درخواست صدور حکم حجر بعد از فوت

عنوان
درخواست صدور حکم حجر بعد از فوت
شماره دادنامه
۹۲۰۹۹۸۴۱۱۲۱۰۰۹۵۴
تاریخ دادنامه
۱۳۹۴/۰۱/۲۶
گروه رای
حقوقی
پیام
در صورت تردید در حجر قبل از فوت متوفی با توجه به انجام اعمال و اقدامات حقوقی و اداری متعدد در زمان نزدیک به فوت، اعطای وکالت به خواهان و قبول وکالت توسط ایشان اقرار به عدم حجر متوفی در آن زمان محسوب می شود. عنوان: درخواست صدور حکم حجر به دلیل ابتلا به آلزایمر پیام: داشتن آلزایمر در حد مراجعه اولیه به پزشک جهت معالجه مستلزم حجر و سفاهت نیست.

رأی خلاصه جریان پرونده

در تاریخ ۱۳۹۲/۱۰/۲۵ آقایان ف. الف. و س. الف. به وکالت از ورثه بلاواسطه و مع الواسطه مرحوم غ. ذ. یعنی آقایان ج. ، م. ا. ع.ا. پسران و خانمها م. و م.دختران مرحوم غ. ذ. و نیز ف. ز. همسر وی و نیز س.، م. ، ف. ر.نوه های متوفی و ج. ر. داماد وی تقاضای صدور حکم حجر غ. ذ. را می نمایند که در دادگاه عمومی تبریز به طرفیت م. ذ. فرزند دیگر متوفی و دادستان تبریز دادخواست می دهند و پرونده به شعبه بیست و یکم دادگاه حقوقی تبریز ارجاع می شود آقای الف. م. نیز بعنوان وکیل خوانده وارد پرونده می شود اولین جلسه دادگاه در تاریخ ۱۳۹۲/۱۱/۳۰ تشکیل می شود وکیل خوانده در اصالت مدارک بیمارستان ارائه شده توسط خواهان ها ابراز تردید نموده و درخواست می کنند اصول اسناد مطالبه شود و در ماهیت دعوی اعلام می نمایند که مرحوم ذ. در سالهای ۱۳۸۸ تا ۱۳۹۰ دهها بار در مراجع اداری و دفاتر اسناد رسمی مراجعه و اقدام اداری یا حقوقی انجام می دهند و حتی حدود ۴ یا ۵ ماه قبل از فوت ۱۳۹۰/۲/۲۹ وکالتنامه رسمی به نام احد از خواهان ها در معیت سایر خواهان ها صادر می شود و آخر الامر طبق گواهی پزشکی قانونی مورخه ۱۳۹۰/۴/۷ یعنی حدود یک ماه قبل از فوت اعلام شده از این به بعد قادر به اداره امور خود نمی باشم لذا تقاضای ردّ درخواست خواهانها را دارم. وکیل خواهان ها در پاسخ اعلام می دارد مستند دعوای خواهانها شهادت شهود و اسناد پزشکی است که در شعبه ۱۹ بازپرسی برابر با اصل شده و اصول آن در مراجع مربوطه موجود است دادگاه می تواند مطالبه کند درخصوص صدور سند وکالت در سه ماه قبل از فوت نیز بر فرض مالی بودن سند وکالت اخذ این سند منافات با حجر وی ندارد. و نظریه پزشکی قانونی نیز مربوط به همان زمان و مدارک موجود است و منافات با اعلام نظر جدید بر حسب اسناد جدید ندارد. عمده مدرک پزشکی ارائه شده توسط خواهان ها برگ ۳۰ پرونده مبنی بر گواهی مراجعه بیمار به بیمارستان و تحت درمان قرار گرفتن بعنوان آلزایمر است. مدارک پزشکی به پزشکی قانونی ارسال می شود که پزشکی قانونی در تاریخ ۱۳۹۳/۶/۲۲ اعلام می نماید که کمیسیون پزشکی با حضور متخصص موضوع را بررسی و چنین اعلام نظر می نمایند. براساس گواهی صادره از سوی پزشک معالج نامبرده در سال ۱۳۸۵ با درجاتی از اختلالات شناختی ( مشتمل بر اختلال در شناخت اطرافیان و پیدا کردن مسیر ) در دو نوبت ویزیت شده اند، لیکن از سوی بستگان مستندات مکفی که موجب اقناع کارشناسان درخصوص ارزیابی شدت اختلالات شناختی و تعیین دقیق تاریخ شروع اختلالات شناختی گردد، ارائه نگردید. لذا با توجه به سوابق موجود در این اداره کل همانگونه که قبلاً طی گواهی ...صادره به تاریخ ۱۳۹۰/۴/۷ اعلام شده حداقل از تاریخ صدور گواهی فوق الذکر ( ۱۳۹۰/۴/۷ ) قادر به تصمیم گیری در امور مالی خود نبوده است. این نظریه توسط وکیل خواهانها مورد ایراد قرار گرفته و تقاضای ارجاع امر به کمیسیون پزشکی و نیز تحقیق از بستگان و آشنایان متوفی می شود. اعتراض واصله در تاریخ ۱۳۹۳/۲/۱۳ از سوی شعبه ۲۱ دادگاه حقوقی به پزشکی قانونی تبریز منعکس می شود و پزشکی قانونی پس از بررسی امر در تاریخ ۱۳۹۳/۶/۲ به شرح زیر اعلام نظر مبنی بر تأیید نظر قبلی می نمایند: احتراماً در تاریخ ۱۳۹۳/۵/۲۸ جلسه کمیسیون پزشکی با شرکت سه تن از کارشناسان ( متخصصین پزشکی قانونی، بیماریهای مغز و اعصاب و روانپزشکی ) در محل اداره کل پزشکی قانونی استان آذربایجان شرقی در پاسخ به استعلام شماره .... تاریخ ۱۳۹۳/۳/۱۷ درخصوص آقای غ. ذ. فرزند م. با کد ملی .... و شماره پرونده ۸۳ تشکیل شده . پس از بررسی سوابق و مدارک پزشکی، استماع اظهارات شاکی، ....، بحث و تبادل نظر به شرح زیر اظهار نظر گردیده است: خلاصه موضوع و سؤال مرجع: طی کمیسیون تاریخ ۱۳۹۳/۲/۲۹ درخصوص نامبرده اعلام شده براساس گواهی صادره از سوی پزشک معالج نامبرده در سال ۱۳۸۵ با درجاتی از اختلالات شناختی در دو نوبت ویزیت شده اند لیکن از سوی بستگان مستندات مکفی که موجب اقناع کارشناسان درخصوص ارزیابی شدت اختلالات شناختی و تعیین دقیق تاریخ شروع اختلالات شناختی گردد ارائه نگردید لذا با توجه به سوابق موجود حداقل از تاریخ ۱۳۹۰/۴/۷ قادر به تصمیم گیری در امور مالی خود نبوده است. سوال: با توجه به اعتراض وکیل خواهان درخصوص اعلام نظر در مورد آقای غ. ذ. لذا تصاویر ارائه شده به پیوست جهت اخذ نظریه تکمیلی ارسال می شود. نتیجه کمیسیون: مدارک موجود و مدارک ارائه گردیده بررسی شد. با توجه به گواهی صادره از سوی پزشکان معالج و سوابق درمانی، احتمالاً از سال ۱۳۸۵ مبتلا به درجاتی از اختلالات شناختی و حافظه بوده لیکن اظهار نظر قطعی در خصوص شدت اختلالات مذکور مقدور نمی باشد. نظریه جدید پزشکی قانونی به طرفین ابلاغ می شود و اعتراض وارد نمی نمایند لکن وکیل خواهانها درخواست تحقیق از مطلعین و بستگان را مجدداً مطرح می کند به هر حال دادگاه در تاریخ ۱۳۹۳/۷/۵ با اعلام ختم رسیدگی به شرح زیر مبادرت به صدور رأی می نماید: در این پرونده وکلای دادگستری آقایان ۱- ف. الف. ۲- س. الف. به وکالت از آقایان و خانمها ۱- ج. ۲- م. ۳- ام.ع. ا. ۵- م.۶- م. همگی ذ. فرزندان غ. ۷- ف.۸- س. ۹- م. ۱۰- ج.۱۱- ف. همگی ر. دادخواستی به طرفیت آقای م. ذ. فرزند غ. به خواسته صدور حکم حجر مورث مرحوم غ. ذ. از تاریخ ۱۳۸۴/۱/۱۵ تقدیم و خوانده منکر ادعای خواهانها شده اند با ارجاع امر به پزشک قانونی و لحاظ سوابق پزشکی متوفی در اتخاذ تصمیم راجع به موضوع ، نظریه واصله که مصون از تعرض از سوی متداعیین باقی مانده است حاکی است به رغم وجود درجاتی از اختلالات شناختی و حافظه از سال ۱۳۸۵ شمسی اظهار نظر قطعی مقدور نیست. دادگاه نظر به مراتب بالا و فقد کفایت ادله اثباتی خواهانها درخصوص مورد ادعا و استصحاب بقای هوشیاری متوفی از زمان مورد اعلام، به نظر ادعای خواهانها وارد نیست لذا با استناد به ماده ۱۹۷ ق.آئین دادرسی مدنی حکم به رد دعوی خواهانها را صادر و اعلام می دارد. رأی صادره ظرف ۲۰ روز از تاریخ ابلاغ قابل تجدیدنظر در محاکم محترم تجدیدنظر مرکز استان آذربایجان شرقی است. دادنامه به طرفین ابلاغ می شود و وکیل خواهانها در فرجه قانونی مبادرت به تجدیدنظرخواهی می کند. عمده استدلال مطروحه در لایحه تجدیدنظرخواهی تکرار مطالب قبلی و به خصوص تقاضای تحقیق از بستگان و مطلعین می باشد به هر حال پرونده به شعبه سیزدهم دادگاه تجدیدنظر استان آذربایجان شرقی ارجاع می شود و دادگاه مزبور در تاریخ ۱۳۹۳/۹/۹ پرونده را ملاحظه و قرار استماع شهادت شهود را صادر می کند و برای ۱۳۹۳/۱۰/۷ تعیین وقت می شود. که از تعدادی از شهود به نام ا.ف و م. ع.س و ن.ت تحقیق می شود و شهادت به حجرانی بودن حال وی در سالهای آخر عمر و عدم شناخت اطرافیان می دهند. وکیل خوانده اظهار می دارد این سه نفر اطلاع دقیق در مورد مرحوم ندارند. در صورتیکه پرونده شماره ۹۲۱۲۹ مطروحه در شعبه ۱۹ بازپرسی که منتهی به قرار منع پیگرد شده موضوع دلالت بر عدم حجر متوفی دارد. سپس از وکیل خواهانها سئوال می شود که یکی از خواهانها چند ماه قبل از فوت از مرحوم اخذ وکالت می نمایند اگر معتقد به حجر بودند چرا این اقدام را انجام می دهد. وی اظهار می دارد پدرم مریض بود توان انجام کارهای خود را نداشت من وکالت کاری گرفتم ضمناً تصویر برخی از مستندات پرونده مطروحه در شعبه ۱۹ از جمله گواهی پزشکی قانونی در تاریخ ۱۳۹۰/۴/۷ مبنی بر اینکه درخصوص غ. ذ. از وی معاینه روانپزشکی بعمل آمد و با پزشک معالج مشاوره شد به دلیل تحلیل نسوج مغزی دچار اختلالات شناختی گردیده و از لحاظ حقوقی می تواند در ردیف سفیه قرار گیرد و قادر به اداره امور مالی خود از این به بعد نمی باشد تاریخ دقیق شروع سفاهت به دلیل ماهیت مزمن و تدریجی اختلال مغزی مقدورنمی باشد. ضمناً دادگاه در تاریخ ۱۳۹۳/۱۱/۷ پرونده شعبه ۱۹ را بررسی و خلاصه آن را بررسی و در پرونده مندرج نموده اند که آقایان ا.و ج. ذ. به اتهام جعل و سوء استفاده از م. ذ. شکایت نموده اند ۱۳۹۰/۱۲/۹ و سپس بقیه وراث شکایت نموده اند و در مورد مشتکی عنهم قرار تأمین صادر شده و در شکایت تعدادی از شهود به سلامت عقلی مرحوم غ. ذ. در عین معامله و اینکه امضاء ها متعلق به خود ایشان است و سفید امضاء نیست شهادت داده اند و سپس قرار منع تعقیب صادر و با اعتراض شکایت پرونده در شعبه ۱۰۵ جزائی مطرح و قرار صادره تأیید شده است. در هر صورت دادگاه تجدیدنظر در تاریخ ۱۳۹۳/۱۱/۱۴ طی دادنامه شماره ۹۳۰۹۹۷۴۱۲۳۳۰۱۴۴۵ به شرح زیر مبادرت به صدور رأی می نماید: درخصوص تجدیدنظرخواهی آقایان و خانمها ۱- ج. ۲- م. ۳- ا.ع ۴- ا ۵- م. ۶- م. همگی ذ. و فرزند غ. ۷- ف. ز. فرزند ا. ۸- س.۹- م. فرزندان ج. ۱۰- ج. فرزند ح. ۱۱- ف. فرزند ج. و همگی ر.با وکالت آقایان ف. الف. و س. الف. وکلای پایه یک دادگستری به طرفیت آقای م. ذ. فرزند غ. با وکالت آقای الف. م.ت.ب. وکیل پایه یک دادگستری و خانم الف. ن.پ.ش. کارآموز وکالت پایه یک دادگستری از دادنامه شماره ۹۳۰۹۹۷۴۱۱۲۱۰۰۸۶۵ صادره در پرونده کلاسه ۹۲۱۱۹۳ شعبه محترم ۲۱ حقوقی دادگاه عمومی تبریز که به موجب آن حکم به رد دعوی تجدیدنظرخواه ها به خواسته صدور حکم حجر مورث طرفین مرحوم غ. ذ. از تاریخ ۱۳۸۴/۱/۱۵ صادر شده است با توجه به محتویات پرونده و مفاد دادخواست تجدیدنظرخواه ها و اظهارات محاکماتی طرفین و مدارک پزشکی تقدیمی تجدیدنظرخواه ها از صفحه ۸ تا ۱۶ پرونده و مفاد استشهادیه تقدیمی و اظهارات شهود تجدیدنظرخواه ها و مندرجات نظریات پزشکی قانونی صفحه ۳۶ و ۴۸ و عدم دفاع مؤثر تجدیدنظرخوانده و وکلای وی اعتراض معترضین را وارد و موجه تشخیص و مستنداً به مواد ۳۴۸ و ۳۵۸ قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی و مواد ۵۷، ۷۰ و ۷۱ قانون امور حسبی و مواد ۱۲۰۷، ۱۲۰۸ و ۱۲۱۴ قانون مدنی دادنامه معترض عنه را نقض و با لحاظ گواهی مورخ ۱۳۸۵/۲/۲۳ مندرج در صفحه ۱۴ پرونده حکم حجر مرحوم غ. ذ. را از تاریخ مذکور ( ۱۳۸۵/۲/۲۳ ) صادر و اعلام می نماید. در مورد تجدیدنظرخواهی تجدیدنظرخواه ها به طرفیت دادستان محترم شهرستان تبریز نظر به اینکه دادگاه محترم بدوی در این مورد در دادنامه معترض عنه نفیاً و اثباتاً اظهار نظر ننموده این دادگاه نیز به استناد ماده ۳۴۹ قانون آئین دادرسی مدنی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی در این خصوص مواجه با تکلیف نمی باشد این رأی ظرف بیست روز پس از ابلاغ قابل فرجام خواهی در دیوان عالی محترم کشور است. دادنامه مزبور به طرفین ابلاغ می شود. تاریخ ابلاغ به خواهانها ۱۳۹۳/۱۱/۲۱ می باشد وکیل آنان در تاریخ ۱۳۹۳/۱۲/۵ مبادرت به فرجام خواهی می نماید که پرونده به دیوان عالی کشور ارسال و به این شعبه ارجاع می شود. هیأت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش آقای علی رازینی عضوممیز و ملاحظه اوراق پرونده و نظریه کتبی آقای م. ارجمند دادیار دیوان عالی کشور اجمالاً مبنی بر رسیدگی به تقاضای تجدیدنظرخواهی و صدور رأی شرعی و قانونی مورد استدعاست. درخصوص دادنامه شماره ۹۳۰۹۹۷۴۱۲۳۳۰۱۴۴۵ تجدیدنظرخواسته مشاوره نموده چنین رأی می دهد:

رأی شعبه دیوان عالی کشور

با توجه به صراحت نظریه های پزشکی قانونی در مورد حجر ایشان در زمان چند ماه قبل از فوت و وجود تردید در حجر قبل از آن تاریخ در نظریات پزشکی قانونی و اینکه مرحوم غ. ذ. در دو سال قبل از فوت مراجعات حقوقی و اداری متعدد داشته و از جمله به برخی از خواهانها وکالت محضری در انجام برخی امور در زمان حدود چهار ماه قبل از فوت داده است و قبول وکالت توسط ایشان اقرار به عدم حجر متوفی در آن زمان می باشد بنابراین استدلال دادگاه بدوی ( شعبه ۲۱ حقوقی تبریز ) محکم و موجه می باشد و تنها مستند شعبه سیزدهم دادگاه تجدیدنظر در نقض این رأی گواهی پزشکی مندرج در صفحه ۱۴ است در صورتیکه مفاد آن گواهی مراجعه مرحوم به پزشک جهت معالجه بیماری آلزایمر می باشد در حالی که داشتن آلزایمر در حد مراجعه اولیه به پزشک مستلزم حجر و سفاهت نیست علیهذا فرجام خواهی خوانده وارد می باشد و رأی فرجامخواسته باستناد بند ۲ ماده ۳۷۱ آئین دادرسی مدنی نقض و پرونده جهت رسیدگی در شعبه دیگری از شعب دادگاه تجدیدنظر استان آذربایجان شرقی اعاده می شود.
شعبه ۴۱ دیوان عالی کشور- رئیس و مستشار و عضومعاون
علی رازینی - عبدالعلی ناصح - محسن یکتن خدایی
میانگین امتیاز: ۵.۰ از ۰ رای

دیدگاه‌ها

۰ + ۰ =