قابلیت استناد و اعتبار صلحنامه عادی
- عنوان
- قابلیت استناد و اعتبار صلحنامه عادی
- شماره دادنامه
- ۸۶۰۹۹۸۰۲۲۹۲۰۰۹۲۵
- تاریخ دادنامه
- ۱۳۹۴/۰۲/۲۹
- گروه رای
- حقوقی
- پیام
- با توجه به مقررات ثبتی و الزامی بودن ثبت هر گونه صلح نامه، صلح نامه عادی در مقام اثبات خواسته قابلیت استناد نداشته و مادام که بدواً مورد تنفیذ واقع نشده باشد واجد اعتبار و ارزش قانونی نیست.
- مستندات
- بند دوم ماده ۴۷ قانون ثبت اسناد و املاک-
رأی دادگاه بدوی
در خصوص دعوی خانم ز. الف. با وکالت ب. ر. و ح. ر. به طرفیت خانم ل. ر. اصالتاً و قیومتاً از به نام خانمها ی. و ن. ج. به خواسته الزام خواندگان به تنظیم سند رسمی صلح نسبت ۵-۶ از ۲ سهم مشاع از ۹ سهم ششدانگ یک دستگاه آپارتمان با پلاک ثبتی ... فرعی از ... اصلی بخش ۳ تهران به استثنای ... اعیانی به انضمام خسارات وارده نظر به گواهی حصر وراثت شماره ۷۱۰-۱۳۸۵/۲/۱۹ شبعه ... دادگاه عمومی حقوقی تهران مفاد وکالتنامه رسمی شماره ۷۱۱۵۲-۱۳۷۷/۲/۲۴ دفتر استنادی شماره ۸ تهران و مفاد صلحنامه عادی مورخ ۱۳۸۴/۵/۲۸ و اینکه خواندگان دعوی علیرغم ابلاغ وقت رسیدگی در جلسه دادگاه حاضر نگردیده و نسبت به دعوی و مستندات ابرازی ایراد و دفاعی به عمل نیاوردهاند. لذا در وضعیت فعلی دعوی خواهان را محمول بر صحت تلقی به استناد مواد ۱۰-۲۱۹ و ۲۲۰ قانون مدنی و مواد ۱۹۸ و ۵۱۹ قانون آئین دادرسی مدنی حکم به محکومیت خوانده ردیف ۱ اصالتاً و نیز قیومتاً از ناحیه خواندگان ردیف ۲ و ۳ به حضور در یکی از دفاتر اسناد رسمی تهران و تنظیم سند رسمی صلح ۶-۵ از ۲ سهم مشاع از ۹ سهم ششدانگ آپارتمان موصوف به غیر از ثمنیه اعیانی به نام خواهان و نیز پرداخت هزینه دادرسی و حقالوکاله وکلای خواهان بر مبنای تعرفه مربوطه در حق خواهان صادر و اعلام مینماید. رأی صادره غیابی و غیر قطعی میباشد و ظرف مدت ۲۰ روز پس از ابلاغ قابل واخواهی در همین دادگاه میباشد.رئیس شعبه سی ودوم دادگاه عمومی (حقوقی) تهران - عمادی
رأی دادگاه تجدیدنظر استان
تجدیدنظرخواهی مطروحه از ناحیه آقای م. ت. به وکالت از تجدیدنظرخواهانها ۱- خانم ل. ر. (اصالتاً) و قیومتا از طریق مشارالیها نسبت به خانمها ۲- ی. ج. و ۳- ن. ج. به طرفیت تجدیدنظر خوانده خانم ز. الف. (با این توضیح که در زمان طرح دعوی بدوی، تجدیدنظرخواه ردیف دوم صغیر بوده لیکن اکنون کبیر و شخصاً دارای اهلیت استیفاء قانونی بوده) و نسبت به دادنامه تجدیدنظرخواسته به شماره ۰۰۷۴۴ مورخ ۱۳۸۹/۱۰/۱۴ شعبه ۳۲ محترم دادگاه عمومی حقوقی تهران که در مقام رسیدگی به دعوی اعتراض مشارالیهم از دادنامه غیابی شماره ۰۱۳۰۸ مورخ ۱۳۸۷/۱۲/۲۰ همان مرجع که به صدور حکم بر محکومیت نامبردگان به تنظیم سند رسمی صلح ظاهراً پنج ششم از ۲ سهم مشاع از ۹ سهم ششدانگ یک دستگاه آپارتمان به شماره ثبتی ... فرعی از ... اصلی بخش ۳ تهران به غیر (به استثنای) ثمینه اعیانی به نام خواهان بدوی (تجدیدنظر خوانده) و با احتساب کلیه خسارات دادرسی و در حق مشارالیها اشعار داشته اصدار یافته و طی آن با رد دعوی اعتراض واخواهی مطروحه دادنامه معترضعنه واخواسته را عیناً تأیید نموده اشعار داشته مالاً وارد و موجه بوده و دادنامه در وضعیت اصداری قابلیت و استعداد تأیید و استواری را نداشته و به علت مباینت با موازین و مقررات قانونی و محتویات و مستندات پرونده، مستلزم نقض میباشد زیرا: اولاً - در ستون مربوطه به تعرفه خواسته موضوع دادخواست ۱۳۸۶/۱۰/۲۳ حاوی دعوی بدوی به نحو کاملاً مخدوشی و نسبت به سهم ادعائی از ۳ سهم مشاع از ۹ سهم ششدانگ آپارتمان موصوف مورد تقاضا واقع شده که وضعیت خواسته را در موقعیت نارسائی قرار داده و علاوه از آن نیز در متن دادخواست مرقوم و پس از تعرفه خواسته بدواً و صرفاً محکومیت خواندگان به تنظیم سند رسمی انتقال گردیده و سپس بدون هرگونه توضیح و تأیید و گواهی، واژه «صلح» به صورت خارج نویسی و خارج سطور اضافه و الحاق شده که به علت درج خارج از سطور و عدم تأیید و گواهی آن و نامعلوم بودن زمان و تاریخ اضافه نمودن واژه یاد شده اصولاً و از حیث شکلی خواسته با وضعیت نارسائی مواجه گردیده ثانیاً مطابق مقررات قانونی موضوع بند دوم ذیل ماده ۴۷ قانون ثبت اسناد و املاک کشور و بدون تردید در محل وقوع آپارتمان یاد شده (تهران)، ثبت هرگونه صلحنامه الزامی و اجباری بوده و از آنجا که تنها مستند دعوی بدوی خواهان مربوطه یک برگ صلحنامه عادی تایپ شده مورخ ۱۳۸۴/۵/۲۸ بوده که به علت عدم ثبت رسمی قبلی و در وضعیت عادی، قابلیت استناد نداشته و مادام که بدواً مورد تنفیذ واقع نشده باشد واجد اعتبار و ارزش قانونی و در مقام اثبات خواسته را نداشته به ویژه آنکه به صورت تایپ شده تنظیم و تاریخ آن حدود ۴ ماه قبل از فوت مرحوم س.ح. ج. درج شده و علیرغم ادعای جعل نسبت به تاریخ یاد شده و نظریه هیات سه نفرهی کارشناسی مندرج در برگ ۵۱ پرونده از حیث آنکه به علت محدودیتهای فنی تعیین تاریخ دقیق و صحیح صلحنامه یاد شده را ممکن و میسر ندانسته و علیرغم تقاضای وکیل واخواهانها (خواندگان بدوی) در ارجاع مراتب به منظور تشخیص موضوع یاد شده و به آزمایشگاه جنائی اداره کل تشخیص هویت ناجا، موضوع نفیاً یا اثباتاً مورد اتخاذ تصمیم واقع نشده و انجام کارشناسی موضوع قرار اصداری ۱۳۸۹/۶/۳ مندرج در برگ ۴۱ پرونده عقیم و بلانتیجه باقی مانده که از نارسائیهای عمده رسیدگی ماضی محسوب شده ثالثاً از آنجا که مطابق وکالتنامه تفویضی به شماره ۷۱۱۵۲ مورخ ۱۳۷۷/۲/۲۴ دفتر اسناد رسمی تهران که از سوی مرحوم س.ح. ج. به برادرش آقای س. ع. ج. تفویض گردیده و پس از فوت مرحوم یاد شده مرتفع گردیده و قابلیت اجرائی نداشته صلحنامه مستند دعوی وکالتاً با قید تاریخ ۱۳۸۴/۵/۲۸ تنظیم شده که مستلزم تأیید و تنفیذ بوده و در ما نحن فیه چنین اقدامی نسبت به آن انجام نشده، بناء علیهذا و با عنایت به مراتب معنونه مبینه مارالذکر، دادگاه با قبول و پذیرش تجدیدنظرخواهی مطروحه مستنداً به ماده ۳۵۸ قانون آئین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی و رعایت ماده ۳۵۶ ناظر به مواد ۲،۳ و بندهای ۷،۸ ذیل ماده ۸۴ و مواد ۸۹، ۳۰۵ و ۳۰۸ قانون پیشگفته ضمن نقض دادنامه تجدیدنظر خواسته، در نتیجه نیز با قبول و پذیرش دعوی اعتراض واخواهی واخواهانها ضمن نقض دادنامه معترضعنه واخواسته به شماره ۰۱۳۰۸ مورخ ۱۳۸۷/۱۲/۲۰ در نتیجه قرار رد (عدم استماع) دعوی خواهان بدوی خانم ز. الف. را صادر و اعلام میدارد. رأی دادگاه قطعی است.رئیس و مستشار شعبه ۲۵ دادگاه تجدیدنظر استان تهران
محمدرضا طاهری - جعفر افراشی
میانگین امتیاز: ۵.۰ از ۰ رای