اختلاف در نوع نکاح

عنوان
اختلاف در نوع نکاح
شماره دادنامه
۹۳۰۹۹۸۰۲۱۶۷۰۱۰۴۱
تاریخ دادنامه
۱۳۹۴/۰۸/۰۵
گروه رای
حقوقی
پیام
در زمان تردید در نوع نکاح، اصل بر نکاح دائم است مگر آنکه انقطاعی بودن اثبات شود. عنوان: تاثیر مهریه در نوع نکاح پیام: در صورت اثبات اصل زوجیت و اختلاف در نوع آن، ادعای توامان زوج مبنی بر انقطاعی بودن نکاح و عدم تعیین مهر پذیرفته نیست. زیرا عدم تعیین مهر موجب بطلان نکاح موقت می شود. بنابراین عدم تعیین مهر در نکاح، دلالت بر وقوع نکاح دائم دارد.

رأی خلاصه جریان پرونده

خانم ز. ء د.پ. به طرفیت آقای ف. الف. با وکالت خ. ع.ن. ، به خواسته زوجیت اثبات دادخواستی تقدیم مجتمع قضایی خانواده ۲ (ونک) نموده و پرونده به شعبه ۲۶۷ مجتمع مذکور ارجاع شده است وکیل خواهان مرقوم داشته خوانده محترم در تاریخ ۱۳۹۰/۵/۷ موکله را با تعداد ۵۰۰ عدد سکه تمام بهار آزادی به عقد دائم خود درآمده و علیرغم گذشت سه سال از زندگی مشترک زیر یک سقف که اسناد و مدارک آن از جمله کپی اجاره‌نامه‌ها به پیوست می‌باشد به بهانه‌های واهی از ثبت رسمی ازدواج امتناع می‌ورزد درحالیکه شهود متعددی هم هستند که در دادگاه شهادت دهند و در پایان وکیل خواهان تقاضای صدور رأی مبنی بر اثبات زوجیت نموده است. آقای ع. ح.ز. به عنوان وکیل خوانده اعلام وکالت کرده است و لایحه‌ای نیز تقدیم داشته و مرقوم داشته به دلیل روابط کاری بین طرفین و تقاضای خواهان عقد موقت ۱۰ ساله‌‌ای خوانده شده است و بعد از مدتی به دلائلی مدت را به موکل بذل کرده و کمک‌های زیاد مالی هم به خواهان نموده است ولی دلیلی برای اثبات زوجیت دائم وجود ندارد. وکیل خواهان در جلسه مورخ ۱۳۹۳/۱۰/۱۴ دادگاه که با حضور طرفین و وکلای آنان تشکیل شده است اظهار داشته حسب رسید و مدرک عادی که به مهر و امضاء خوانده با سربرگ محل اشتغال خوانده دارد و اصل مدرک مذکور در دست ایشان می‌باشد صراحتاً حاکی از وقوع عقد نکاح با تعداد مهریه توافق ۵۰۰ عدد سکه تمام بهار آزادی فیمابین موکله و خوانده محترم دارد و در پاسخ لایحه دفاعیه وکیل محترم خوانده باید به استحضار برسانم موکله ساکن شهرک غرب است و توان مالی بسیار بالایی دارد و به هیچ وجه در زندگی مجردی معسر نبوده که به دلیل حمایت مالی خوانده خود را به عقد موقت در اختیار مرد زن دار قرار دهد و ثانیاً خوانده اقرار به وجود اصل نکاح دارد و از آن گذشته موکل حقوقدان نبوده که اطلاع از منع وجود ازدواج با نامبرده را داشته بعلاوه اینکه مدام خوانده اظهار داشته که برای عقد نکاح دائم نیازی به اذن پدر نیست و لذا شهود متعددی حاضر به ادای شهادت در خصوص عقد دائم با مهریه مذکور هستند که تقاضای احضار شهود دارم. خوانده در پاسخ به اظهارات وکیل خواهان اظهار داشته اولاً کپی ارائه شده از ناحیه خواهان که از ارائه اصل آن امتناع نمودند مورد انکار موکل است و با توجه به اینکه خواهان منشی موکل بوده و دسترسی به مهر ایشان داشته است مهر بصورت غیرقانونی در برگه مذکور استفاده شده است و امضای موکل هم به صورت اسکن در سیستم موجود بوده که مورد سوءاستفاده قرار گرفته است و نوشته مذکور به دست‌خط خود خواهان است بنابراین ضمن انکار نسبت به سند مذکور و با توجه به ضرورت ارائه اصل آن در جلسه دادرسی وفق ماده ۹۹ قانون آیین دادرسی مدنی تقاضای اتخاذ تصمیم شایسته دارم ثانیاً خواهان مکلف است چنانچه دعوای خود را به استناد شهادت شهود اقامه کرده اسامی دقیق شهود در دادخواست قید و اعلام نماید و توجهاً به اینکه استناد به شهادت شهود بدون تشریفات دادرسی و قانونی است در حال حاضر قابلیت استماع ندارد. وکیل خواهان اظهار داشته اصل مدرک استنادی در دست خوانده است و امکان ارائه آن توسط موکله ممکن نیست و اسامی شهود را ضمن لایحه‌ای اعلام می‌نمایم در ادامه وکیل خواهان اعلام نموده است چون وکیل خوانده وجود رابطه شرعی فیمابین موکل خود و خواهان را تصدیق نموده‌اند از تحقیقات مجدد منصرف هستیم و جهت اثبات نکاح دائم و مهریه توافق شده فیمابین به تعداد ۵۰۰ سکه بهار آزادی تقاضای استماع شهادت شهود را داریم. دادگاه با صدور قرار استماع شهادت شهود و دستور تعیین وقت و اعلام به وکیل خواهان جهت تعرفه شهود به دادگاه و حضور آنان در وقت مقرر و متعاقب تعیین وقت دادرسی یکی از شهود به نام م. خ. طی مرقومه ارسالی اعلام داشته چون در وقت مقرر وقت مصاحبه در سفارت هلند دارم مطالب خود را مکتوب تقدیم می‌نمایم و مرقوم نموده مورخ ۱۳۹۱/۳ اینجانب یک واحد مسکونی واقع در پ. بلوار ع. به زوجین آقای ف. الف. و خانم ز. ء د.پ. اجاره دادم ضمناً من ملک خود را فقط در بنگاه معاملاتی به زوج اجاره دادم بنگاه معاملاتی هم شاهد بودند که این دو نفر آمدند و هر دو اقرار کردند که زوج هستند و منزل را برای یکسال اجاره کردند و بعد از یکسال تخلیه کردند. (۴۳). (ضمناً تصویر عقدنامه ادعائی خواهان ارائه و پیوست پرونده است برگ ۵۱) شاهد دوم که در وقت مقرر (۱۳۹۳/۱۰/۲۹) با شهود دیگر حاضر شده‌اند به نام م. ن. می‌گوید من کارشناس بیهوشی می‌باشم ۵ سال پیش با خانم د.پ. همکلاسی بودم و رابطه ما برقرار است یکی از دروس دانشگاه کنترل درد بود که توسط آقای دکتر الف. (خوانده) تدریس می‌شد پس از مدتی متوجه شدیم خانم د.پ. ازدواج کرده و بعد فهمیدم همسر ایشان دکتر الف. است لذا با یکی دیگر از دوستان برای صرف شیرینی به رستوران رفتیم ما از ازدواج این دو نفر با خبر بودیم و من شاهد ارتباط صمیمی طرفین بودم و من در جریان سفر آن دو به آمریکا بودیم بعلاوه فیلم ازدواج آن‌ها را دیده‌ام ولی جزئیات ازدواج و مهریه را نمی‌دانم. خانم ش. جانشین فرزند ح. به عنوان شاهد می‌گوید من دوست ۱۴ ساله خانم د.پ. هستم با توجه به شناخت دقیقی که از ایشان دارم با اطمینان می‌گویم که ایشان با توجه به دوشیزه بودن و شرایط جسمی و روحی، زیبائی و برخورداری از خانواده مناسب هرگز حاضر به عقد موقت آن هم با مرد متأهل نمی‌شدند و تنها با دائمی بودن عقد و معلوم بودن مهریه حاضر به نکاح با آقای ف. الف. شده‌اند و در بسیاری از سفرهای داخلی و خارجی با هم بوده‌اند ولی راجع به مهریه اطلاعی ندارم. آقای ع. ت. فرزند ق. شاهد دیگر می‌گوید« با شناخت ۱۰ ساله‌ای که از خانم د.پ. دارم سه سال پیش از خود ایشان شنیدم که به عقد دائم، دکتر درآمده و با هم زندگی می‌کنند و همیشه از من می‌خواستند برایشان دعا کنم و من در جریان مسافرت خارج کشور ایشان به عنوان ماه عسل بودم و ایمان دارم خانم د.پ. زیر بار عقد موقت نمی‌رفته است و در خصوص مهریه اطلاعی ندارم. وکیل خانم د.پ. در لایحه‌ای که به تقدیم نموده مرقوم نموده متن پیامک‌های ارسالی آقای دکتر ف. الف. به موکله که عنداللزوم استعلام از اداره مخابرات می‌گردد حاکی از وقوع عقد دائم است در جلسه مورخ ۱۳۹۳/۱۰/۳۰ پس از قرائت لایحه وکیل خواهان وکیل خوانده در پاسخ به آن لایحه و همچنین در برابر شهادت شهود اظهار داشته نهایت چیزی که پیامک‌ها اثبات می‌کنند روابط عاطفی بین خواهان و خوانده است و در خصوص شهادت شهود اولاً سه شاهد شهادت داده‌اند که شاهد و ناظر عقد نبوده‌اند و فقط شاهد رفت آمدهای طرفین بوده‌اند ولی در خصوص نوع عقد، میران مهریه و مدت آن اطلاعی نداشته‌اند ثانیاً در خصوص شهادت یکی از شهود به نام ع. ت. صریحاً اعلام نموده که اطلاعات وی از خود خانم د.پ. بوده است و لذا قابلیت اثبات ندارد. دو نفر دیگر شاهدم به رابطه ازدواج طرفین گواهی و شهادت داده‌اند و از سایر شرائط و خصوصیات عقد اظهار بی‌اطلاعی کرده‌اند و لذا شهادت شهود قابلیت اثبات ندارد و طرفین هر دو مدعی‌اند و هیچ یک بر دیگری ترجیح ندارد و تقاضای خارج شدن شهادت از عداد دلایل دارم و موکل اصل وقوع عقد موقت با یک عدد سکه را به عنوان مهریه قبول دارد و اقرار دارد و آمادگی دارد در این خصوص سوگند یاد کند. دادگاه پس از استماع اظهارات طرفین و وکلای آنان و استماع شهادت شهود به موجب رأی شماره ۰۱۸۷۸-۱۳۹۳/۱۲/۱۹ چنین انشاء رأی نموده است و خانم ز. ء د.پ. با وکالت آقای خ. ع.ن. دادخواستی به طرفیت آقای ف. الف. با وکالت آقای ع. ح.ز. به خواسته اثبات رابطه نکاح دائم از موخه ۱۳۹۰/۵/۷ با مهریه ۵۰۰ عدد سکه تمام بهار آزادی تقدیم نموده‌اند دادگاه با امعان نظر در محتویات پرونده با عنایت به اظهارات و مدافعات وکلای طرفین و ومدارک ابرازی خواهان مبنی بر خرید حلقه توسط خوانده که معمولاً و علی‌الخصوص با توجه به شرائط خوانده که مزدوج بوده و در نکاح موقت مرسوم نیست و مندرجات دو فقره اجاره‌نامه مبنی بر تهیه مسکن توسط خوانده برای سکونت خواهان به عنوان همسر است و مندرجات ظهر اجاره‌نامه همچنین لایحه شماره ۲۳۱۱-۱۳۹۲/۱۰/۱۴ وکیل خوانده که موید پرداخت ماهیانه ۵/۰۰۰/۰۰۰ ریال توسط خوانده به خواهان تحت عنوان حمایت‌های مالی است و دو فقره اخیر از مصادیق نفقه و از تکالیف زوج در نکاح دائم است وجود رابطه نکاح دائم را متبادر به ذهن می‌نماید با لحاظ مراتب و صرف‌نظر از دوشیزه بودن زوجه در زمان نکاح نظر به اینکه در پرونده دلیلی بر رابطه نکاح موقت مشاهده نگردیده و برابر نظرات فقهی و مسئله ۹ بخش نکاح موقت تحریرالوسیله جلد ۳ استباط می‌شود در زمان تردید در ماهیت نوع نکاح اصل بر نکاح دائم است دادگاه دعوی را مقرون به صحت تلقی نموده و حکم به رابطه نکاح دائم فیمابین خانم ز. ء د.پ. و آقای ف. الف. از تاریخ ۱۳۹۰/۸/۷ صادر می‌نماید ضمناً در پرونده دلیل و مدرکی مبنی بر تعیین تعداد ۵۰۰ سکه طلای بهار آزادی تحت عنوان مهریه موجود نیست و جهت تعیین مهرالمثل نیاز به طرح دعوی جداگانه پس از قطعیت دادنامه می‌باشد، وکیل دکتر ف. الف. خانم پ. ا. با تقدیم لایحه‌ای از رأی صادره تجدیدنظرخواهی کرده و لایحه وی حین شور قرائت می‌شود. آقای خ. ع. وکیل خانم د.پ. نیز در جواب وکیل خوانده (تجدیدنظرخواه) لایحه‌ای تقدیم نموده است شعبه دوم دادگاه تجدیدنظر استان تهران که عهده‌دار رسیدگی در مرحله تجدیدنظرخواهی بوده است به موجب دادنامه شماره ۰۰۴۰۶-۱۳۹۴/۳/۲۰ عیناً دادنامه تجدیدنظرخواسته را ابرام نموده است. وکیل ف. الف. با تقدیم لایحه‌ای که پیوست دادخواست فرجامی شده و شماره ۰۰۰۳۳-۱۳۹۴/۴/۳۱ به ثبت رسیده است از رأی صادره از شعبه دوم دادگاه تجدیدنظر استان تهران فرجامی نموده پس از تبادل لوایح و ارسال پرونده به دفتر دیوان عالی کشور حسب الارجاع پرونده تحت نظر قرار دارد. هیئت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید پس از قرائت گزارش آقای سید احمد طباطبایی عضو ممیز و اوراق پرونده در خصوص دادنامه شماره ۰۰۴۰۶-۱۳۹۴/۳/۲۰ فرجام‌خواسته مشاوره نموده با اکثریت چنین رأی می‌دهد.

رأی شعبه دیوان عالی کشور

فرجام‌خواهی خانم پ. ا. به وکالت از آقای ف. الف. به طرفیت خانم ز. د.پ. با وکالت آقای خ. ع. نسبت به دادنامه شماره ۰۰۴۰۶-۱۳۹۴/۳/۲۰ شعبه دوم دادگاه تجدیدنظر استان تهران که متضمن تأیید و استواری دادنامه شماره ۰۱۸۷۸-۱۳۹۳/۱۲/۱۹ شعبه ۲۶۷ دادگاه خانواده تهران مشعر بر اثبات زوجیت دائم فیمابین فرجام‌خواه و فرجام‌خوانده است، موجه نبوده است و انطباقی با جهات فرجام‌خواهی ندارد و دادنامه‌های بدوی و فرجام‌خواسته که با توجه به مبانی استدلالی مندرج در آن و محتویات پرونده صادر گردیده، مواجه با ایراد بین قانونی و شرعی نیست زیرا با توجه به پایبندی طرفین به مبانی شرعی و تلقی فعل مسلمان بر آن اصل زوجیت و نکاح معهود بین آنان بوده و مفروغ‌عنه است. و آنچه که مورد اختلاف است نوع نکاح است بدین نحو که فرجام‌خواه آن را منقطع و با بذل مدت خاتمه یافته تلقی نموده و فرجام‌خوانده قائل به دوام و بقاء آن است بنابراین از آنجا که دادگاه با تحقیقات از شهود و استماع اظهارات و بررسی موضوع، دوام زوجیت فیمابین را احراز نموده و علم حاصل از مستندات پرونده که خلاف آن مدلل نشده دارای حجت بوده و از ادله است و قانون و شرع آن را روا دانسته است و از طرفی با اصل قرار دادن دوام زوجیت در جائی که دلیلی بر انقطاع وجود ندارد بر این امر تأکید می‌نماید و فرجام‌خواه کراراً علیرغم پافشاری و اصرار بر انقطاعی بودن عقد نکاح منکر تعیین مهریه مورد ادعای فرجام‌خوانده شده است و عدم تعیین مهریه در عقد منقطع موجب بطلان آن است و لازم است مدت نکاح منقطع تعیین گردد که اولاً در مانحن فیه با فرض عدم تعیین مهریه، اصل نکاح صحیح بوده و توافق طرفین در ادامه زوجیت با توجه به پایبند بودن آنان به احکام شریعت خود دلیل بر عدم بطلان عقد به لحاظ توافق آنان بر دوام زوجیت است به عبارت روشن تر عقد نکاحی که مهریه در آن مشخص نشده دلالت کافی بر دوام آن دارد ثانیاً با اصل قرار دادن نکاح دائم، خروج آن از اصل و اصرار بر انقطاع نیاز به دلیل دارد که در مانحن فیه فرجام‌خواه دلیلی بر انقطاعی بودن ارائه و اقامه نکرده است و لاجرم در صورت عدم قید مدت چنین عقدی دائم فرض می‌شود و حضرت امام رضوان الله تعالی علیه نیز در مسئله ۹ از قسمت نکاح منقطع از کتاب نکاح چنین فرموده‌اند: « یشترط فی النکاح المنقطع ذکرالاجل، فلولم یذکره متعمداً اونسیاناً بطل متعه و انعقد دائماً ... در نکاح منقطع ذکر مدت عقد شرط است پس اگر عمداً یا از روی فراموشی مدت عقد ذکر نگردد عقد انقطاع باطل شده و عقد دائم منعقد می‌گردد. » بنابراین و بنا به جهات و دلائل مذکور و مستنداً به مواد ۳۶۶ و ۳۷۰ و ۳۹۶ قانون آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور مدنی و لحاظ اینکه از نظر رعایت اصول دادرسی نیز ایرادی ملاحظه نمی‌شود. ضمن رد دعوی فرجام‌خواهی، دادنامه فرجام‌خواسته ابرام می‌گردد.
مستشار و عضو معاون شعبه ۴۷ دیوان عالی کشور
اکبر فیض - سید صالح سجادی
میانگین امتیاز: ۵.۰ از ۰ رای

دیدگاه‌ها

۰ + ۰ =