رای وحدت رویه شماره ۷۴ مورخ ۱۳۸۴/۰۲/۲۵ هیات عمومی دیوان عدالت اداری
شماره دادنامه: ۷۴
تاریخ رای: ۱۳۸۴/۰۲/۲۵
کلاسه پرونده: ۹۷۹/۸۲
شاکی: آقای علیاکبر لیاقی
موضوع: اعلام تعارض آراء صادره از شعب ۲، ۴، ۶ تجدیدنظر دیوان عدالت اداری
مقدمه:الف-۱- شعبه ۱۱ در رسیدگی به پرونده کلاسه ۷۹/۱۳۸۷ موضوع شکایت آقای علیاکبر لیاقی به طرفیت سازمان تامین اجتماعی به خواسته الزام طرف شکایت به پرداخت مستمری بیمه بیکاری به شرح دادنامه شماره ۱۰۵۸ مورخ ۱۳۸۱/۰۷/۱۴ چنین رای صادر نموده است، با عنایت به اینکه در خصوص بازخرید خدمت شاکی بنا به درخواست و اختیار شخص وی مستندی ارائه و ابراز و اقامه نگردیده علیهذا شکایت مطروحه محمول بر صحت تشخیص و مستنداً به ماده ۲ و ۳ قانون بیمه بیکاری حکم به ورود شکایت و الزام سازمان به پرداخت مستمری بیمه بیکاری شاکی صادر میگردد.الف-۲- شعبه ۶ تجدیدنظر در رسیدگی به پرونده کلاسه ت۶/۸۱/۱۱۶۰ موضوع تقاضای تجدیدنظر سازمان تامین اجتماعی به خواسته تجدیدنظر در دادنامه شماره ۱۰۵۸ مورخ ۱۳۸۱/۰۷/۱۴ شعبه ۱۱ دیوان در پرونده کلاسه ۷۹/۱۳۸۷ به شرح دادنامه شماره ۷۳۱ مورخ ۱۳۸۲/۰۷/۲۲ چنین رای صادر نموده است.اعتراض وارد به نظر میرسد زیرا مفاد نامه شماره ۴۸۴/۱/۱۵۰۰/م مورخ ۱۳۷۹/۰۷/۲۶ مدیرکل اداره کار و امور اجتماعی استان تهران حاکی از آن است که با بررسیهای به عمل آمده و مدارک موجوده و همچنین اقرار پرسنل شرکت پخش چمشید قبل از تنظیم درخواست در اداره کار مستقیماً با کارفرما تسویه حساب نموده و بازخرید خدمت شدهاند لذا امکان استفاده کارگران مذکور از مزایای بیمه بیکاری میسر نخواهد بود و با این وصف در کیفیت اقدامات مشتکیعنه مبنی بر قطع مستمری بیکاری شاکی مغایرتی با ضوابط قانونی مشاهده نمیگردد.بنابراین دادنامه معترضعلیه به لحاظ ورود خدشه به آن مستحق نقض خواهد بود. نتیجتاً با اعلام ورود اعتراض و تجدیدنظر خواهی و ضمن نقض دادنامه مذکور شکایت و اعتراض تجدیدنظر خوانده غیر وارد بوده و حکم به رد آن صادر میگردد.ب-۱- شعبه ۲۰ در رسیدگی به پرونده کلاسه ۷۹/۱۳۷۹ موضوع شکایت آقای علیرضا حاجحسینی به طرفیت سازمان تامین اجتماعی شعبه ۳ تهران به خواسته، برقراری بیمه بیکاری و اعاده به کار به شرح دادنامه شماره ۳۲۰ مورخ ۱۳۸۰/۰۳/۰۹ چنین رای صادر نموده است.شاکی مدعی است از تاریخ ۱۳۷۸/۰۹/۰۷ از محل کار خود اخراج شده است و به همین، علت به اداره کار مراجعه و اداره کار با صدور رای مقتضی و پذیرش بیکاری وی و به دلیل عدم اراده کارگر در بیکاری خود شاکی را به سازمان تامین اجتماعی جهت برقراری بیمه بیکاری معرفی نموده است و چند ماه نیز مستمری بیمه بیکاری دریافت کرده است. اما سازمان تامین اجتماعی با تمسک به نامه اخیر سازمان به اداره کار و پاسخ اداره کار استان تهران تحت شماره ۴۸/۱-۱۵۰۰م مورخ ۱۳۷۹/۰۷/۲۶ مستمری بیمه بیکاری شاکی را به دلیل قبول تسویه حساب و بازخریدی با محل کارگاه سابق قطع نموده است.شکایت شاکی به دلیل عدم وجود مدارک و دلیل و بینهای که حکایت کند بیکاری وی ناشی از توافق با کارفرما بوده وارد است چون مدرکی در زمینه بازخریدی وی وجود ندارد و شاکی به دلیل اینکه خود را اخراج شده اعلام کرده و به اداره کار شکایت کرده است و اداره کار به این دلیل نامهای برای برقراری مستمری بیمه بیکاری و پس از صدور رای به سازمان طرف شکایت ارسال داشته است. با توجه به رای اداره کار و امور اجتماعی تهران و متن حکم برکناری شاکی شکایت به نظر وارد بوده و حکم به ورود شکایت شاکی صادر میگردد.ب-۲- شعبه ۲ تجدیدنظر در رسیدگی به پرونده کلاسه ت۲/۸۰/۶۳۳ موضوع تقاضای تجدیدنظر سازمان تامین اجتماعی تهران بزرگ به خواسته تجدیدنظر در دادنامه شماره ۳۶۰ مورخ ۱۳۸۰/۰۳/۰۹ شعبه ۲۰ دیوان به شرح دادنامه شماره ۴۹۹مورخ ۱۳۸۱/۰۴/۲۶ چنین رای صادر نموده است.نظر به اینکه تجدیدنظر خوانده کارگر بیمه شده شرکت پخش جمشید عضو گروه صنعتی کفش بلا وابسته به بانک ملی ایران بوده و به لحاظ تعطیلی مکان کار بازخرید گردیده است و نتیجتاً بیکاری در مهلت یک ماهه مقرر در ماده ۷ آییننامه اجرایی قانون بیمه بیکاری و ارائه آن به واحد کار و امور اجتماعی محل در واقع با توجه به تبصره ۲ ماده ۷ آییننامه فوق الذکر آمادگی خود را برای انجام کار مشابه آن اعلام نموده است و از طرفی با توجه به مدت پرداخت حق بیمه قبل از بیکار شدن و اعلام مراتب ظرف مهلت مقرر به واحد کار و امور اجتماعی واجد شرایط مقرر در ماده ۶ قانون بیمه بیکاری بوده و بر این اساس چند ماهی از مستمری بیمه بیکاری بهرهمند بوده است. علیهذا دادنامه معترضعنه خالی از اشکال تشخیص و با رد تجدیدنظر خواهی دادنامه پیش گفته عیناً تایید و استوار میگردد.ج-۱- شعبه ۲۱ دیوان در رسیدگی به پرونده کلاسه ۷۹/۱۳۵۰ موضوع شکایت آقای صفر نجدامینی به طرفیت سازمان تامین اجتماعی به خواسته پرداخت حقوق بیمه بیکاری به شرح دادنامه شماره ۲۴ مورخ ۱۳۸۱/۰۱/۰۸ چنین رای صادر نموده است، نظر به اینکه اداره کار و خدمات اشتغال شهرری شخص شاکی را به اعتبار اشتغال در شرکت پخش جمشید از تاریخ ۱۳۷۸/۱۲/۰۱ بیکار شناخته و جهت دریافت مقرری بیمه بیکاری به شعبه سوم تامین اجتماعی تهران معرفی نموده و شعبه مذکور نیز پس از برقراری و ایجاد حق مکتسب مقرری مذکور را تا تاریخ ۱۳۷۹/۰۳/۳۱ پرداخت نموده است لذا قطع آن را با وجود استحقاق شاکی موجه تشخیص نداده با استناد به بند الف ماده ۷ قانون بیمه بیکاری و آییننامه اجرایی آن حکم به ورود شکایت صادر میگردد.ج-۲- شعبه ۲ تجدیدنظر در رسیدگی به پرونده کلاسه ت۲/۸۱/۲۷۱ موضوع تقاضای تجدیدنظر سازمان تامین اجتماعی به خواسته تجدیدنظر در دادنامه شماره ۲۴ مورخ ۱۳۸۱/۰۱/۰۸ شعبه ۲۱ در پرونده کلاسه ۷۹/۱۳۵۰ به شرح دادنامه شماره ۸۲۷ مورخ ۱۳۸۲/۰۶/۲۹ دادنامه تجدیدنظر خواسته را خالی از اشکال تشخیص و با رد اعتراض تایید نموده است.د-۱- شعبه ۱۹ در رسیدگی به پرونده کلاسه ۷۹/۱۳۴۶ موضوع شکایت سهراب امیریفغانی به طرفیت سازمان تامین اجتماعی شعبه ۳ تهران به خواسته برقراری مقرری بیمه بیکاری به شرح دادنامه شماره ۲۵۴ مورخ /۲/۱۳۸۰ چنین رای صادر نموده است، با عنایت به اینکه اولاً هیات تشخیص اداره کار در رای مورخ ۱۳۷۹/۰۱/۲۰ اخراج کارگر را به دلیل تعطیلی محل کار دانسته که میل و اراده کارگر در آن دخالتی نداشته ثانیاً توافق اشاره شده بین کارگر و کارفرما در رای هیات تشخیص موصوف در رابطه با سنوات خدمت بوده آنهم پس از اخراج میباشد، بنابهمراتب حکم به ورود شکایت شاکی صادر میگردد.د-۲- شعبه ۴ تجدیدنظر در رسیدگی به پرونده کلاسه ت۴/۸۰/۴۳۷ موضوع تقاضای تجدیدنظر سازمان تامین اجتماعی به خواسته تجدیدنظر در دادنامه شماره ۲۵۴ مورخ ۱۳۸۰/۰۲/۱۸ صادره از شعبه ۱۹ دیوان به شرح دادنامه شماره ۱۷۰۷ مورخ ۱۳۸۱/۱۱/۰۷ با رد تجدیدنظر خواهی دادنامه بدوی را تایید و استوار نموده است.ه--۱- شعبه ۴ تجدیدنظر در رسیدگی به پرونده کلاسه ۷۹/۱۶۷۳ موضوع شکایت آقای حبیبالله آهنگر به طرفیت سازمان تامین اجتماعی شماره ۳ تهران به خواسته پرداخت حقوق بیمه بیکاری به شرح دادنامه شماره ۲۴۸ مورخ ۱۳۸۰/۰۲/۲۵ چنین رای صادر نموده است، ملاحظه مستندات ابرازی شاکی منجمله نامه شماره ۱۵۸۷-۲۱۱-۱۲۱ مورخ ۱۳۷۸/۰۸/۳۰ شرکت پخش جمشید که میرساند اخراج مشارالیه ارادی نبوده و تسویه حساب پس از تعطیل شرکت نمیتواند دلیلی بر ارادی بودن باشد در مانحن فیه شکایت موجه تشخیص با رد ادعای سازمان موصوف مستنداً به ماده ۴ قانون تامین اجتماعی و تبصره ۲ مرقوم در ذیل شکوائیه و رای شماره ۷۷/۱۸۳ هیات عمومی دیوان عدالت اداری حکم به ورود شکایت له شاکی صادر و اعلام میگردد.ه--۲- شعبه ۴ تجدیدنظر در رسیدگی به پرونده کلاسه ت۴/۸۰/۵۳۶ موضوع تقاضای تجدیدنظر سازمان تامین اجتماعی اداره کل تهران بزرگ به خواسته تجدیدنظر در دادنامه شماره ۲۴۸ مورخ ۱۳۸۰/۰۲/۲۵ صادره از شعبه ۴ دیوان به شرح دادنامه شماره ۱۵۹۰ مورخ ۱۳۸۱/۱۰/۱۱ با رد تجدیدنظرخواهی دادنامه بدوی را عیناً تایید و استوار نموده است.هیات عمومی دیوان عدالت اداری در تاریخ فوق با حضور روسای شعب بدوی و روسا و مستشاران شعب تجدیدنظر تشکیل و پس از بحث و بررسی و انجام مشاوره با اکثریت آراء به شرح آتی مبادرت به صدور رای مینماید.
رای هیات عمومی
حکم مقرر در ماده ۲ قانون بیمه بیکاری مصوب شهریور سال ۱۳۶۹ در تعریف کارگر بیکار مصرح است به اینکه بیکار بیمه شدهای است که بدون میل و اراده بیکار شده و آماده کار باشد. بنابراین در صورت تعطیل محل کار و عدم امکان ادامه کار بیمه شده به علل و جهاتی که خارج از قلمرو اراده و اختیار اوست استحقاق برخورداری از مقرری حق بیمه را به عنوان یکی از حمایتهای تامین اجتماعی بر اساس ماده ۳ قانون مزبور با رعایت سایر شرایط مربوط دارد و مجرد توافق بیمه شده بیکار با کارفرما در مقام دریافت حقوق و مطالبات قانونی خود را بر اساس هیچ یک از دلالات منطقی مبین موافقت او با قطع رابطه همکاری نیست و ظهور در تاثیر اراده و اختیار وی در امر بیکار شدن ندارد.بنابه جهات فوق الذکر دادنامههای شماره ۴۹۹ مورخ ۱۳۸۱/۰۴/۲۶ و ۸۲۷ مورخ ۱۳۸۲/۰۶/۲۹ شعبه ۲ تجدیدنظر و دادنامههای شماره ۱۵۹۰ مورخ ۱۳۸۱/۱۰/۱۱ و ۱۷۰۷ مورخ ۱۳۸۱/۱۱/۰۷ شعبه ۴ تجدیدنظر دیوان در حدی که مبین این معنی است موافق اصول و موازین قانونی تشخیص داده میشود. این رای به استناد قسمت اخیر ماده ۲۰ اصلاحی قانون دیوان عدالت اداری در موارد مشابه برای شعب دیوان و سایر مراجع ذیربط لازمالاتباع است.
معاون قضایی دیوان عدالت اداری - مقدسیفرد