معاونت در آدم ربایی
- عنوان
- معاونت در آدم ربایی
- شماره دادنامه
- ۹۳۰۹۹۷۰۹۲۵۰۰۰۹۸۷
- تاریخ دادنامه
- ۱۳۹۳/۰۶/۱۶
- گروه رای
- کیفری
- پیام
- چنانچه متهم در امر ربودن شاکی حضور و مداخله فیزیکی نداشته و تنها نقش وی در طراحی و چگونگی ربودن شاکی محرز شود،عمل وی مصداق معاونت در آدم ربایی است .
- مستندات
- ماده ۱۲۶ قانون مجازات اسلامی ۱۳۹۲-
رأی خلاصه جریان پرونده
به موجب دادنامه شماره ۵۲۷-۱۳۹۱/۳/۲۵ صادره از شعبه ۱۰۱ دادگاه عمومی جزایی شهرستان ... آقایان ۱- م.ش. ۲- ح.ز. ۳- م.ت. ۴- ح.ز. به اتهام مشارکت در آدمربائی آقای م.ز. به استناد ماده ۶۲۱ قانون مجازات اسلامی هرکدام به تحمل پانزده سال حبس محکوم و از اتهام تفخیذ و آقای ح.ز. از اتهام تفخیذ و تهدید با چاقو به لحاظ فقد دلیل تبرئه گردیدهاند. رأی صادره مورد اعتراض و تجدیدنظرخواهی وکلای آقایان م.ش. و ح.ز. و م.ت. قرار گرفته و شعبه ۱۷ دادگاه تجدیدنظر استان ... برابر دادنامه شماره ۱۳۵۲-۱۳۹۱/۰۸/۲۱ رأی تجدیدنظر خواسته را نسبت به آقایان ح.ز. و م.ت. تأیید و نسبت به آقای م.ش. نقض و حکم بر برائت ایشان از اتهام مشارکت در آدمربائی صادر کرده است. توضیحاً ماحصل رأی بدوی این چنین بوده: «متهمین با نقشه از قبل طراحی شده، شاکی را به محل مورد نظر خود کشاندهاند. بدین صورت که به خواهش آقای م.ش. شاکی با موتور خود آقای ح.ز. را به منزل آقای ز. برده و بلافاصله آقای ح.ز. از منزل بیرون آمده و به زور شاکی را داخل منزل برده و پس از آن آقای ش. به آنجا محلق شده که هر چند آقای م.ت. در عملیات فیزیکی ربایش ظاهراً دخالت نداشته، لیکن به واسطه دیگر متهمین شاکی را ربوده است و اظهارات آقای م.ت. در جلسه دادگاه بیانگر حضور همه متهمین از جمله خودش در محل مورد نظر شاکی است و آقای م.ت. اظهار داشته شاکی با آقایان ح.ز. و ش. و دو نفر دیگر آنجا ایستاده بودند، بحث لفظی شد، کلید موتور شاکی نزد ح.ز. بود، از ح. گرفتم و به م.ز. (شاکی) دادم و ...» آقای م.الف. به وکالت از آقای ح.ز. و م.ت. قبلاً درخواست اعاده دادرسی نموده که شعبه ۳۱ دیوان عالی کشور درخواست ایشان را مردود اعلام داشته است. آقای ف.ج. با تقدیم لوایحی که حین مشاوره قرائت خواهد شد، به طور جداگانه به وکالت از آقایان ح.ز. و م.ت. درخواست تجویز اعاده دادرسی کرده و راجع به هر کدام از موکلین خود یک فقره شهادتنامه محضری مبنی بر حضور آقای شاکی (م.ز.) در محل سکونت آقای ح.ز. بدون درگیری فیزیکی و لفظی و با میل و رغبت خود و چند قطعه عکس از منزل مورد ادعای شاکی به عنوان مدارک جدید ارائه داده است. پرونده پس از جری تشریفات قانونی جهت رسیدگی به این شعبه ارجاع گردیده است. متعاقب ارجاع پرونده به این شعبه، آقای ک.الف. به وکالت از نامبردگان لایحهای عمدتاً با استدلال ماهوی به انضمام چهار فقره شهادتنامه محضری و سه قطعه عکس جمعی شاکی با برادر ح.ز. و چند نفر دیگر و ... ارائه داده که پیوست پرونده میباشد. هیأت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش آقای ر.الف. عضو ممیز و قرائت لوایح تقدیمی وکلای متقاضیان اعاده دادرسی و بررسی سایر اوراق پرونده، مشاوره نموده، چنین رأی میدهد:رأی شعبه دیوان عالی کشور
با امعان نظر به مندرجات لوایح تقدیمی وکلای مستدعیان اعاده دادرسی و ضمایم آن، به ویژه مفاد رأی بدوی، نظر به این که آقای م.ت. در امر ربودن شاکی حضور و مداخله فیزیکی نداشته و در صورت احراز نقش وی در طراحی و چگونگی ربودن شاکی عمل مجرمانه ایشان، توجهاً به ماده ۴۳ قانون مجازات اسلامی سابق که قانون زمان وقوع جرم بوده و ماده ۱۲۶ قانون مجازات اسلامی مصوب سال ۱۳۹۲ معاونت در جرم آدمربائی میباشد که مجازات مقرر قانونی آن حداقل مجازات مقرر قانونی آدمربائی است. لذا درخواست اعاده دادرسی نسبت به نامبرده (آقای م.ت.) با بند شش ماه ۲۷۲ قانون آئین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور کیفری منطبق بوده و ضمن تجویز اعاده دادرسی، مستنداً به ماده ۲۷۴ همین قانون، رسیدگی مجدد تنها درباره ایشان به یکی از شعب همعرض دادگاه صادرکننده رأی قطعی در استان ... ارجاع میگردد و اما درخواست اعاده دادرسی نسبت به متقاضی دیگر آقای ح.ز. نظر به این که مطلب و مدرک جدید و مؤثر که تجویز اعاده دادرسی را نسبت به ایشان ایجاب نماید، عنوان و ارائه نگردیده و مفاد لوایح تقدیمی بیشتر دفاعیات ماهوی است که مؤثر در مقام نیست و شهادت نامههای ابرازی نیز مدرک جدید تلقی نمیشود؛ زیرا تعرفه شهود در تمام مراحل تحقیق و دادرسی برای طرفین ممکن بوده است و درخواست با هیچیک از جهات و شقوق ماده ۲۷۲ قانون اخیرالذکر انطباق ندارد. لذا موجب قانونی برای پذیرش تقاضای اعاده دادرسی درباره آقای ح.ز. وجود ندارد و ردّ میشود.شعبه ۳۵ دیوان عالی کشور - رئیس و عضو معاون
سید رضا سید کریمی - رحمت اله احمدی
میانگین امتیاز: ۵.۰ از ۰ رای