تداخل دیات در جنایت منجر به فوت
صورتجلسه نشست قضایی
تاریخ برگزاری: ۱۴۰۲/۰۴/۱۸
برگزار شده توسط: استان فارس/ شهر شیراز
موضوع
تداخل دیات در جنایت منجر به فوت
پرسش
در پروندهای آقای الف و ب متهم به جرح عمدی با سلاح شکاری به آقای ج میباشند که شاکی (مصدوم) در کما بوده است و دادگاه با حضور وکلای شاکی و متهم و حضور متهمین به پرونده رسیدگی نموده شاکی با یک گلوله مصدوم شده است. علاوه بر جراحات ایجاد شده ناشی از شلیک گلوله بر اثر عوارض شلیک گلوله مصدوم کنترل ادرار، مدفوع خود را از دست داده و دچار فلج دست و پا هم شده است. پس از رسیدگی این دادگاه به لحاظ علم اجمالی بر ارتکاب جرح به شاکی توسط هردو متهم؛ دادگاه بالسویه هردو متهم را در اجرای ماده ۴۷۷ قانون مجازات اسلامی محکوم به پرداخت دیه نموده است که پس از صدور حکم به پرداخت دیه (جنبه عمومی منتفی شده است) فوت نموده است. حسب استعلام از پزشکی قانونی، علت مرگ، عوارض ناشی از شلیک گلوله اعلام شده است. دادگاه پس از تقاضای اولیاءدم مبنی بر پرداخت دیه ناشی جراحات و دیه عدم کنترل ادرار و مدفوع و فلج دست و پا؛ با این استدلال که یک ضربه وارد شده و چون موضوع منجر به قتل شده صرفا یک دیه به اولیاءدم تعلقمیگیرد که باید حسب ماده ۴۷۷ قانون مجازات اسلامی از بیتالمال پرداخت شود. (تداخل دیات) متعاقبا از سوی دادگاه حکم به پرداخت یک فقره دیه از بیتالمال صادر شده است. رای قطعی است. مجددا وکیل اولیاءدم تقاضای پرداخت دیه و ارش صدمات غیر فوت را دارد. آیا این درخواست قابل اجابت میباشد؟
نظر هیات عالی
با توجه به فوت قربانی جرم به سبب اصابت گلوله حکم بر قصاص نفس صادر و دیه دریافت شده به بزهکار اعاده میگردد مع الوصف با توجه به تداخل دیه منفعت در دیه نفس رای سابقالصدور از طریق اعمال ماده ۴۷۷ قانون مجازات اسلامی باید نقض و رسیدگی مجدد گردد.
نظر اکثریت
چنانچه با یک ضربه توسط جانی جراحتها و صدمههای متعدد به بزهدیده وارد شود؛ صرفاً یک مجازات تعیین میشود زیرا اصل بر تداخل دیات است و تعدد دیات استثنا است. براساس نظر قانونگذار چنانچه یک ضربه در نهایت منجر به فوت شد و قبلاً بزهدیده، دیه صدمات را دریافت کرده باشد؛ حکم بر قصاص نفس صادر و دیه به بزهکار برگردانده میشود. براساس ماده ۶۷۳ قانون مجازات اسلامی مصوب ۱۳۹۲، در جنایتی که موجب زوال منافع شود و منتهی به سلب حیات مجنیعلیه گردد؛ دیه منفعت و نفس تداخل میکند و صرفاً دیه نفس قابل مطالبه است. با توجه به اینکه در این مورد رای صادر گردیده به لحاظ قاعده فراغ دادرس، اظهارنظر از ناحیه دادگاه امکانپذیر نیست و ذینفع از طرق فوقالعاده رسیدگی میتواند درخواست نقض رای را بنماید.
نظر اقلیت
چون رای صادر و قطعی شده امکان نقض آن وجود ندارد و رای به قوت خود باقیست. عدالت و انصاف حکم میکند که چنانچه فردی آسیب دیده است و آسیبهای وارد شده به او متعدد باشد؛ ا گر فوت نکند دیههای متعدد به او تعلق میگیرد. حال که مصدوم بعد از دو سال درگذشته است؛ نمیتوانیم قائل باشیم که بعد از فوت فقط یک دیه تعلق گیرد و این نادیده گرفتن حق بزهدیده است. رایی که صادر شده مربوط به زمان وقوع جرم است که دیات تمام صدمهها از سوی دادگاه تعیین شده و توسط محکومعلیه به محکومله پرداخت گردیده است. بنابراین دیههای سابق از بین نمیرود و بعد از فوت، دیه نفس قابل مطالبه است.