قرار قبول واخواهی در پی عدم ابلاغ واقعی
صورتجلسه نشست قضایی
کد نشست: ۱۳۹۸-۶۳۴۱
تاریخ برگزاری: ۱۳۹۷/۰۲/۰۳
برگزار شده توسط: استان البرز/ شهر کرج
موضوع
قرار قبول واخواهی در پی عدم ابلاغ واقعی
پرسش
با عنایت به تبصره ۱ ماده ۳۰۶ قانون آیین دادرسی مدنی چنانچه حکم غیابی به همسر یا فرزندان کبیر محکوم علیه ابلاغ شده باشد آیا به صرف عدم ابلاغ واقعی و ادعای عدم اطلاع دادگاه مکلف به قرار قبولی واخواهی می باشد؟
نظر هیئت عالی
مطابق تبصره یک ماده ۳۰۶ ق.آ.د.م ابلاغ دادنامه می بایست به صورت واقعی (تحویل به شخص مخاطب و محکوم علیه) به عمل آید و در صورتی که به غیر مخاطب از جمله اعضای خانواده اش ابلاغ شود ابلاغ قانونی تلقی و محکوم علیه می تواند دادخواست واخواهی تقدیم و مدعی شود از مفاد حکم اطلاعی نداشته است و با توجه به مفاد ماده ۸۳ ق.آ.د.م ادعای عدم اطلاع از مفاد حکم قابل پذیرش است و دادگاه باید قرار قبولی واخواهی صادر کند.
نظر اکثریت
در تمام مواردی که دادخواست سایر اخطاریه ها حکم و اجراییه از طریق آگهی روزنامه ابلاغ شده باشد رویه غالب این است که ادعا با توجه به همین امارات پذیرفته می شود اما در صورتی که دادخواست اخطاریه ها و حکم به خویشاوندان و یا خادمان مخاطب در محل اقامت او ابلاغ شده باشد مخصوصا در صورتی که اجراییه نیز صادر و به همان صورتی که گفته شد ابلاغ قانونی شده باشد ادعای عدم اطلاع از مفاد حکم غیابی که پس از مدتی طولانی مطرح می شود با موضع نسبتا سخت و انعطاف ناپذیر محاکم مواجه می شود. اگرچه بتوان با توجه به ماده ۸۳ از قانون یاد شده گفت که صرف ادعای عدم اطلاع از مفاد حکم کافی است مگر اینکه دادگاه احراز نماید که محکوم علیه غایب علی رغم ابلاغ قانونی از آن مطلع شده است. اما در عین حال نباید فراموش شود که قانونگذار محکوم علیه ای که اظهار عدم اطلاع از مفاد حکم می نماید را مدعی تلقی نموده است (البینه علی من ادعی)
نظر اقلیت
با توجه به اینکه تبصره یک ماده ۳۰۶ قانون آیین دادرسی مدنی در مقام بیان این موضوع بوده که ابلاغ دادنامه می بایست به صورت واقعی صورت گیرد و در چنین فرضی که ابلاغ به شخص محکوم علیه نشده در هر صورت ابلاغ قانونی تلقی می گردد و محکوم علیه می تواند به لحاظ عدم ابلاغ واقعی دادخواست واخواهی تقدیم نماید. هرچند تشخیص دادگاه ملاک عمل بوده و رویه واحد وجود ندارد و دادگاه می تواند قرار قبول واخواهی یا رد آن را صادر نماید.