عدم شکایت اولیاء دم در قتل عمدی

عنوان
عدم شکایت اولیاء دم در قتل عمدی
شماره دادنامه
۸۸۰۹۹۸۳۴۵۳۳۰۰۰۹۸
تاریخ دادنامه
۱۳۹۴/۰۹/۲۵
گروه رای
کیفری
پیام
در بزه قتل عمد،عدم شکایت اولیاء دم از متهم،به منزله اسقاط حق قصاص توسط آنان نبوده و اقدام دادگاه در صدور حکم صرفاً به مجازات تعزیری جهت اعمال جنبه عمومی قتل عمد،فاقد وجاهت قانونی است.

رأی خلاصه جریان پرونده

به حکایت پرونده محاکماتی حاضر مورخه ۱۳۸۸/۴/۱۱ شخصی به نام ع. ۱۹ ساله با تماس با مرکز پلیس ۱۱۰ بخش ر. جسدی زیر پل نرسیده به ک. بالای روستای چ. افتاده است با حضور مأمورین صورت پر خون خشک شده بوده و یک برگ کاغذ نوشته شده دور و برش پیدا شده به نام م. روی آن نوشته من به خاطر جنبه ناموسی م. را کشتم چون به ناموس من تجاوز کرده بود احتمالاً بر اثر زدن ضربات سنگ به سرش کشته شده چند سنگ بزرگ خونی هم آنجا بوده است جسد متعلق به جوانی حدود بیست ساله بوده است. و دور گردن وی یک دستمال یزدی که گره آن پشت بوده و احتمال خفگی هم داده شده است که خفگی باید قبل از اصابت سنگ‌ها باشد و یک علامت (N.A) دور گردن وی بوده علامت انجمن معتادان گمنام نامبرده اظهار کرده با موتورسیکلت رفتم برای کشت و زرع پیش پدرم موتور را زیر درخت پارک کردم صدای ناله شنیدم هر چه نگاه کردم چیزی ندیدم فرزند ق. م. ی نزد ما آمد اظهار داشت جسد زیر پل پیدا شده من هم سریعاً موضوع را با گوشی همراه به ۱۱۰ گزارش کردم. (صفحه ۱ الی ۱۰ پرونده) چوپانی که با مادرش گوسفندان را برای چرا آورده بود به ما اطلاع داد م. ص. (پ.) (صفحه ۲۳ پرونده) از ر. م. ی س. هم تحقیق شده گفته گوسفندان را به طرف مزرعه می‌بردم دیدم گوسفندان از زیر پل رم کردند متوجه جسد شدم از کنار جسد رد شدم صوتش خونی بود خون‌ها تازه بودند. ترسیدم فرار کردم. (صفحه ۲۴ پرونده) مورخه ۱۳۸۸/۴/۱۳ دو نفر به نام‌های ۱ـ م. و. افسر نیروی انتظامی و پ. ن.ن. مطلع شده‌اند جسدی کشف شده و مراجعه با دیدن فیلم صحنه اظهار داشتند که جسد متعلق به برادرشان به نام م. ن.ن. است که دو سه روز است که مفقود شده است و تحت نظر انجمن معتادان گمنام هم بوده است (صفحه ۲۵) جسد را در پزشکی قانونی رؤیت و تأیید کرده‌اند که همان برادرشان م. است. پدرش به نام الف. ن.ن. گفته مادرش گفته چهارشنبه ۱۳۸۸/۴/۱۰ ساعت ۸ شب به تنهایی از منزل خارج گفته می‌روم سر فلکه و برمی‌گردم گاهی می‌شد با دوستانش یک هفته هم غیبت داشت می‌رفت و می‌آمد فعلاً ترک کرده بود و اعتیاد نداشت به مادرش گفته دوستانم زنگ زده‌اند می‌روم و برمی‌گردم خط تلفن ... در مورد نامه گفته من اصلاً خبری ندارم ـ احتمال قوی تهمت است چون بچه‌ام اهل این مسئله نبود بچه پاکی بود. و چند نفر را که به کلاس (...) می‌رفتند نام برده است. ا.ا. با هم بحث و دعوا کرده بودند. از م. و. و چند نفر دیگر تحقیق به عمل آمده است و اظهاراتی را ذکر کرده‌اند خانم گ. الف.پ. (مادر مقتول) گفته پسرم ساعت ۸:۳۰ شب چهارشنبه که به او تلفن زدند از خانه بیرون رفت پرسیدم کجا می‌روی گفت با دوستانم قرار است برویم جایی اسم دوستانش را گفت د. با ماشین م. م. قرار است برویم به تلفن همراه م. زنگ زدند تا سر کوچه دنبالش رفتم گفت دو نفر ایستاده‌اند بیا مرا از آن دو نفر رد کن یکی م. نفر دوم را نشناختم. در مورد نامه گفته ندیدم ولی م. و. که خود را برادر م. من خطاب می‌کرد شنیدم که به من می‌گفت فرزندت را می‌کشند دشمن دارد. (صفحه ۴۴ پرونده) نحوه ایجاد ارتباط فرزندش با م. و. را گفت ما دیوار به دیوار آگاهی بودیم پسرم با یک سرباز دوست بود م. و. به م. ن.ن. گفته چرا با غریبه‌ها دوست می‌شوی چرا با من که همشهری شما هستم دوست نمی‌شوی از اینجا دوستی آنها شروع شد و به خانه‌مان هم می‌آمد حتی اگر برای گردش یا زیارتی می‌رفتیم آقای و. همراه ما بود با م. فرزندم همیشه همراه بودند که به هم برادر می‌گفتند به من هم که می‌رسیدند مادر می‌گفتند : گفته م. و. می‌گفت دعا گرفتم پسرت زیاد عمر نمی‌کند خواستگاری نروید دعا را از میناب گرفته آنقدر با هم دوست بودند که شب‌ها را هم با هم بودند این آخری پسرم می‌گفت دعا کن م. و. بمیرد از او کناره می‌گرفت گفت اگر سراغم آمد بگو م. نیست. آقای و. به من گفت دیدی مادر چه شد م. از بین رفت دیدی گفتم م. کشته می‌شود دیدی خانه‌مان سوخت برادرم رفت چطور تنهایی بگردم گفتم مادر با ا. بگرد گفت او م. نمی‌شود گفت من در آگاهی بافت گفتم که و. برادر ناتنی ن. می‌باشد شما هم بگو که و. پسرم می‌باشد (صفحه ۴۶ پرونده) نسبت به م. م. و د. اعلام مظنونیت کرده‌اند. از م. م. س. تحقیق شده همچنین از د. ی. وی گفته چهارشنبه یک روز قبل از قتل وی م. و. با یک کارمند که نمی‌دانم کارمند کجا بود آمدند دیدارش برایش رانی ‌آوردند و کمپوت هلو برای من آوردند. وضعیت اخلاقی مقتول را گفته از نظر زیبایی چهره خوب بود و به همین دلیل دوستان زیادی داشت فردی مهربان و دوست‌داشتنی بود (صفحه ۵۸ پرونده) از م. و. تحقیق شده علت اینکه گفته برادر ناتنی من است را دوستی با خانواده‌اش بیان کرده است و در مورد دعا هم گفته یک بار یک فرد دوره‌گرد فال او را گرفته بود گفته بود عمرش کوتاه است من این را به مادرش گفتم از آقای م. م. س. تحقیق شده وی گفته حدود بیست تا ۲۵ روز پیش یک مورد به مدت ۷ الی ۸ شبانه روز مهمان من بود مادرش هم باخبر بود بعد از این مدت با ماشین خودم به درب منزلشان رساندم و از دیدار وی با دوستانش دیگرش توضیحاتی داده است (صفحه ۶۱ الی ۶۴ پرونده) از آقای م. و. تحقیق شده مجدداً اظهارات قبلی را تکرار کرده و گفته که من با پدر و مادرش طبق سوگندی که خورده‌ایم در همه جا اسم فرزند و برادری را با فرزندانش روی من گذاشته‌اند این که گفتم بخاطر این بود که به پرونده مأمورین آگاهی بافت به صورت ویژه رسیدگی کنند چون از همکاران من هستند و نحوه آشنایی با مقتول را توضیح داده است و گفته وی با دامادش به نام م. ج. اختلاف شدید داشتند و این مطلب را گفته که دوستی دارم به نام ا. که از قاچاقچیان مواد است و گفته به من پول می‌دهد تا پراید بخرم و روی ک. دامادمان را کم کنم. شکایت اولیاء‌دم به وی گفته شده در نیروی انتظامی گفته در قتل دخالتی نداشته‌ام و هیچ دلیلی برای این کار نمی‌بینم.(صفحه ۶۵ الی ۶۹ پرونده) مادر مقتول خانم گ. الف.پ. طی نامه‌ای غیررسمی نوشته از ع. ا. در رابطه با مظنونیت وی به دخالت در قتل فرزندش م. ن.ن. چون وی نقشی نداشته شکایتی ندارم.(صفحه ۷۰ پرونده)(صفحه ۷۱) رسماً گذشت کرده است با حضور در اداره آگاهی و در مورد اختلاف پسر و دامادش گفته همان اختلاف زناشویی که داماد و دخترم داشتند آقای و. پسرم را وادار می‌کرد که با جواهری دعوا کنند وسایل ضرب و شتم را هم آقای و. تحویل فرزندم م. می‌داد (تبر و قمه) بجز اختلاف خانوادگی جر و بحث با هم نداشتند.(صفحه ۷۳پرونده) در ادامه گفته م. و. حدود دو ماه و نیم پیش برخودم و فرزند م. ن. گفت من مقداری مواد مخدر برای یکی از اقوامم(عمو یا عموزاده) رد کرده‌ام قرار است مقداری پول مبلغ چهار یا شش میلیون تومان به من بدهد خبری از پول نشده گفتم پول‌ها را تحویل من بدهند آقای و. گفته که در هر رابطه‌ای که کسی را به آگاهی آوردند به شما معرفی می‌کنم شما پول‌ها را بگیرین کارش را درست می‌کنم. و بعد اینکه گفته بیا من یک قرص دارم بدهیم به م. جواهری بخورد بعد از اینکه از دنیا رفت من دختر شما را که ت. نام دارد را به عقد خودم دربیاورم شما چون وضع خوبی ندارید من تریاک می‌آورم می‌دهم به شما بفروشید و ... وافور و مقداری تریاک و چند فشنگ آورد داد به من.(صفحه ۷۳ پرونده) به م. و. بر اساس نیابت مشارکت در قتل عمدی تفهیم اتهام شده اظهار داشته قبول ندارم من هیچ اختلافی نداشتم و دو سال و نیم با نامبرده آشنا بودم در کنار اداره با من آشنا شد با هم مرقد امام رضا رفتیم با هم آشنا شدم ... آخرین بار به اتفاق یکی از همکاران آقای د. در کانون ... آب میوه برای نامبرده بردیم و آن را چهارراه م. پیاده کردیم (صفحه ۸۱ پرونده) از آقای د. ر. هم به عنوان متهم تحقیق شده بر اساس نیابت اتهام مشارکت در قتل عمدی را رد کرده و متهم توضیحاتی که داده است گفته مقتول گفته شخصی به نام ا. م. مزاحم بنده است آدرسش در ج. است (صفحه ۸۲ پرونده) و م. م. نیز اتهام را مردود دانسته و گفته کذب است آشنایی من با وی در انجمن معتادان گمنام اطلاع پیدا کردم نامبرده را در بافت به قتل رسانده‌اند در پل انداخته‌اند یک ماه با ایشان ارتباط داشتم قاتل را نمی‌شناسم (صفحه ۸۳ پرونده) د. ر. ـ م. م. و م. و. هر سه نفر با قرار بازداشت موقت بازداشت شده‌اند.(صفحات ۸۸ الی ۹۰ پرونده) ا. ن.ن. در تحقیقاتی که از وی شده است گفته آخرین بار۱۳۸۸/۴/۱۰ لباس‌هایش را آماده کرد به مادرم گفت که با دوستام می‌رم بیرون زود برمی‌گردم م. م. او را رساند خانه اما نمی‌دانم با چه کسی و با چه ماشینی رفت دقیقاً ساعت ۸/۴۵ بود در مورد رابطه‌اش با آقای و. با او داخل آگاهی می‌رفت او خانه ما می‌آمد آنجا می‌خوابید با او به خانه‌اش می‌رفت او م. ن. را همه جا می‌برد حتی خانه خاله، عمه ... هر پنجشنبه با ماشین به س. و د. می‌رفتند وقتی با م. قهر می‌کردند و صلح می‌کردند این آخری حدود سه هفته قبل از ماجرا که با م. قهر بود به من زنگ زد با ماشین دولت پیکان سواری مواد مخدر من را سوار کرد به روستایشان رفتیم در راه به من می‌گفت که م. با من قهر کرده تو باید جای م. ن. را بگیری می‌گفت ما دست برادری دادیم هر موقع تریاک کشیدیم قسم بخور به هیچ کس حتی پدر و مادرت نگو می‌گفت شاید بزرگ‌ترین گناه را بکنیم تو نباید به کسی چیزی بگی من به تو لباس و هر چیزی بخواهی می‌خرم یک روز من و م. خانه و. رفتیم و. به من گفت م. ن. همیشه کنار من می‌خوابد تو بیا امشب کنار من بخواب تا زورش بدهد (بیاید) شب بود که م. و. شلوارش را فقط درآورد و دست به آلت تناسلی من می‌گرفت. و راجع به کندن زمین و گذاشتن کلت کمری داخل پارچه با چند فشنگ گفته است پارچه را درآورد و به من گفت چند تا عکس با کلت از من بگیر ... یک هفته بعد و. به من گفت م. دوست ناباب دارد می‌خواهم گوشیش را بردارم که دوستانش به او زنگ نزنند من هم گول خوردم گوشی را از داخل خانه برداشتم به ولایت دادم چون داخل گوشی فیلم و عکس از و. بود که لخت بود م. ن. هم لخت بود ... به من می‌گفت حتی شاید بزرگترین گناه هم کنیم حتی زنا یا شاید با دختری گناه کنیم تو باید به من دست برادری بدهی که به کسی چیزی نگویی ... م. و. با زنش قهر بود همه‌اش خانه ما بود خانه‌ ما می‌خوابید به مادر گفت ا. (خواهرم) را بیار که اگر زنم را طلاق دهم زن من شود مادرم هیچی نگفت گفت که برو با زنت صلح کن مردم حرف درست می‌کنند که تو همیشه خانه ما می‌خوابی تعدادی از دوستان دیگر برادرش را نام برده است.(صفحه ۱۰۵) برگ معاینه جسد (صفحه ۱۰۶ پرونده) تاریخ معاینه ۱۳۸۸/۴/۱۱ و ۱۳۸۸/۴/۱۴ در صحنه و در محل پزشکی قانونی زمان فوت را حدود ۶ الی ۱۲ ساعت قبل از معاینه گزارش کرده‌اند در سر و صورت شکستگی و پارگی وجود داشته خونریزی وسیع از ناحیه بینی دهان و گوشی داشته زبان بین دندان‌ها قرار داشت ... در معاینه گردن دستمال یزدی کوچکی محکم به گردن بسته شده بود که گره آن در پشت گردن قرار داشت پس از باز کردن دستمال از گردن شیار گردن به صورت عرضی از ناحیه گردن مشاهده شد که عرض حدود یک سانتی‌متر و عمقی حدود دو الی سه سانتی‌متر داشت در ناحیه سمت راست کبودی و خراشیدگی کوچکی در بستر شیار مشاهده شد شکستگی استخوان لامی و غضروف‌های حنجره مشاهده نشد. مهره‌های گردن طبیعی بود ... علت مرگ را پس از آزمایشات از نمونه‌های حلف و حنجره و آسیب شناسی اعلام خواهند کرد.(صفحه ۱۰۶ پرونده) ضمناً در زیر پوست گردن خونمردگی مشاهده نشد در اطراف عضلات حلق و حنجره بجز خونمردگی کوچک ناحیه سمت راست نکته خاص دیگری مشاهده نشد. برای تکه کاغذ مکشوفه از جسد دستور استکتاب و اخذ نمونه خط از متهمان و مقایسه با نوشته مکشوفه خواسته شده است. آقای م. و. در خصوص اظهارات آقای ا. ن. اینکه گفته گوشی را از م. نصیری بردارد و به او بدهد صحت اظهارات او را تأیید کرده است گفته دو فایل فیلم مبتذل را از گوشی او پاک کردم قبول دارم اما اسلحه را من قبول ندارم از اسلحه خبر ندارم زمان اطلاع از وقوع قتل من در اداره چگونه احتمال دادم که مقتول همان م. ن. است چون روز قبل یعنی جمعه من به اتفاق مادر م. با آب میوه و مقداری رانی به درب کانون مراجعه کردیم یکی از بچه‌های کانون گفت مدتی است به اینجا نیامده و یکی از کارمندان همان کانون زنگ می‌زد و دنبال وی می‌گشت که باعث دلشوره مادرش و من شده بود آمدم و مادرش را به منزل رساندم و رفتم خانه و اظهارات مادر مقتول به پیشنهاد قتل دامادش م. ج. گفته قبول ندارم کاملاً‌ کذب است و توضیحاتی داده است(صفحه ۱۳۱ الی ۱۳۳)از م. م. س. نیز تحقیق شده است او گفته هیچ قراری با مقتول نداشته‌اند و اظهارات خانواده مقتول را کذب دانسته است.(صفحه ۱۳۴ و ۱۳۵) . از آقای د. ر. هم تحقیق شده است گفته ... روز جمعه بعد از قتل که هنوز ظاهراً جسد کشف نشده بود خانم گ. الف.پ. به کانون آمدند دیدم ولی م. و. همراهش نبود و زن همسایه ایشان همسر آقای د. ( الف. ) نام خانم را نمی‌دانم آنجا آمد حتی خانم د. گفت به شوهرم نگو اینجا آمدم ناراحت می‌شود مادر مقتول از من سؤال کرد من گفتم چهارشنبه همراه برادرش رفته مادر مقتول گفت این برادرش نبود. بچه‌ام را هم ایشان کشته است ببخشید اشتباه کردم جمعه نبود شنبه بود یعنی یک روز بعد بود.(صفحه ۱۳۶ پرونده) از چند نفر نام برده شده که در منزل شخصی به نام ع. ز. صحبت از م. ن.ن. بوده که م. و. می‌گفته م. ن.ن. دشمن زیاد دارد با این شرایط اگر پیش برود خودش را به کشتن می‌دهد همان موقع گوشی م. زنگ خورد که داشت پشت گوشی می‌گفت نگهش دارید آزادش ندهید تا خودم بیایم. ساعت ۷/۳۰ الی ۸ شب بود غیر از من آقایان ع. ز. ر. م. ح. ت. و ا. د. هم بودند وقتی من وارد خانه ع. ز. شدم صحبت م. ن.ن. در میان بود این اظهارات را آقای ج. پرونده فرزند ن. گفته است (صفحه ۱۴۰) گواه دیگر ح. م. هم گفته م. و. با یک سرباز نشسته بودند تا وارد خانه شدم م. و. به صاحبخانه چشمک زد گفت مشکلی نیست و صحبت را شروع کرد که آقای م. ن. به اندازه موهای سرش دشمن دارد خدا کند او را نکشند ما دائم مواظب او هستیم بنده گفتم چطور گفت همیشه و همه جا م. غیر از من زیاد با کسی ارتباط ندارد ما برادر هستیم در همین لحظه گوشی او زنگ خورد رفت لب پنجره صحبت کرد متوجه نشدم چه گفت.(صفحه ۱۴۱ پرونده) آقای ح. ت. نیز مطالب فوق را تکرار کرده است (صفحه ۱۴۲ پرونده) کارشناس خط صفحه ۱۴۳ الی ۱۶۱ پرونده. بررسی پرینت تلفن مقتول و دوستان ایشان از صفحه ۱۶۸ الی صفحه ۱۹۵پرونده آقای م. و. اظهار داشته شب پنجشنبه مقتول با من تماس داشت یادم نیست سه یا چهار مرتبه (صفحه ۱۹۷ پرونده) اظهارات قبل را مجدداً تکرار کرده است و راجع به اختلاف مقتول و م. ج. و ا. ک. مطالبی را ذکر کرده است (صفحه ۲۰۰ پرونده). آقای د. ر. (از کارکنان مرکز ترک اعتیاد) گفته صبح روز چهارشنبه تاریخ آن را نمی‌دانم م. و. با یکی از همکارانش آمد دنبال آن مرحوم و او را حدوداً ساعت ۱۱/۳۰ الی ۱۲ با خود بردند و صبح روز شنبه هفته بعد یعنی سه روز بعد آقای و. با من تماس گرفت و گفت که از م. خبر نداری گفتم خیر گفت جسدی در ر. کشف گردیده ماشین نداری بیایی برویم گفتم خیر تلفن را قطع کرد.(صفحه ۲۰۱ پرونده) مادر مقتول ۱۳۸۸/۷/۱۲ با مراجعه به بازپرسی (دادگاه بخش ر.) جانشین بازپرسی گفته آن شب دم درب بودم م. با فرزند با خودروی سفیدی آمد پیاده شد به من گفت زود لباس‌هایم را بشوی می‌خواهم بروم برادر ( و. ) گفته که لباس بلوچ مشکی بپوش وقتی بیرون رفت دنبال سر وی رفتم دیدم سوار خودرویی که آمده بود شد. راننده م. م. بود و داریوش هم داخل خودرو بود ... چند نفر عقب هم نشسته بودند ولی من ایشان را شناسایی نکردم حتی می‌گفت با کاکایم قرار است جایی برویم ... فامیل م. و. سراغ من می‌آمدند و اظهار می‌داشتند م. را ول کن تا زودتر قاتل شناسایی شود. (صفحه ۲۱۱ پرونده) طی صورت‌جلسه‌ای در حفاظت و اطلاعات ... بافت تذکرات لازم با توجه به رابطه زیاد آقای م. و. با مقتول قبل از قتل و ارتباط تلفنی وی یک روز قبل از قتل و کشف چند پلاک موتورسیکلت که به آقای و. نسبت داده شده که نسبت به اوراق موتورسیکلت‌ها اقدام کرده است و غیره باز مشارالیه منکر دخالت در قتل شده است (صفحه ۲۱۸ پرونده) . آقای ع. م. گفته روز چهارشنبه م. ن.ن. همراه دائی‌ام د. ر. و م. ج. (ص.) از ک. آمدند و. که اسم او را قبلاً شنیده بودم ولی خودش را ندیده بودم از بچه‌ها سؤال کردم گفتند برادر خوانده‌اش است با یک دستگاه اتومبیل پراید سبز رنگ دو نفر بودند م. و. بغل دست بود و آن دوستش پشت فرمان بود موقع پیاده شدن م. و. م. ن. (مقتول) را به دوستش معرفی کرد گفت این هم دوستمان م. و پیاده شدند آمدند داخل دوست و. شبیه خودش کمی بلند قدتر از ایشان بود ماشین پراید بود یشمی یا سبز رنگ بود. (صفحه ۲۱۹ پرونده) در مواجهه حضوری آقای م. و. منکر ادعای م. شده و گفته هیچ وقت با پراید هیچ رنگی به دیدار مقتول نرفته است (ملاقات) و کاملاً منکر اظهارات وی شده است (صفحه ۲۲۰ پرونده). آقای الف. ق. به عنوان گواه اظهار کرده از ش. ر. شنیده که گفته م. و. گفته قصد دارم م. ن. را از سر راهم بردارم و م. ن. این را به او گفته که بخاطر اینکه با خواهرش ازدواج کند ش. فرزند د. ر. است (صفحه ۲۲۳ پرونده) وی م. ر. معروف به ش. گفته شخصی به نام م. س. گفته ممکن است کار م. و. باشد. (صفحه ۲۳۴ پرونده) آقای م. ج. گفته چهارم (سه روز بعد از چهلم) روز دوشنبه ب. م. ی به من زنگ زد گفت فردی به نام ح. ا. ش. آمد نزد من به من گفت م. را با یک خودرو پراید هاچبک برده‌اند در ر. داخل باغ آشنایی یکی از ده سفلاتی‌ها و هر کاری کرده‌اند آنجا انجام داده‌اند گفت شخصی به نام ی. هم بوده است. من تحقیق کردم فهمیدم ایشان با و. اختلاف داشته حتی بد و بیراه می‌گفته سؤال کردم گفتند و. به سراغ وی می‌آمده و او را اذیت می‌کرده به همین لحاظ دشمنی با و. داشته است و توضیحاتی داده است در مورد ماشین و فردی به نام ش. گفته من با م. ن. بحثی نداشتیم اختلافی نداشتیم. از همان شب عروسی من او را ندیدم بخاطر کارهای و. من آنجا نمی‌رفتم حرف‌های خاله زنک بازی می‌زد من خوشم نمی‌آمد گفته آقای (ش.) را نمی‌شناسم تحقیق کردم اهل ده ... است نزدیک منزل و. است و. چند بار روی خانه ایشان رفته و ایشان را اذیت کرده است دلش از دست م. خون بوده است. (صفحه ۲۲۹ الی ۲۳۱) آقای م. م. ی ت. وکیل پایه یک دادگستری به وکالت از م. و. اعلام وکالت کرده است (صفحه ۲۳۹ پرونده) . ۱۳۸۸/۷/۲۸ در مواجهه حضوری معلوم شد فردی که ع. م. می‌گفت ۱۳۸۸/۴/۱۰ همراه و. بوده و همان ر. از پرسنل نیروی انتظامی ج. بوده است. (صفحه ۲۷۸ پرونده) از م. س. تحقیق شده و گفته قبلاً هم مدرسه‌ای بوده‌اند و با هم رفت و آمد به مدرسه می‌کردند اما بعداً با دیگران دوست شده و بیشتر با افراد بزرگتر از خودش می‌گشته و با م. و. دوست شده اخیراً شایعه شده که با زن م. و. رابطه داشته است (صفحه ۲۸۲ الی ۲۸۴ پرونده). گزارش کرده‌اند که ا. ش. معروف به ی. در منزل حضور نداشته و همسر و مادرش گفتند مدتی است برای کارگری رفته است. (مادر) و خانم .... (همسرش) (صفحه ۲۸۵ پرونده) از م. ج. تحقیق شده او گفته از ح. آقای ب. م. ی شوهر خاله مقتول شنیده که ی. ش. با پراید مشکی م. س. را با چند نفر دیگر کشته‌اند من به مادر همسرم گفتم که رفتند پیش آقای ش. با شوهرخواهرش ب. و پ. پسرش گفته بود شما این حرف را پخش نکنید من همان اصل کاری را می‌آورم داخل خانه شما که هنور خبری نشده. احتمال می‌دهم مقتول به ده ... رفته بود بچه‌های محل می‌گفتند او را همراه م. و. آنجا دیده‌اند (صفحه ۳۰۰ پرونده) از م. ج. و ا. شوهران خواهران مقتول تحقیق شده و منکر اختلاف با مقتول بوده و اظهاراتی را بیان کرده‌اند گفتند مادر مقتول معتقد است که م. و. کاری کرده که مقتول اطلاع پیدا کرده است و بخاطر اینکه برملا نشود او را کشته است. و از خود رد اتهام کرده و گفته‌اند قبول ندارند. آقای ا. اهل ب. گفته شخصی به نام مختاری راننده شهرداری گفته در روز حادثه به قنات م. با خانواده می‌رفتم یک پراید با چند سرنشین که قریبه بودند مال این منطقه نبودند برخورد کردم در حال درگیری داخل ماشین بودند صدای باند پخش بلند بود (م. س.) (صفحه ۳۳۱ پرونده) ا. س. مکانیک شهرداری اهل ب. مقیم ر. گفته روز قبل از فوت مرحوم ن.ن. با آقای غ. ج. پدر خانمم بودم در حال علف بری که یک دستگاه اتومبیل پراید یا یشمی رنگ و یا مشکی بود پنج نفر سرنشین داشت صدای باند را زیاد کرده بودند و سه نفر عقب با هم درگیر بودند یا شوخی می‌کردند چون صدای باند آن‌ها بلند بود صدای باندشان جلب توجه می‌کرد سرعت آن هم زیاد نبود. مجدداً از شوهرخواهر و خواهر مقتول تحقیق شده همان مطالب قبل را تکرار کرده‌اند و بعضی از متهمان دیگر نیز همان اظهارات گذشته را تکرار کرده‌اند ضمن توضیحاتی حرکات م. و. را مشکوک اعلام کرده‌اند خودش را به بی‌هوش زد چشمانش تکان می‌خورد د. ر. هم بدن برادرم را می‌بوسید. (صفحه ۳۵۹) پ. ن. گفته زمانی که با و. رفتیم به مسیر ب. می‌گرید و ناله می‌کرد و به صورت خود می‌زد من گفتم معلوم نیست که کجا می‌گرده (صفحه ۳۶۱ پرونده) همان زمان به او مشکوک شدم. پدر مقتول گفته هر چه هست زیر سر همین م. و. است چندین بار به ما گفته که بچه‌ات کشته می‌شود اگر با من نباشد او می‌کشند (صفحه ۳۶۲ پرونده) مادر مقتول هم ضمن تکرار مطالب قبلی گفته خودم دیدم که پسرم با م. و. لخت با هم خوابیدند او پسر پاکی نیست سرش را روی پاس من گذاشت که ما مادر و فرزندیم و فیلم مستجن به من نشان داد و دخترم ا. را هم دست زده بود آخرین بار هم دست‌پاچه آمد خانه روز چهارشنبه و گفت م. و. گفته پیراهن بلوچی بپوش پوشید رفت دنبالش رفتم تا میدان م. دیدم م. م. با د. ر. و چند نفر دیگر با یک ماشین به نظرم سفید بود سوار شد عقب ماشین و رفت دیدم با م. م. و د. ر. رفتند خیالم راحت شد برگشتم (صفحه ۳۶۳ الی ۳۶۶ پرونده) د. ر. دارای هفت فقره سابقه کیفری است (صفحه ۳۶۷ پرونده) ا. ک. ـ م. و. ـ م. م. فاقد پیشینه کیفری هستند (صفحه ۳۶۸ الی ۳۷۰) مورخه ۱۳۸۸/۸/۱۴ مواجهه حضوری فی مابین متهم م. و. و خانم گ. الف.پ. (مادر مقتول) و ا. ن.ن. (برادر مقتول) و خانم ا. ن.ن. (خواهر مقتول) مطالبی را که ذکر شد بیان کردند متهم گفته قبول ندارم و ا. گفته که وقتی از هئیت برگشتیم مرا بردی خانه و گفتی امشب بیا بغلم بخواب نصف شب بود تو روی من خوابیدی و با من لواط کردی متهم گفته تو به خانه من آمدی و خوابیدی ولی کاری نکردم صحت ندارد و مادر مقتول ... (صفحه ۳۷۱ الی ۳۷۲ پرونده) از م. و. تحقیق شده و معترف شده که اتومبیل پژو ۲۰۶ را از آقای م. س. فرزند ش. گرفتیم همراه س. ش. فرزند ش. رفتیم ر. م. برادر ا. نیز آمد منزل ز. شروع کردند با س. ش. تریاک کشیدن آمدیم جاده ج. م. ن. به من زنگ زد ساعت حدود ۱۱ شب بود گفت به من زنگ بزن زنگ زدم گفتم کجایی گفت میدان م. (من به م. گفتم لباس بلوچی بپوش و بیا گفت برای چی گفتم می‌خواهیم برویم ر. تا کسی نفهمد م. گفت برای چه من گفتم با ما بیا از ر. می‌خواهیم برویم ش. من با س. ش. رفتیم دنبال م. و او را سوار کردیم حدود ساعت ۱۲ الی ۱۱/۵ بود من راننده بودم م. جلوی ماشین نشسته بود و س. ش. عقب بود م. گردنبند ... به گردن داشت رنگ لباس بلوچی او مشکی بود حرکت کردیم به سمت ر. در جاده د. من به ه. زنگ زدم حدود ساعت ۲ بود گفتم ه. کجایی گفت من ر. گفتم غذا برای ما آماده کن ما داریم می‌آییم گفت چند نفرید گفتم سه نفر گفت خوب بیاید سر دو راهی سر بزن زنگ زدم دوباره به ه. گفت چرا نیامدید گفتم الآن می‌رسیم به زیارتگاه م. رسیدیم ایستادیم س. ش. گفت م. ن. موی دماغ تو شده من راحتت می‌کنم اول قرار بود که س. م. ن. را فقط بزند و ناکار کند وقتی که رسیدیم زیارتگاه س. عقب نشسته بود سیم گاز موتور را انداخت گردن م. گردن م. پایین افتاد از دهن م. خون آمد آن لحظه گریه کردم رفتم از ماشین پایین من به س. دستور ناقص کردن م. را داده بودم وقتی از ماشین پیاده شدم از دهن م. خون می‌آمد صحنه کثیفی بود وقتی برگشتم داخل ماشین م. بی‌حال شده بود س. گفت حرکت کن بردیم رفتیم تا به یک پل فکر می‌کنم قنات م. بود رسیدیم س. گفت نگه دار من ایستادم و س. پیاده شد رفت م. را از ماشین کشید پایین کمر م. را گرفت و م. را انداخت پایین پل به من گفت برو یک دور بزن نگهبانی بده کسی نیاد من آن اطراف چند بار رفتم و برگشتم ولی س. نیامد رفتم جلوتر از پل ایستادم ولی س. نیامده بود دور آخر را زدم س. آمد بالا گفت سریع برو ما حرکت کردیم چند کیلومتری که جلوتر رفتیم دیدم س. استفراغ کرد داخل ماشین گفتم چرا گفت با سنگ زدم توی سرش نامه را هم انداختم داخل جیبش نامه را هم خود ش. نوشته بود ... (صفحه ۳۷۳ الی ۳۷۶ پرونده) س. حدود ۲۲ سال سن داشت من با باباش دوست بودم شغل او معلم است هنوز مشغول به کار است معلم مدرسه ج. است نمی‌دانم کدام مدرسه بعد از قتل او را ندیدم ولی با من تماس گرفت یک یا دو روز بعد از قتل گفت خبری نشد ؟ فقط دهانت را قرص نگه دارد گفتم خط تلفن خود را عوض کن ادامه داده آمدم به طرف شهر ج. س. ش.ن. را سوار کردم آمدیم مقتول به من زنگ زد گفتم لباس بلوچی داری ... آمدیم به طرف ر. قبل از این س. با خط خودش شروع کرد به نامه‌ای که مسئله آن در خصوص مسئله ناموسی بود. آمدیم روستای د. من زنگ زدم به ه. مطالب بالا را دوباره تکرار کرده است دست نوشته را س. ش. نوشت من به او گفتم که بنویس و موضوع ناموسی را پیش بکش محل پ. را ق. می‌گویند. و دلیل اختلاف با م. ن.ن. را شکستن شیشه مغازه پدرش عنوان کرده است و اینکه فحش‌های رکیک می‌نوشت می‌داد به من می‌گفت دیگران نوشته‌اند قصد کشتن نداشتم س. ش. پیله می‌کرد که باید کشته شود (صفحه ۳۷۷ الی ۳۷۹ پرونده) صورت‌جلسه مورخه ۱۳۸۸/۸/۱۸ به امضاء دو نفر از کادر نیروی انتظامی که حکایت دارد مشارالیه که پس از اقرار و بازجویی از دستور واحد و سروان ن. گفته‌اند هنگام برگرداندن به بازداشتگاه گفتم کمکم کنید با خانواده مقتول صحبت کنید من همکار شما بوده‌ام خانه‌ام را می‌فروشم رضایت خانواده مقتول را بدست می‌آورم تو را به خدا کمکم کنید زن و بچه دارم تو رو به خدا به خانواده او نگویید که من اینکار را کرده‌ام مادرش اگر بفهمد مرا پاره می‌کند بگویید که الآن برای من مباشرت می‌زند یا معاونت تو رو خدا برای من کاری کنید همه چیز دیگر تمام شد به خدا من فقط می‌خواستم او را کتکی بزنیم او را بترسانیم چون او موی دماغ من شده بود من الآن دیگر به آخر خط رسیده‌ام من که همه چیز را برایتان تعریف کرده‌ام حالا نوبت شماست که به من کمک کنید در آخر دست استوار و. را گرفت به او گفت تو قسم بخور که به من کمک می‌کنی متهمان دیگر به نام‌های ا. ک. و د. ر. اظهار داشته شب گذشته مهم آقای م. و. (صفحه ۳۸۰ پرونده) هنگامی که به بازداشتگاه مراجعت نموده است اظهار می‌داشت من م. ن.ن. را کشته‌ام آیا مرا اعدام می‌کنند من زن و بچه دارم آیا به نظر شما مرا می‌کشند مراتب صورت‌جلسه و به امضاء س. ن. استوار و. و استوار ع. و دو نفر یاد شده رسیده است (صفحه ۳۸۱ پرونده) گزارش و توضیحاتی در خصوص پرینت تلفن‌های متهمان با مقتول در شب قبل از قتل و زمان کشف جسد (صفحات ۳۸۴ الی ۳۸۶ پرونده) با اعطاء نیابت قضایی و با حضور متهم م. و. به منزل متهم س. ش.ن. فرزند ش. مراجعه مشارالیه حضور نداشتند از بازرسی منزل وی دو حقه وافور و یک عدد انبر ـ دستگاه دریافت از ماهواره و غیره کشف و ضبط شده است خودش در منزل حضور نداشته است ـ م. س. و ع. ز. هم شناسایی و دستگیر شده‌اند از ع. ز. تحقیق شده و اینکه م. و. با شخصی که پسر ش. او را نامیده با هم به خانه او رفته‌اند و راجع به رفت و آمد به خانه مادر مقتول اینکه مادر مقتول م. ن.ن. به م. و. گفته حالا که به خانه من می‌آیی برو زنت را طلاق بده بیا تا من دخترم را به تو بدهم ... م. و. به من می‌گفت من این روزها اعصابم خورده تنها هستم گفتم برو فکر دنیا را نکن و. بخاطر اینکه به خانه گ. رفت و آمد داشت با زنش مشکل داشت ج. پرونده به من زنگ زد و خبر قتل م. ن.ن. را گفت، گفت خبر دارم م. ن.ن. را به قتل رسانده‌اند و کشته‌اند من زنگ زدم به و. گفتم قضیه چیه پشت تلفن داد می‌زد گفت نپرس م. را با وضع فجیعی کشته‌اند (صفحه ۳۹۷ و ۳۹۸) م.س. فرزند ش. گفته او آمد ماشین مرا گرفت یک نفر هم همراهش بود عکس شناسنامه س. ش. به رویت وی رسید گفت فرد همراه م. و. مسن‌تر بود عکس شناسنامه جوان است ولی می‌گفت پسر بزرگ ش. ش.ن. است (صفحه ۴۰۰ الی ۴۰۱ پرونده) از آقای س. ش.ن. تحقیق شده گفته مدت‌هاست که او را ندیده‌ام بعضی اوقات خودش با من تماس می‌گیرد. گفته من به اتهام قتل شخصی به نام ح. س. مدتی بازداشت بودم با م. و. آشنا شدم به خانه ما چند بار آمد نمی‌دانم با پسرم س. ارتباط داشته یا خیر اطلاعی ندارم. (صفحه ۴۰۲ و ۴۰۳) نزد بازپرس (معاون دادستان) مطالب فوق را تکرار کرده‌اند (صفحه ۴۰۷ الی ۴۱۰ پرونده) متهم م. و. مورخه ۱۳۸۸/۸/۲۵ نزد بازپرسی و ظاهراً به خواست خودش برای بیان حقیقت حاضر و گفته بنده اختلاف داشتم با مرحوم زیرا بنده با محبت‌هایی که به ایشان کرده بودم از جمله بردن به اماکن مقدسه نهایتاً ایشان اقدام به خیانت بر علیه بنده نمود قاتل فراری در ج. تحت تعقیب بود من همراه مأمورین آگاهی چندین بار به خانه او رفته بودیم ولی توفیفی حاصل نمی‌شد تا اینکه در مهر یا شهریور هشتاد و هفت یک روز م. ن.ن. با موتور آمد درب اداره و گفت گفت جایی برویم ... رفتیم وی داخل جنگل رفت یک دفعه چهار نفر که سه نفر سر و صورت خود را پوشیده بودند و یک نفر ک. ر. سر و صورت او باز بود با موهای بور و یک اسلحه کلاش گفتم چرا این کار را کرد گفت صبر کن پیاده شد رفت با ک. ر. روبوسی کرد ... وقتی م. رفت ک. ر. با لگد زد داخل شکم من و شروع به ضرب و شتم کرد من افتاده بودم روی زمین با اسلحه کلاش روی شقیقه من گذاشت مرا لخت کرد و به من تجاوز کرد وقتی ن.ن. آمد لباس پوشیدم و گریه می‌کردم مرا تهدید کرد شکایت نکنم پشت سر ن.ن. سوار شدم توی راه به او گفتم این چه خیانتی بود به من کردی زیر لب می‌خندید مرا پیاده کرد و رفت این کینه در دل من ماند فردای آن روز رفتم اسلحه کلاش را برداشتم هر جا که پاتوق ک. ر. بود رفتم موفق نشدم م. ن.ن. هر وقت مرا می‌دید با لبخند پر از تمسخر جواب می‌داد تا اینکه با خانواده ش.ن. آشنا شدم پسر وی فردی بود تقریباً بی‌کله و سرش می‌رفت دنبال این جور کارها اما این قضیه را به او نمی‌گفتم فقط می‌گفتم این پسره موی دماغم شده پیش چشم منه می‌گفت من کارش را تمام می‌کنم گوشمال درستی به او می‌دهم من روز چهارشنبه رفتم با بچه‌ها و عیالم روستای ده ... بچه‌هایم را آنجا گذاشتم با عمویم به نام ع. و. رفتم روستای ر. و درب منزل م. س. عمویم با پیکان رفت من ماشین م. س. که پژو ۲۰۶ بود گرفتم رفتم به طرف ج. زنگ زدم به س. ش.ن. ایشان گفت من بهشت زهرا منتظر شما هستم رفتم او را بردم منزل ز. شروع کرد به تریاک کشیدن ا. م. و ر. م. آمدند بعد رفتیم من و س. با هم رفتیم سوار ماشین پژو شدیم حتی ز. هم نمی‌دانست که ما کجا می‌رویم رفتیم روی جاده ج. به من زنگ زد ... گفتم لباس‌های بلوچی‌ات را بپوش فلکه م. منتظر ما باش منتظر ما بود مقداری پرس غذا و رانی گرفته بودم و کمپوت گیلاس رفتیم فلکه م. س. ش.ن. عقب ماشین رفت نشست م. ن.ن. جلو ماشین رفتیم به طرف ر. وسط راه من به ه. زنگ زدم گفتم کجایی گفت ر. هستم الآن می‌خواهم بروم ک. من گفتم ما داریم می‌آییم منزل شما جایی نروید ایشان گفت باشد جایی نمی‌روم ... رسیدیم به دو راهی س. و ر. باز من تماس به . گرفتم که محفل و غذا آماده کن ما داریم می‌آییم رفتن ک. را کنسل کن گفت باشد رسیدیم به سه راهی زیارت م. (ع) و ماشین را دور زدیم داخل جاده م. نگه داشتیم من از خودرو رفتم بیرون در این حین س. با سیم انداخت گردن م. و او را غافلگیر کرد یک دفعه خون از دهان ن.ن. بیرون آمد به من گفت سریعاً سوار شد من سوار شدم رفتیم حدود سه الی چهار کیلومتر راه س. ش. به من گفت نگهدار نگه داشتم ایشان پیاده شد کمر مرحوم را گرفت و بیرون انداخت بعد از آن هم داخل پل به من گفت تو برو دوری بزن بالا و پایین برو بعد بیا من رفتم دوری زدم که دیدم س. ش. از پایین پل آمد بالا و با حالتی آشفته و شلوارش هم بالا کشیده بود سوار شد حرکت کردیم گفتم چکار کردی گفت کارش را تمام کردم نامه را هم داخل جیبش نامه را از قبل س. نوشته بود انداختیم و حرکت کردیم گفتم درست و واضح بگو چکار کردی گفت با سنگ زدم داخل سرش و آمدم نرسیده به س. س. بالا آورد شروع کرد به استفراغ کردن رفتیم تا به روستای گ. رسیدیم ه. به من زنگ زد گفت نیامدی گفتم کنسل شده داریم برمی‌گردیم ج. رفتیم پمپ بنزین خیابان ک. بنزین زد رفتیم به طرف منزل س. را بردم به روستای د. گفتم با کسی از این موضوع با کسی صحبت نکن خودت را مدتی گم و گور کن گفت باشد در زندان بودم به لطف خدا خبر مرگ ک. ر. را شنیدم و ادعای تجاوز به مادر و برادر و خواهر مقتول کذب است می‌خواهند زیرا بار اتهامات کمر مرا خم کنند (خم بیاورند) اتهامات کارشناسانه بررسی شود تا عدالت برقرار شود. (صفحه ۴۲۶ الی ۴۲۹ پرونده) از آقای م. س. تحقیق شده است نحوه ماشین دادن و تقاضای متهم م. و. پرسش شده گفته سر قضیه قتل برادرم با ایشان آشنا شدم و اولین باری بود که از من تقاضای ماشین کرد به خانه ایشان نرفته‌ام و او هم به خانه ما نیامده و مقتول را هم نمی‌شناختم و نمی‌شناسم. و ش. را هم نمی‌شناسم دانشجوی فقه و مبانی حقوق دانشگاه آزاد هستم. مورخه ۱۳۸۸/۹/۵ مجدداً از م. و. تحقیق شده و مطالب قبل را از اینکه که به ملاقات مقتول رفته را مجدداً بیان کرده است ... بعد از پاسگاه ه. گفتم م. تو کار بدی با من کردی من حواله‌ات را دادم به خدا م. به عقب ماشین نگاه کرد گفت بیا دعای آرامش را بخوانیم و رفتیم به طرف سه راهی م. ابتدا به طرف بهشت زهرا رفتیم بعد دور زدیم به طرف روستای م. و پنجاه متر بالا رفتیم دور زدم و ده متری آمدیم به طرف جاده اصلی من که از خودرو پیاده شدم و گوشی را کنار گوشم گذاشتم دیدم سیم را س. ش.ن. انداخت به طرف گلوی م. و با پایش به طرف صندلی گرفت و سر م. پایین افتاد و خونی از دهانش بیرون ریخت گفتم حرکت کن حرکت کردیم به پل رسیدیم س. گفت نگهدار نگه داشتم س. پیاده شد سرش را گرفت و به بیرون انداخت طوری که سر م. به بتون کنار خورد رفت و او را انداخت داخل پل به من گفت بالا و پایین برو تا کسی نیاید من رفتم بعد از چندین دقیقه به پل رسیدم و شروع به بوق زدن کردم ... مطالب سابق را نزد قاضی تکرار کرده است اصلاً‌ بنده‌ دست به جسد نگرفته تمام حقایق همین است. (صفحه ۴۸۴ الی ۴۸۷ پرونده). برگ اظهارنظر پزشکی قانونی حاکی است : « با توجه به شرح معاینه جسد و کالبدگشایی انجام شده نتایج آسیب‌شناسی و بررسی صحنه فوت علت فوت شکستگی وسیع استخوان‌های جمجمه و خونریزی مغزی و عوارض ناشی از آن تعیین می‌گردد ضمناً خونمردگی کوچک در ناحیه سمت چپ گردن مشهود بود که با توجه به شیار گردن موجود و اینکه آسیب شناسی نیز خونمردگی را تأیید نموده است نشان‌دهنده فشار بر عناصر حیاتی حلق و حنجره می‌باشد. (صفحه ۵۲۶ پرونده). اختلاف و تناقض در برگ معاینه جسد و وجود دستمال یزدی دور گردن جسد که گره خورده بود موجب شده که دادگاه از پزشکی قانونی رفع ابهام را در نظریات خواستار گردد. پزشکی قانونی شهرستان ب. طی شرحی در پاسخ به درخواست یاد شده نامه‌ای ارسال که قید شده در خط نهم شرح معاینه جسد شیار گردنی ذکر شده عمقی حدود دو الی سه میلیمتر داشت که به اشتباه بیست و سه تا سی میلیمتر تایپ و گزارش گردیده است. (صفحه ۶۱۱ پرونده) آقای ا. خ. وکیل پایه یک دادگستری از جانب آقای م. و. اعلام وکالت کرده است (صفحه ۶۱۲ پرونده) از آقای ا. ه. تحقیق شده تقریباً اظهارات م. و. در مورد تلفنی زدن به وی را تأیید کرده است و گفته از قتل بی‌اطلاع است مشارکت در قتل به وی تفهیم اتهام او رد کرده است (صفحه ۶۳۹ الی ۶۴۱ پرونده) گفته مقتول و س. ش. را نمی‌شناسم گفته زمان قتل را نمی‌دانم ولی م. و. یک بار به من زنگ زد که داریم می‌آییم و بعد هم زنگ زد گفت نمی‌آییم. فقط شنیدم که حاجی و. یک نفر را که با خانمش رابطه نامشروع داشته را کشته. نمی‌دانم چند وقت بعد اما یک روز به من زنگ زد گفت زنگی که بهت زدم فراموش کن همانجا چالش کن گفتم چرا قطع کرد ... این حرف‌های و. برای مبهم بود که چرا این حرف را می‌زند. م. و. در مورد چگونگی جلب س. ش. به خودش و اینکه به وی پول تو جیبی داده و ... اظهاراتی را بیان کرده است (صفحه ۶۵۸ پرونده) قرار بازداشت ا. ه. فک و با کفیل آزاد شده است مجدداً از م. و. تحقیق شده و منکر حضور زیر پل شده گفته نحوه ضربه زدن به سر را ندیده است و داخل ماشین بالا و پایین می‌رفته و یادش نیست که چقدر پول وعده داده است گفته چون یکسال می‌گذرد یادم نیست (صفحه ۶۹۸ و ۶۹۹ پرونده) اقدامات نیابتی و جلب و بازرسی منازل و اماکن حضور احتمال متهم س. ش.ن. در چندین نوبت انجام و نتایجی حاصل نشده است و از طریق آگهی نیز اقدام شده است . ۱۳۹۰/۶/۱۳ در وقت مقرر جلسه دادگاه عمومی جزایی ر. با حضور طرفین و در غیاب متهم فراری س. ش.ن. تشکیل شده است اولیاء‌دم طرح شکایت و گفته‌اند همین آقا ( م. و. با پسر ما دوست شده و وی را کشته است و او مامور آگاهی بوده است تقاضای رسیدگی داریم گناه بچه من چه بود سم بدهی، خفه کنی و سنگ به سرش بزنی زجرکش کنی یکسره دنبال رضایت هستند من رضایت نمی‌دهم اشد مجازات را خواهانم اتهام مشارکت در قتل به آقای م. و. تفهیم شده است. جواب داده که س. ش.ن. در تمام لحظه‌ها بوده و ایشان را زیر پل برده و بنده حدود دویست متر با پژو ۲۰۶ بالاتر ایستاده بوده‌ام و در لحظه کشته شدن مقتول حضور نداشته‌ام. و نحوه قتل را من راننده بودم نزدیک پ. س. وی را در حالیکه زنده بود از خودرو پیاده کرد مرحوم دفاع و مقاومتی انجام نداد ... مادر مقتول گفته فامیل س. گفته‌اند س. راننده بوده سم داخل آب میوه به او داده و م. و. خودش سیم به گردن او انداخته و دو نفری او را با ماشین زیر پل برده‌اند و خودش با سنگ بچه مرا زده است (صفحه ۸۵۵ الی ۸۵۹ پرونده) در ادامه گفته اول خودش پول تقاضا نکرد من پیشنهاد پانصد هزار تومان دادم قبول کرد پانصد هزار تومان را هم دیگر نتوانستم به او بدهم مادر مقتول گفته پنج میلیون به وی داده و گفته س. دیدی ندیدی نقشه قتل را از زمانی که به من خیانت کرد نقشه آن را کشیدم س. اصلاً‌ رانندگی بلد نیست و در بیان آخرین دفاع همان مطالب را تکرار کرده است. با ذکر مطالب معنون و احراز مجرمیت اتهام مشارکت در قتل عمدی احراز و قرار مجرمیت آقای م. و. صادر شده است (صفحه ۸۶۱ الی ۸۶۳ پرونده) و در مورد سایر متهمان قرار منع پیگرد صادر شده است (صفحه ۸۶۴ پرونده) دادستان با مجرمیتش مخالفت و نقص تحقیقاتی گرفته است به اینکه صحنه بازسازی شود سپس اظهارنظر شود و اظهار کرده چون کینه داشته بعید است س. ش. مباشر باشد مباشر در قتل باید شخص م. و. باشد. (صفحه ۸۶۷ پرونده) مورخه ۱۳۹۰/۷/۶ صحنه بازسازی و در زیر پل متهم اظهار داشته من زیر پل نیامدم و از اتفاقات پایین پل بی‌اطلاع هستم. (صفحه ۸۷۱ پرونده) در بازسازی صحنه علیرغم اینکه گفته بود از ماشین پیاده شده این بار گفته داخل ماشین نشسته بوده و جانشین بازپرس بنا به تناقضات به عقیده خود به مشارکت در قتل باقی مانده است به ویژه که سوء‌نیت و رکن معنوی و مادی جرم را احراز کرده است و اینکه وزن متوفی به گونه‌ای نبوده که یک نفر به تنهایی در زیر پل سر وی را به سنگ بزرگ در زیر پل موجود بوده زده باشد و جسد را به محل کشف منتقل کند. (صفحه ۸۷۳ الی ۸۷۵) دادستان و بازپرس اختلاف در خصوص متهم س. ش.ن. در مورد غیابی بودن دادستان خواسته پس از رفع اختلاف در مورد م. و. پرونده به نظرش برسد دادگاه با توجه به اینکه قصاص را حق‌الناس دانسته رسیدگی غیابی را تجویز و برابر عقیده جانشین دادستان اظهارنظر کرده است (صفحه ۸۷۷ پرونده) کیفرخواست صادر شده است (صفحه ۸۷۸ الی ۸۸۱ پرونده) آفای ف. ع. به عنوان وکیل تسخیری س. ش.ن. تعیین شده است وقت دادرسی تعیین و ابلاغ و آگهی شده است ۱۳۹۱/۴/۱۳ جلسه دادگاه کیفری استان ک. در وقت مقرر با حضور نماینده دادستان و والدین مقتول م. ن.ن. و متهم م. و. و وکیل ایشان حاضرند س. ش.ن. علیرغم ابلاغ آگهی وقت دادرسی در نشریه روزنامه واقعه شماره ۱۲/۳ ـ ۱۳۹۰/۹/۳۰ حضور ندارد وکیل تسخیری ایشان آقای ف. ع. حضور دارد نماینده دادستان کیفرخواست را قرائت و تقاضای کیفر قانونی کرده است اولیاء‌دم اظهار داشتند ما از ش.ن. شکایت نداریم پسرمان را همین فرد به قتل رسانده است ما فقط از م. و. شکایت داریم قاتل بچه ما همین یک نفر می‌باشد و سوالاتی را پاسخ داده‌اند در رابطه با رفت و آمد و ارتباط م. و. و خانواده فرزند مقتولشان. بچه ما چیزهایی از ایشان دیده بود می‌خواست به مافوق‌هایش بگوید برای همین او را کشته به بچه من پیشنهاد لواط هم داده بود سه ماه بود که قطع رابطه کرده بودیم ... تقاضای قصاص نفس را دارم پدر مقتول هم تقاضای قصاص نفس کرده مادرش گفته با اینکه می‌دانم آن شب دو نفر بودند و راننده کس دیگری بود م. و. و پسرم صندلی عقب نشستند ش.ن. تقصیری ندارد. به متهم م. و. تفهیم اتهام مشارکت در قتل عمدی شده است گفته اتهام را نمی‌پذیرم و توضیحات سابق‌الذکر را بیان کرده و گفته به انگیزه انتقام گرفتن از مقتول همراه س. ش.ن. که حدود بیست سال سن دارد رفتیم به ر. چون مرا با فریب برده به شرور ک. ر. نشان داد در یک بیابان به نام ج. یکدفعه دیدم هفت تا هشت نفر سر گله پوشیده مرا گرفتند فقط ک. ر. صورتش باز بود. ک. ر. که با شما اینقدر بد بود چرا شما را نکشت ؟ گفته مرحوم نگذاشت مرا بکشد. در پاسخ به سؤال اینکه چرا باید س. ش.ن. بخاطر شما یک قتل انجام دهد یکی اینکه حسادت می‌کرد که من با مرحوم خیلی رفیق هستم و یکی هم اینکه من پیشنهاد چهارصد تا پانصد هزار تومان پول به او دادم البته چیزی پرداخت نکرده بودم من هم قصد داشتم که مرحوم کشته شود ولی س. قتل را انجام داد و سیم و آلات را هم خودش آورد گفت سنگ زدم به سرش چون استفراغ کرد من هم باور کردم جلسه بخاطر انجام تحقیقات تجدید شد (صفحه ۶۴۷ جلد سوم الی ۶۵۲ پرونده) مادر مقتول خانم گ. الف.پ. طی لایحه‌ای یک برگی مدعی شده که س. ش.ن. بخاطر قتل دیگری قبلاً فراری بوده متهم متوجه شده و قتل پسر مرا گردن او می‌اندازد (صفحه ۶۶۵ پرونده جلد سوم) جلسه برای ۱۳۹۱/۱۰/۹ تعیین وقت شده و برای س. ش.ن. آگهی شده است به لحاظ عدم حضور وکیل متهم م. و. و عدم وصول ابلاغیه وی جلسه تجدید شده است جلسه برای ۱۳۹۲/۲/۲۱ تعیین و آگهی برای س. ش.ن. شد. آقای ع. ر. وکیل پایه یک دادگستری به وکالت از آقای ا. خ. فرد به جانشینی به وکالت م. و. اعلام وکالت کرده است (صفحه ۶۹۲ و ۶۹۳ پرونده) ۱۳۹۲/۲/۲۱ جلسه دادگاه در وقت مقرر با حضور نماینده دادستان در شعبه سیزده دادگاه تجدیدنظر ک. و اولیاء‌دم و وکیل آنان آقای ح. م. و م. و. وکیل وی با وکالت توکیل آقای ع. ر. و س. ش.ن. همچنان متواری است وکیل تسخیری وی حضور دارد وکیل اولیاء‌دم اظهار داشت موکلین م. و. را قاتل فرزندشان می‌دانند و از س. ش.ن. شکایتی ندارند و خواهان صدور حکم قصاص هستند و با اینکه توجیه شده‌اند که اگر س. ش.ن. دستگیر و اقرار کند گفته‌اند اقرارش غیرواقعی است و قابل پذیرش است با توجه به اقاریر متعدد آقای و. و توجیهی که برای ارتکاب قتل کرده است و اینکه بعد از استکتاب معلوم شده نامه مکشوفه خط س. ش. نیست از طرفی طرفین تقریباً هم سن بوده‌اند امکان ندارد یک نفر بتواند یک نفر را به این صورت بکشد ... بخاطر تفاضل دیه و توجیه اقدام خود به ناچار دیگری را شریک در جرم اعلام کرده است که شاید بتواند از قصاص نفس جلوگیری کند استدعای مجدد از محضر دادگاه بررسی لازم و تشخیص حقیقت و صدور حکم مقتضی است نماینده دادستان با توجه به کیفرخواست تقاضای صدور حکم به محکومیت متهمین را خواسته است. تفهیم اتهام شده م. و. گفته عمده مطالب همان است که قبلاً گفته‌ام من اگر قتل کرده بودم هرگز خودم را معرفی نمی‌کردم پرسیده شده از کجا مطمئن شدید قتل واقع شده شما ناظر قتل بودید گفته خون پاشیده بود به لباس وی ( س. ش.) وکیل گفته لایحه دفاعیه تقدیم می‌کند در بیان آخرین دفاع گفته مشارکت را قبول ندارم موقع قتل ۷۰۰ ـ ۶۰۰ متر دور بودم تقاضای حکم الهی دارم والا در محضر خداوند از همه شماها شکایت خواهم کرد قبول ندارم مشارکت را و وکیل س. ش. لایحه‌ای دفاعی تقدیم کرده ضم سابقه است (صفحه ۶۹۶ الی ۷۰۰) در آن ذکر شده که م. و. انگیزه قتل داشته و طرح‌ریزی کرده است از فراری بودن موکل سوء استفاده کرده همه مطالب را به گردن او می‌اندازد اولیاء‌دم از موکل شکایت ندارند و موکل را قاتل نمی‌داند و تقاضا حکم شکایت کرده است (صفحه ۷۰۱ پرونده) وکیل اولیاء‌دم در آخرین لحظات دادگاه طی لایحه‌ای نوشته س. ش. باید مجازات خود را تحمل کند ما رضایت علیه س. ش. نداده‌ایم. (صفحه ۷۰۲ پرونده) با عدولی از اخذ آخرین دفاع از آگاهی خواسته شده پیرامون لایحه مادر مقتول به اینکه آیا به علت دیگری متهم ش. زندانی است یا به اتهام دیگری تحت تعقیب است یا خیر ؟ مقتول کیست و در چه منطقه‌ای رخ داده است ؟ ... و در مورد ایراد وکیل متهم س. ش. به نظریه پزشکی قانونی نیز استعلام شده است در مورد شیار گردن که آیا در حکم مرده قرار داده است یا خیر ؟ آیا آخرین رمق حیات توسط ضربات به سر (جمجمه بوده) یا خیر ؟ پزشکی قانونی شیار دور گردن را اعلام کرده در زمان حیات بوده آخرین رمق حیات در اثر ضربات جمجمه اخذ شده است هر چند فشار بر عناصر حیاتی گردن در سلب قدرت تدافعی نامبرده مؤثر بوده است. (صفحه ۷۲۲ پرونده) ۱۳۹۳/۷/۱ جلسه دادگاه مجدد تشکیل و کیفرخواست قرائت و طرفین و وکلای ایشان حاضر بوده است و ش.ن. همچنان فراری است وکیل تسخیری وی حضور داشته این بار وکیل اولیاء‌دم به عنوان معاون در جرم از وی شکایت کرده و گفته مباشرت متوجه م. و. است به تنهایی و اولیاء‌دم هم گفته‌اند نظر ما نظر آقای وکیل است وکیل ش.ن. گفته من با لایحه از موکل دفاع می‌کند و خطاب به م. و. آخرین دفاع را بیان کند گفته اتهام مشارکت را قبول ندارم در زمان قتل وی حضور نداشتم وکیل متهم فراری در بیان آخرین دفاع گفته من حضور موکل در صحنه قتل را قبول ندارم حرف گفته مادر مقتول که متهم آمده به اتفاق فرد دیگری و فرزند مرا برده یا اظهارات متهم دلیل علیه موکل بنده نیست ختم دادرسی اعلام و مبادرت به صدور رأی شده است با توجه به اینکه اولیاء‌دم گفته‌اند از ش.ن. شکایتی ندارند در حالی که کیفرخواست وی را متهم به مشارکت در قتل اعلام کرده است و م. و. را هم منصرف از کیفرخواست که شریک در قتل اعلام کرده است معاونت در قتل عمدی مرحوم م. ن.ن. دانسته دادگاه با این عنوان که اولیاء‌دم مطالبه قصاص نکرده‌اند سقوط قصاص تلقی و از حیث جنبه عمومی به استناد ماده ۶۱۲ و تبصره ذیل آن از قانون مجازات اسلامی ش.ن. (متهم فراری) را به تحمل ده سال حبس تعزیری درجه ۴ و از باب تکمیل کیفر به دو سال اقامت اجباری در شهرستان ا. خوزستان و متهم م. و. را به اتهام معاونت در قتل م. ن.ن. به تحمل پنج سال حبس تعزیری درجه ۵ و کیفر تتمیمی دو سال اقامت اجباری در شهرستان ب. خوزستان و دو سال انفصال از خدمت دولتی محکوم کرده است و دو سال ممنوعیت از حمل سلاح گرم حتی پس از بازگشت به خدمت و دو سال ممنوعیت از اشتغال به هر شغلی که نیاز به پروانه کسب دارد و نسبت به مشارکت م. و. در قتل عمدی حکم بر برائت صادر کرده‌اند به این مطلب اشاره کرده‌اند که بعید نیست حق قصاص یا مصالحه به دیه با شرایطی که دارد (متواری بودن) متهم همان ش.ن. برای اولیاء‌دم محفوظ باشد. منوط به نظر قضات دیوان عالی کشور کرده است وکیل اولیاء‌دم لایحه‌ای در سیزده برگ تقدیم و فرجام‌خواهی کرده است اجمالاً با اشاره به اقاریر و اظهارات متهم و. در آگاهی و کتمان حقیقت در آنجا و سپس در بازپرسی اقرار کرده به انگیزه خودش راجع به قتل دادگاه بدون این پرسش که اگر دادگاه به آنجا برسد که س. ش.ن. قاتل و مباشر در قتل بداند آیا قصاص می‌خواهید یا دیه، قصاص را ساقط و جنبه عمومی جرم را منظور نموده است و ... ذکر این مطالب که در بازداشتگاه نزد د. ر. و ا. ک. اقرار به قتل کرده است مورخه ۱۳۸۸/۸/۱۹ و اظهارات وی نزد استوار واحدی فرق معاون و مباشر را دانسته و سعی کرده آن‌ها را به کمک کردن به خودش متقاعد کند(عضوممیز) لایحه هنگام شور قرائت خواهد شد. هیئت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید پس از قرائت گزارش آقای م. سلطان همتیار عضو ممیز و اوراق پرونده و نظریه کتبی آقای دکتر احمد قاسمی دادیار دیوان عالی کشور اجمالاً مبنی بر « عدم شکایت از متهم متواری س. ش.ن. دلیل بر اسقاط حق قصاص نیست در خصوص دخالت و مباشرت متهم م. و. در قتل تحقیق کافی صورت نگرفته عقیده به نقض دادنامه صادره و ارجاع امر به شعبه هم‌عرض را دارم » مشاوره نموده چنین رأی می‌دهد.

رأی شعبه دیوان عالی کشور

فرجام‌خواهی آقای ح. م. وکیل پایه یک دادگستری به وکالت از سوی اولیاء‌دم مقتول مرحوم م. ن.ن. ( الف. ن.ن. و غیره) نسبت به دادنامه شماره ۹۰۰۰۲۱۶ ـ ۱۳۹۳/۱۰/۱۴ صادره از شعبه اول دادگاه کیفری استان ک. که به موجب آن آقای س. ش.ن. غیاباً به اتهام مباشرت در قتل عمدی مرحوم م. ن.ن. با ساقط دانستن قصاص (حق اولیاء‌دم) به لحاظ جنبه عمومی بزه وی را به تحمل حبس و اقامت اجباری به شرح دادنامه محکوم کرده است و آقای م. و. را از شرکت در قتل عمدی نامبرده تبرئه و بابت معاونت در قتل به تحمل حبس و اقامت اجباری و محرومیت از حقوق اجتماعی نیز محکوم کرده است با توجه به محتویات پرونده، لایحه تقدیمی وکیل اولیاء‌دم. نحوه اظهارات و اقاریر اولیه متهم م. و. و ذکر انگیزه خودش برای دسیسه‌چینی و ترغیب متهم متواری س. ش.ن. به قتل و اینکه دور گردن مقتول دستمال یزدی گره خورده و سیم موتور نبوده و شاهدی نیز وجود ندارد که ادعای متهم م. و. را اثبات کند متهم متواری غیر از ادعای ترغیب که متهم م. و. می‌کند انگیزه‌ای برایش وجود نداشته به حدی باشد که وی را راغب به ارتکاب قتل عمدی نماید از طرفی گرچه به نظر می‌رسد رأی با عجله صادر شده است حتی اگر به علم بنا بود رأی صادر شود دلیل به ارتکاب جرم آن هم با انگیزه توسط آقای م. و. مقرون به واقع می‌باشد تا از جانب کسی که به هر دلیلی دسترسی به وی امکان‌پذیر نشده (فرار یا هر علت دیگری) حداقل حضور متهم م. و. بنا به اقرار خودش در محل قتل و انگیزه‌اش برای انجام قتل و کینه‌ای که از مقتول به دل داشته است حداقل اتهام مباشرت در قتل در حد لوث را نسبت به مشارالیه اثبات می‌کند و اینکه اولیاء‌دم با عدم شکایت از متهم متواری حق قصاص را از خود ساقط کرده‌اند وجاهت شرعی و قانونی ندارد که مرجع قضایی را مجاز به اعمال جنبه عمومی بزه نماید منصرف از اینکه اولیاء‌دم توجیه به اعمال یا عدم اعمال حق قانونی خود هم نشده‌اند بنا به قاعده « لایبطل دم امرء مسلم » و صائب تشخیص نمودن مفاد لایحه فرجام‌خواهی وکیل اولیاء‌دم مستنداً به بند ب قسمت ۴ از ماده ۴۶۹ قانون آیین دادرسی کیفری رأی صادره نقض و رسیدگی مجدد به شعبه هم‌عرض ارجاع و محول می‌گردد مقرر است پرونده به مرجع مربوطه اعاده شود.
رئیس و عضو معاون شعبه ۷ دیوان عالی کشور
حسین انتظاری - محمد سلطان همتیار
میانگین امتیاز: ۵.۰ از ۰ رای

دیدگاه‌ها

۰ + ۰ =