفاع تمام اتهامات را انکار کرده مرا بی دلیل دستگیر کردند. اولین بار این دختر را در کلانتری دیدم شیشه هم مصرف نمی کنم قرص خواب یا زیر زبونی در بازداشتگاه خوردم بازپرس در مورد آدم ربایی و مواد مخدر قرار مجرمیت و در مورد تجاوز بعنف قرار عدم صلاحیت مدت شایستگی دادگاه کیفری یک صادر مینماید پرونده به شعبه چهارم دادگاه کیفری یک ارجاع شاکی شکایت خود را مطرح کرده و متهم گفته قبول ندارم دختر بچه ندیدم روز کلانتری او را دیدم به بچه گفتند همین آقاست گفت بله مرا گرفتند زیر کتک و تهدید به قتل کردند گفتند دو ماه پیش به این بچه تجاوز کردی من گفتم خبر ندارم مأمور خودش اینها را نوشت من نمی دانستم اظهارات را خواندم انگشت زدم بمن کتک زدند انگشت زدم نمی دانستم باید از مأمورین شکایت کنم پیش بازپرس هم مأمور آمده بود پیش من نشسته بود گفت همانهایی که در کلانتری گفتی اینجا هم بگو بازپرس هم جوری برخورد کرد که نتوانستم از خودم دفاع کنم نمی دانم در روز حادثه کجا بودم من روز حادثه در اتوبان بوده ام سروان در کلانتری گفت روز اول اقرار کنم شاکی به برادرم گفته سیصد میلیون تومان بدهید دادگاه قرار رسیدگی به آدم ربایی و عمل منافی عفت صادر مینماید. آقای الف. ذ. خود را بوکالت از آقای م. غ. معرفی می نماید و طی لایحه تقدیمی منکر اتهامات انتسابی از ناحیه موکل شده است وقت رسیدگی برای ۹۵/۱/۲۹ صادر و متهم و نماینده دادستان حاضر و وکیل متهم نیز حضور یافته اظهارات قبلی طرفین تکرار شده است شاکی حاضر نگردیده متهم اتهام را قبول نکرده است سری اول بچه را در کلانتری دیده ام مشخصات من با آنچه دختربچه گفته سازگار نیست قبول دارم خودرو قرمز است چادر هم قرمز است در کلانتری زیر کتک و شوکر این حرفها را زدم حرفهایی که در بازپرسی زدم حرفهای رئیس کلانتری است که نزد من نشسته بود هر چه او گفته نوشته اند حرفهای من نبود در این لحظه شاکی آقای ص. حاضر شده و اظهار داشته بمحض دیدن متهم دخترم در کلانتری گفت برویم اتفاقاً آن روز بازرس هم در کلانتری بوده متهم بمن التماس کرده رضایت بده و سه نفر هم تلفن کرده اند و تقاضای رضایت کرده اند دادگاه ختم رسیدگی را اعلام بشرح دادنامه شماره ۰۰۱۲ مورخ ۹۵/۱/۳۱ چنین رأی داده است درخصوص اتهام آقای م. غ.۳۳ ساله باسواد متأهل و ساکن ابهر دارای سابقه کیفری حسب اظهار خودش نزد بازپرس ، با وکالت آقای الف. ذ. دائر بر آدم ربایی و عمل منافی عفت دون زنا حسب کیفرخواست صادره از دادسرا و قرار رسیدگی دادگاه موضوع شکایت اقای س. ص.م. که نامبرده در تاریخ ۹۴/۹/۴ اظهار داشته دخترم به نام ح.ص. ۸ ساله در راه مدرسه بوده راننده خودرو باری قرمز رنگ مبادرت به ربودن وی نموده او را به داخل خودرو برده با او نزدیکی کرده و شلوارش نیز آلوده به منی شده و ما در اثر درد و تأمل متوجه ماجرا شده ایم و راننده را نمی شناسیم لکن مشخصات ظاهری او حسب اظهارات طفل مردی حدوداً ۳۵ساله با چشمان ابی رنگ است و ماشین باری ایسوزو قرمز رنگ می باشد. طفل مذکور نزد بازپرس اظهار داشته: آن مرد چشمهای زاغ داشت یعنی سبز بود جلو ماشینش قرمز بود پایین آن سفید یک چادر قرمز هم داشت و از این ماشینهایی بود که یک جای خواب هم داشت (دو کابی) سپس در تاریخ ۹۴/۹/۲۸ یک دستگاه کامیونت قرمز رنگ به شماره انتظامی ... در شهر م. خصوصاً حوالی مدرسه های دخترانه پرسه زنی می کند که توسط مأمورین توقیف و مقدار کمی مواد مخدر از نوع شیشه با آلات استعمال کشف می شود و به کلانتری دلالت داده شده و با توجه به مشخصات اخذ شده از شاکی، نامبرده به همراه دختر خود جهت مواجهه حضوری دعوت و راننده مورد شناسایی طفل قرار می گیرد. راننده در کلانتری و نزد بازپرس دادسرا در تاریخ ۹۴/۴/۲۹ به صراحت اعلام می کند من آن شب سر اتوبان خوابیدم صبح بلند شدم ساعت تقریباً هفت بود توی خواب محتلم شده بودم آمدم پایین یک گنبد توی شهر م. هستم گفتم شاید دستشویی داشته باشد بعد توی کوچه ماشینم خراب شد استارن زدم کسی هم نبود این دختر خانم از بالا یعنی بغل پله ایستاد با دست گاز را نگه می داشت شاید لباس من با لباس این دختر تماس داشته و آلوده شده شلوار دختر به آزمایشگاه ارسال اما به لحاظ ناچیز بودن مقدار لکه ها تعیین گروه خونی مقدورنگردیده. در تاریخ ۹۴/۱۰/۲۳ آقای الف. ذ. وکالت متهم را پذیرفته و متهم مجدداً در تاریخ ۹۴/۱۱/۱۴جهت اخذ آخرین دفاع احضار شده و ناگهان منکر بزه انتسابی شده و مدعی گردیده اساساً تا روز کلانتری شاکی را ندیده و خودرو در دست رانندگان متعدد است و در جلسه تحقیقات مقدماتی دادگاه جهت رسیدگی به اتهام عمل منافی عفت و جلسه دادرسی نیز به کلی منکر موضوع گردیده لکن به صراحت بیان داشته مشخصات اعلامی با ماشین من تطبیق می کند و بعد اضافه نموده من کلاً بار از بهر به تهران یا به کاشان دارم من کاری نکرده ام حتی اگر استعلام کنید و بگویند من آن روز در مسیر کاشان بوده ام. علیهذا با توجه به محتویات پرونده و نظر به اظهارات شاکی حسب بیان فرزندش قبل از دستگیری متهم، که مشخصات ظاهری وی از قبیل رنگ چشم و سن تقریبی و مشخصات خودرو را اعلام نموده و با عنایت به اینکه متهم در بدو دستگیری در کلانتری و نزد بازپرس محترم جزئیات روز واقعه را بیان کرده و آلوده شدن شلوار مجنی علیه را در اثر تماس احتمالی با او دانسته و اقرار کرده که جهت گرفتن پدال گاز از طفل استفاده کرده که حکایت از این دارد که با حیله طفل را به داخل کامیون برده و از طرفی گواهی پزشکی قانونی حکایتی از دخول ندارد و بنابراین دادگاه ضمن رد دفاعیات متهم و وکیل مدافع وی اتهام آدم ربایی و عمل منافی عفت دون زنا با استناد به ماده ۲۱۱ قانون مجازات الف. ی را محرز دانسته مستنداً به ماده۶۲۱ قانون مجازات الف. ی مصوب۱۳۷۵ و رعایت بند ث ماده۳۸ قانون مجازات الف. ی مصوب ۱۳۹۲ بابت بزه آدم ربایی متهم را به تحمل هشت سال حبس تعزیری با احتساب ایام بازداشت و مستنداً ب ماده۶۳۷ قانون سابق الذکر به تحمل ۹۹ ضربه شلاق تعزیری بابت عمل منافی عفت دون زنا محکوم می نماید و وفق ماده۱۳۴ قانون مجازات الف. ی مصوب۱۳۹۲ مجازات اشد قابل اجرا خواهد بود. رأی صادره حضوری بوده و ظرف ۲۰ روز پس از ابلاغ قابل فرجام خواهی در دیوان عالی کشور است. رأی صادره در تاریخ ۹۵/۲/۱۴ به وکیل متهم ابلاغ و نامبرده در تاریخ ۹۵/۲/۲۰ نسبت بآن فرجام خواهی کرده و بدیوانعالی کشور ارسال و جهت رسیدگی باین شعبه ارجاع شده است. هیأت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش آقای امیر صفیری عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده و نظریه کتبی آقای درخشان نیا دادیار دیوان عالی کشور اجمالاً مبنی بر صدور رأی شایسته برابر موازین قانونی مورد تقاضاست. در خصوص دادنامه شماره ۹۵۰۹۹۷۰۳۷۰۵۰۰۰۱۲ فرجام خواسته مشاوره نموده چنین رأی می دهد: رأی شعبه دادنامه تجدیدنظرخواسته بشماره ۰۰۱۲ مورخ ۹۵/۱/۳۱ صادره از شعبه چهارم دادگاه کیفری یک شهر کاشان که بصدور حکم بر محکومیت آقای م. غ. با وکالت آقای الف. ذ. به تحمل هشت سال حبس تعزیری با احتساب ایام بازداشت و تحمل ۹۹ ضربه شلاق تعزیری بابت عمل منافی عفت دون زنا با ح.ص. ۸ ساله و اجرای مجازات اشد اشعار دارد متضمن جهت موجه در نقض می باشد و درخور ابرام نیست زیرا متهم مدعی است اقرار وی در اداره آگاهی و شعبه چهارم بازپرسی تحت شکنجه و شوکر با حضور رئیس کلانتری و مأمورین و اجبار آنها بوده است و دادگاه صادر کننده دادنامه در این مورد تحقیق نکرده و لازم است مأمورین مورد ادعای متهم و رئیس کلانتری مربوطه با شخص متهم در خصوص مورد مواجهه حضوری شوند و اظهارات آنها منعکس و صورتجلسه شود سپس بررسی شود آیا اتهام آدم ربایی مصداق دارد یا خیر سپس انشاء رأی گردد بنابراین اعضای شعبه فرجام خواهی را وارد دانسته باستناد بند ۲ شق ب ماده۴۶۹ قانون آئین دادرسی کیفری حکم فرجام خواسته را نقض و پرونده را جهت رسیدگی مجدد بدادگاه صادر کننده رأی ارجاع مینماید. ب- با اعاده پرونده جهت رسیدگی مجدد، دادگاه صادرکننده دادنامه در وقت فوق العاده متهم را تحت الحفظ اخطار و از وی سوال شده چه کسی شما را شکنجه کرد با چه وسیله ای و کجا شکنجه کرد اظهار داشته نام مأمور یادم نیست یک سروانی بود احتمالاً رئیس کلانتری م. بود با شوکر شکنجه ام کرد تا جائی که شوکر شارژ داشت بمن زد در کلانتری م. نزد شاکی حتی شاکی هم با مشت و لگد به من می زد حتی شاکی خواست توی صورتم بزند یک ستوان دوم بود گفت فقط به پهلو اوبزن. قبل از اینکه مرا پیش بازپرس ببرند همین سروان مرا تهدید کرد گفت هرچه من می گویم باید بگویی والا همین آش و همین کاسه است پیش بازپرس هم رفتم قرص خورده بودم یک بازداشتی قرص آورده بود به من داد. سروان به بازپرس می گفت بنویس حرفهای سروان را نوشت و به بازپرس نگفتم شکنجه شدم حال طبیعی نداشتم البته حرفهایی هم که در کلانتری نوشته شده حرف من نیست یک استواری بازجویی می کرد گفت اینطوری بنویس. من اصلاً بازپرس را قبول ندارم بازپرس حرف مرا گوش نکرد قرار بازداشت موقت متهم فک و قرار وثیقه به مبلغ سه میلیارد ریال صادر گردیده دادگاه فیمابین متهم و رئیس کلانتری ... مواجهه حضوری ترتیب داده رئیس کلانتری اظهار داشته به خداوند قسم از شوکر استفاده نکرده ام متهم دروغ می گوید متهم قبل از دستگیری توسط پلیس توسط اهالی محل دستگیر و به کلانتری انتقال یافته مأمور بدرقه متهم به دادسرا من بودم و وقتی بازپرسی سوال می کند من چکاره ام که حرفی بزنم متهم اظهار داشته ایشان همان جناب سروان است که با همکاری شاکی با شوکر بنده را زد با لگد توی شکم من زد اطلاع از قانون نداشتم پزشکی قانونی نرفتم متهم اظهار داشته آقای پیغمبری مأمور بدرقه من نبوده است. رئیس اداره زندان کاشان اعلام کرده متهم در بدو ورود به زندان هیچگونه آثار جراحت و مصدومیت نداشته است دادگاه وقت رسیدگی تعیین کرده و وکیل متهم لایحه ای تقدیم کرده و اعلام داشته عناصر سه گانه جرم مفقود است متهم قصد و نیت آدم ربائی نداشته است فقط عمل منافی عفت داشته از محل زندگی خود به محل وقوع جرم انتسابی برای آدم ربایی نرفته است جلسه دادگاه در تاریخ ۹۵/۸/۱۵ تشکیل شده و طرفین حاضر شده اند نماینده دادستان و وکیل متهم حضور یافته اند شاکی شکایت خود را تکرار کرده دایی متهم از سپاه زنجان زنگ زده گفتم صحبت کنید موضوع حل و فصل شود دیگر تماس نگرفتند برادر متهم چند بار از طریق پیامک رضایت می خواست از متهم تحقیق اظهار داشته قبلاً سابقه رابطه نامشروع داشتم شلاق خوردم مواد مخدر مکشوفه مال من نیست من از علت دستگیری خودم مطلع نبودم تا پدر بچه و بچه آمدند در کلانتری مرا زدند هرچه نوشتند امضاء کردم برادر خانم شاکی مأموری نیروی انتظامی است سفارش کرده بود قبل از ورود به بازپرس رئیس کلانتری گفت اگر گفته های مرا تأیید نکنی مثل دیروز بلا سرت می آوریم رئیس کلانتری به بازپرسی می گفت بنویس اقرار کرده و بازپرس به طرف من حمله کرد و گفت اقرار می کنی یا اقرار بگیرم حرفهای مرا نمی نوشت می گفتم کاری نکردم وکیل متهم تقاضای برائت متهم را کرده است شاکی اظهار داشته متهم هنگام دستگیری در کلانتری به پای من افتاد و گفت گه خوردم غلط کردم ببخشید و متهم درحضور قضات به شاکی گفته گه خوردی. دادگاه آخرین دفاع متهم را اخذ و چنین رأی داده است: در خصوص اتهام آقای م. غ. ۳۴ ساله ، با سواد ، متاهل ، دارای سابقه کیفری ( رابطه نامشروع که به تحمل ۷۴ ضربه شلاق تعزیری بر حسب اظهارات خودش محکوم شده ) آزاد با تودیع وثیقه با وکالت آقای الف. ذ. دایر بر آدم ربایی و عمل منافی عفت دون زنا حسب کیفرخواست صادره از دادسرا و قرار رسیدگی دادگاه موضوع شکایت آقای س. ص.م. به ولایت از فرزند صغیرش ح.ص. ۸ ساله ، دادگاه حسب دادنامه ۹۵۰۹۹۷۰۳۷۰۵۰۰۰۱۲ مورخ ۹۵/۱/۳۱ مشارالیه به اتهام آدم ربایی به تحمل هشت سال حبس تعزیری و تحمل ۹۹ ضربه شلاق تعزیری با بت عمل منافی عفت دون زنا محکوم می نماید. پس از تجدیدنظرخواهی قضات محترم دیوانعالی کشور دادنامه فوق الذکر را به لحاظ نقص تحقیقات نقض و پرونده را جهت رسیدگی مجدد به این دادگاه ارسال می نمایند. محتویات پرونده حکایت از این دارد آقای س. ص. در ابتدای شکایت خود اظهار داشته دخترم در مورخ ۹۴/۹/۴ در راه مدرسه بوده راننده با کامیون رنگ قرمز مبادرت به ربودن وی نموده و او را به داخل خودرو برده و با او نزدیکی کرده و شلوارش نیز آلوده به منی شده و ما در اثر درد و تألم متوجه ماجرا شده ایم و راننده را نمی شناسیم لکن مشخصات ظاهری او حسب اظهارات طفل مردی حدوداً ۳۵ ساله با چشمهای آبی رنگ است و ماشین باری ایسوزو قرمز بود پایین آن سفید یک چادر قرمز هم داشت و از این ماشینهایی بود که جای خواب هم داشت (دو کابین) سپس در تاریخ ۹۴/۹/۲۸ یک دستگاه کامیونت قرمز رنگ به شماره انتظامی... در شهر م. خصوصاً حوالی مدرسه های دخترانه پرسه زنی می کند که توسط مأمورین توقیف و مقدار کمی مواد مخدر از نوع شیشه با آلات استعمال کشف می شود و به کلانتری دلالت داده شد. و با توجه به مشخصات اخذ شده از شاکی ، نامبرده به همراه دختر خود جهت مواجهه حضوری دعوت و راننده مورد شناسایی طفل قرار می گیرد راننده در کلانتری و نزد بازپرسی دادسرا در تاریخ ۹۴/۴/۲۹ به صراحت اعلام می کند من آن شب سر اتوبان خوابیدم صبح بلند شدم ساعت تقریباً هفت بود توی خواب محتلم شده بودم پایین آمدم یک گنبد توی شهر م. دیدم گفتم شاید دستشویی داشته باشد بعد توی کوچه ماشینم خراب شد استارت زدم کسی هم نبود این دختر خانم از بالا یعنی بغل پله ایستاده با دست گاز را نگه داشت شاید لباس من با لباس این دختر تماس داشته و آلوده شده ، شلوار دختر به آزمایشگاه ارسال اما به لحاظ ناچیز بودن مقدار لکه ها تعیین گروه خونی مقدور نگردیده در تاریخ ۹۴/۱۰/۲۳ آقای الف. دوالقدری وکالت متهم را پذیرفته و متهم مجدداً در تاریخ ۹۴/۱۱/۱۴ جهت اخذ آخرین دفاع احضار شده ناگهان منکر بزه انتسابی شده و مدعی گردید اساساً تا روز کلانتری شاکی را ندیده و خودرو در دست رانندگان متعدد است و در جلسه تحقیقات مقدماتی دادگاه جهت رسیدگی به اتهام عمل منافی عفت و جلسه دادرسی نیز به کلی منکر موضوع گردیده لکن به صراحت بیان داشته مشخصات اعلامی با ماشین من تطبیق می کند و بعد اضافه نموده من کلاً بار از ابهر به تهران یا به کاشان دارم من کاری نکرده ام حتی اگر استعلام کنید و بگویند من آن روز در مسیر کاشان بوده ام. دادگاه جهت رفع نواقص اعلامی از جانب دیوانعالی کشور از جمله ادعای وی مبنی بر اقرار در اداره آگاهی و شعبه چهارم بازپرسی تحت شکنجه و شوکر با حضور رئیس کلانتری و مأمورین و اجبار آنها بوده است متهم را از زندان دعوت که مشارالیه در مورخ ۹۵/۶/۴ در جلسه دادگاه حاضر و اظهارات وی اخذ گردید و متهم دلیل بر ادعای خویش ارائه و ابراز ننمود و اظهار داشته ضرب و جرح و شوکر به پهلوهای من وارد گردیده و آثاری بر بدن باقی نمانده در این خصوص از بازپرس محترم شعبه چهارم استعلام که جواب وی به ضمیمه پرونده گردیده است، سپس بین متهم و رئیس کلانتری وقت م. مواجهه حضوری صورت گرفت در مواجهه حضوری رئیس کلانتری به الفاظ جلاله سوگند یاد نمود من از شوکر استفاده نکردم و ایشان دروغ می گوید که مراتب صورت جلسه گردید از ریاست محترم زندان در خصوص اینکه متهم در زمان ورود به زندان آثاری از ضرب و جرح روی بدن وی مشاهده و صورتجلسه گردیده استعلام گردید که آن مرجع محترم اعلام نمود هیچ گونه آثار جراحت و مصدومیت متهم نداشته است. علیهذا دادگاه با توجه به محتویات پرونده، اظهارات پدر طفل قبل از دستگیری متهم که مشخصات ظاهری وی و مشخصات خودرو را اعلام نموده و با عنایت به اقرار متهم در بدو دستگیری در کلانتری و نزد بازپرس محترم و بیان جزئیات روز واقعه، هر چند در جلسات بعد منکر شده و اظهار داشته تحت شکنجه اقرار نموده که تحقیقات و مواجهه حضوری وی با رئیس کلانتری وقت م. و جوابیه استعلام از زندان مبنی بر عدم آثار ضرب و جرح در بدو ورود به زندان این ادعا را اثبات نکرده است و اقرار متهم در بدو دستگیری حکایت از آن دارد که متهم طفل را با حیله از مسیر مدرسه منحرف و به داخل کامیون برده که انتقال غیر ارادی طفل به داخل کامیون صورت گرفته و آدم ربایی تحقق یافته است. بنابراین دادگاه ضمن رد دفاعیات متهم و وکیل وی اتهامات آدم ربایی و عمل منافی عفت دون زنا به استناد مواد ۲۱۱ و۶۲۱ قانون مجازات الف. ی مصوب ۱۳۷۵ و رعایت بند ث ماده ۳۸ قانون مجازات الف. ی مصوب ۱۳۹۲ و ماده ۶۳۷ قانون سابق الذکر را محرز دانسته لذا مشارالیه را به اتهام آدم ربایی به تحمل هشت سال حبس تعزیری با احتساب ایام بازداشت قبلی و به اتهام عمل منافی عفت دون زنا به تحمل ۹۹ ضربه شلاق تعزیری محکوم می نماید و وفق ماده ۱۳۴ قانون مجازات الف. ی مصوب ۱۳۹۲ مجازات اشد قابل اجرا خواهد بود. حکم صادره حضوری و ظرف بیست روز پس از ابلاغ قابل فرجام خواهی در دیوان عالی کشور می باشد. رأی دادگاه به طرفین ابلاغ و وکیل متهم در مهلت مقرر نسبت به آن اعتراض کرده و پرونده جهت رسیدگی به فرجام خواهی به دیوان عالی کشور ارسال و به این شعبه ارجاع شده است مفاد لایحه فرجام خواه هنگام شور قرائت می شود.هیأت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش آقای امیر صفیری عضوممیز و ملاحظه اوراق پرونده و نظریه کتبی آقای ولی الله بلاغی دادیار دیوان عالی کشور اجمالاً مبنی بر اساس محتویات پرونده و اقدامات انجام شده تقاضای رسیدگی و صدور رأی مقتضی دارم. درخصوص دادنامه شماره ۹۵۰۹۹۷۰۳۷۰۵۰۰۱۱۱ فرجامخواسته مشاوره نموده چنین رأی می دهد:رأی شعبه دیوان عالی کشور
دادنامه فرجامخواسته به شماره ۰۰۱۱۱ مورخ ۹۵/۸/۱۹ صادره از شعبه چهارم دادگاه کیفری یک استان اصفهان مستقر در شهرستان کاشان که به صدور حکم بر محکومیت آقای م. غ.پ.ک. فرزند ق. به تحمل هشت سال حبس تعزیری با احتساب ایام بازداشت قبلی به اتهام آدم ربایی و تحمل ۹۹ ضربه شلاق تعزیری به اتهام عمل منافی عفت دون زنا با رعایت ماده ۱۳۴ قانون مجازات الف. ی با حدیثه السادات هشت ساله اشعار دارد متضمن جهت موجه در نقض است و رأی صادره مطابق قانون نبوده و بدون توجه به ادله و مدافعات متهم می باشد زیرا متهم از ابتدا قصد و نیتی در مورد ارتباط با شخص مذکور نداشته و با سوار شدن وی او را جابجا نکرده با توجه به اصل تغییر مضیق در امور جزایی به نفع متهم اعضای شعبه باستناد بند ۴ شق ب ماده ۴۶۹ قانون آئین دادرسی کیفری دادنامه فرجامخواسته را نقض پرونده را جهت رسیدگی در شعبه هم عرض اعاده می نماید.شعبه چهل و یکم دیوان عالی کشور - عضو معاون و عضو معاون
عبدالعلی خان بیگی- امیر صفیری
میانگین امتیاز: ۵.۰ از ۰ رای